۵ شهریور زادروز جهان پهلوان تختی
تختی مشهور به جهان پهلوان غلامرضا تختی، کشتیگیر ایرانی، در روز ۵ شهریور۱۳۰۹ در خانوادهای متوسط در محلهی خانی آباد تهران به دنیا آمد.
در ورزش ایران، تختی را بسیاری مردم به عنوان نماد پهلوانی میشناسند. او علاوه بر یک ورزشکار صاحب نام جهانی، یک فعال سیاسی، مخالف حکومت پهلوی و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود.
دوران کودکی جهان پهلوان تختی
تختی در پانزده سالگی با جوانهای محلهشان زورخانهای موقت ساختند تا در آن، ورزشهای باستانی را تمرین کنند.
همانطور که خودش بعدها شرح میدهد، او و دوستانش در سرما و گرما روی تشکهایی تمرین میکردند که خیلی نامناسب و کثیف بودند.
پس از آموزشهای ابتدایی، تختی آمادگی لازم برای ورود به زوخانهای به نام «پولاد» را پیدا کرد. اما خیلی موفق نبود و اطرافیان، او را به دلیل تمایلش برای تبدیل شدن به ورزشکاری درجه یک، دست میانداختند. [جهان پهلوان تختی، راد مردی که هرگز تسلیم نشد]
ترک تهران برای شغل و پیدا کردن تشک کشتی
تختی، تهران را برای کار در شرکت نفت ایران- انگلیس واقع در مسجدسلیمان ترک کرد. یک سال بعد برای خدمت سربازی خوانده شد. سروان پادگانی که تختی در آن خدمت میکرد، منشی فدراسیون کشتی ایران بود.
وی، تختی را در حرفه کشتی آزاد راهنمایی کرد. حرفهای که پس از کار در شرکت راه آهن تهران در سال ۱۳۲۷، به آن ادامه داد. با پشتکار زیادی که در این کار نشان داد، نهایتا در سال سال ۱۳۲۹نخستین مقام قهرمانی ملی ایران را به دست آورد. و سرانجام در سال۱۳۳۰ به عضویت تیمملی درآمد.
حضورجهان پهلوان تختی دررقابتهای المپیک
غلامرضا تختی در سال۱۳۳۱ در نخستین حضور خود در رقابتهای المپیک با کسب شش پیروزی و قبول یک شکست در برابر «دیوید جیما کوریدزه» از شوروی صاحب نشان نقره شد. وی در این مسابقهها توانست حیدر ظفر ترک را که سال پیش با غلبه بر تختی قهرمان جهان شده بود را شکست دهد.
تختی خیلی زود به عنوان یک ورزشکار محترم مشهور شد. گاهی از حریفانی که پشتشان را به خاک میمالید عذرخواهی میکرد. هرگز حین مسابقه به عضو آسیب دیده حریف حمله نمیکرد و اغلب به حریفان خارجیاش هدایایی میداد تا او را به خاطر داشته باشند.
فعالیتهای سیاسی جهان پهلوان تختی
تختی از سال۱۳۴۲ به بعد بارها به ساواک احضار شد و و از نظر مالی در مضیقه قرار گرفت. اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشارها را افزایش دادند. تختی حتی در مواردی از ورود به ورزشگاهها منع میشد.
اما دلیل احضار تختی به ساواک چه بود؟ گفته میشد او بعد از کودتای ۲۸ مرداد، به یاری خانوادهٔ زندانیان سیاسی شتافته و بسیاری از آنان را تحت حمایت خود قرار دادهاست. این دلسپردگی به مخالفان حکومت در مراسم هفتمین روز درگذشت دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملی آشکار شد، آنجا که تختی به رغم هشدارهای ساواک، به همراه یک گروه چهل نفری از ورزشکاران ایران به احمدآباد رفت و به رهبر نهضت ملی ایران ادای احترام کرد.
مار ولایت فقیه بعد از مرگ رئیسی به برهای آرام تبدیل نخواهد شد
جهان پهلوان و دکتر محمد مصدق
تختی یکی از دوستداران و هواداران دکتر محمد مصدق و آیتالله طالقانی بود. تختی تاوان حمایتش از دکتر مصدق را در همان زمان پرداخت. تختی قاب عکس دکتر مصدق را در حالی در دست میگیرد و عکس میاندازد که مصدق به دستور شاه به احمدآباد تبعید شده و به همین دلیل اطرافیانش نیز بر تختی خرده میگیرند که چرا این عکس را گرفته و چرا با نهضت ملی رفت و آمد دارد.
چنانچه بعدها تختی این تاوان را با بازداشتنش از مربیگری تیم ملی کشتی و قطع حقوق ماهیانهاش میپردازد و نصیحت اطرافیانش را که به او میگفتند دست از این کارها بردار و با حکومت دوست باش، هیچ توجهی نمیکند و راه خود را که حمایت از مردم بود را پی میگیرد و به چهره و نمادی از پهلوانی و روحیهای سازشناپذیر با قدرت و حاکمیت و طرفدار مردم تبدیل میشود.
چنانچه مصدق در جای دیگری بعد از قهرمانی تختی در مسابقات مینویسد که «حصر خانگی دست و پايش را بسته است وگرنه به استقبال تختي میرفت.
نامه دکتر مصدق به غلامرضا تختی
مصدق یک بار در نامهای به غلامرضا تختی مینویسد: «آقای تختی عزیز. مردم ایران هرگاه گامی برداشتهاند که میتوانسته منجر به آزادی و بهروزی آنها شود، با دیواری از کج فهمی و خیانت و استبداد راهشان سد شده و حاصل بینتیجه مبارزات صادقانه شان تنها افسردگی عمومی و خزیدن در لاک بیتفاوتی و نسیان بوده. این مردم پاک لایق بهترین شادیها هستند و عموماً بدترین غصهها نصیبشان میشود. گویی این تقدیر محتوم ملت شریفمان است.
تقدیر سیاهی که اراده ملیمان را سست و ناامیدی را بر کشورمان مسلط کرده، مردم حالا تمام شکستهای ملی و اجتماعیشان را پس از آن کودتای شوم، با طعم شیرین پیروزیهای شما جبران میکنند. امروز اگر در حصر خانگی نبودم به استقبالتان آمده و بر دستهایی که مردم افسرده ایران را شاد کردهاند بوسه میزدم.
حسین شاهحسینی از بنیانگذاران نهضت مقاومت ملی و اولین رئیس سازمان تربیت بدنی پس از انقلاب درباره شرکت تختی در مراسم مصدق میگوید؛ «با وجود محاصره کامل احمدآباد توسط مأموران حکومتی او به محل تدفین مرحوم مصدق میرود که البته این کار تختی هم باعث وحشت حکومت شده بود چرا که اگر مردم باخبر میشدند که تختی در مراسم حضور دارد از روستاها و اطراف برای دیدن تختی سرازیر میشدند و فضا شلوغتر میشد، از این رو او را به شدت و با واهمه از مراسم دور کردند».
تختی یک بار که از سوی رئیس سازمان تربیت بدنی وقت از او خواسته شد برای بازدید از شاه اقدامی بکند، گفته بود: «با کسی که با دکتر مصدق چنین میکند و منافع ملی را از بین میبرد حتی نباید حرف زد».
مرگ جهان پهلوان همچنان رازآلود
تاریخ ایرانی در این باره مینویسد: ۵۱ سال از مرگ جهان پهلوان غلامرضا تختی قهرمان کشتی ایران میگذرد اما هنوز هم در سالمرگ او پرسشی به قدمت ۵۱سال تکرار میشود. پرسشهایی که مرگ رازآلود او در دیماه ۱۳۴۶ را در هالهای از ابهام فرو میبرد. روزنامهها هنوز هم از «راز» مرگ او مینویسند، اما چیزی که مهم است مرام و مردانگی این قهرمان مردمی است و این که چرا از میان این همه قهرمان تنها تختی است که نامش ماندگار شده است.