تنگتر شدن حلقه تحریم ها درحالی ادامه دارد که سپاه پاسداران اقدام به توقیف یک نفتکش انگلیسی کرده است . سؤالاتی که مطرح است اینکه آیا توقیف این نفتکش نشانه قدرت رژیم است یا ضعفش؟ آیا مجموعه تحولات اخیر در منطقه در جهت تشدید تضاد است یا کاهش تنش؟ مسیر تنشها در روابط رژیم با آمریکا، به چه سمتی میرود؟ و سئوالاتی درمورد تظاهرات هموطنانمان درسوئدهست که درادامه سلسله تظاهرات ایرانیان هوادار مقاومت در پایتختهای کشورهای اروپایی و آمریکا و..هست . درهمین رابطه آقای شاهین قبادی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به موضوعات فوق پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.
شاهین قبادی: همانطور که میدانید تظاهرات استکلهم یکی از مجموعه تظاهراتهای است که مقاومت ایران در چند هفته اخیر در دو سوی آتلانتیک سازمان داده و تظاهراتی که از بروکسل شروع شد و بعد در برلین و بعد الان در استکلهم ما شاهدش هستیم. فکر میکنم پیام این تظاهراتها واضح است همانطور که الان در صحبتهای خواهر مریم دیدیم بوضوع هموطنان غیور ایرانیان آزاده به جهانیان میگویند که خواسته ما سرنگونی رژیم بدست خودش و مقاومتش هست. پیام سیاسی آن این است که جامعه جهانی خودش حق مردم و مقاومت ایران را برسمیت بشناسد، و همینطور یک سیاست قاطع در مقابل رژیم اتخاذ کند، همانطور که در پیام خانم رجوی تاکید شده بود، گامهای مادی که در این زمینه مطرح هست بخصوص بخصوص تا جای که به اتحادیه اروپا برمیگردد نامگذاری سپاه و وزارت اطلاعات یعنی دو ارگان اصلی سرکوب و خفقان در ایران و همینطور ارگانهای اصلی تروریزم و صدور افراطیگرایی و جنگطلبی رژیم را در لیست تروریرستی قرار بدهند.
همینطور بیت خامنهای که همه میدانند مرکز اصلی بدبختیها و همه غارت و چپاول مسائلی که در داخل ایران با آن مواجه هستیم، همینطور مزدوران رژیم از اروپا اخراج شوند و حق مردم و مقاومت ایران برای سرنگونی و استقرار جکومتی مردمی و کثرتگرا برسمیت بشناسند. این صدا امروز در استکلهم طنین انداز شده و هفتههای قبل در بروکسل و واشنگتن و برلین و این را در امتداد کهکشانی دید که در اشرف ۳ رخ داده، لذا آن چیزی که ما شاهدش هستیم یک خیز بلند و بزرگ از سوی مقاومت ایران و مردم ایران را نشان و بارز میکند، که همه مبین این است رژیم آخوندی وارد فاز نهایی خودش شده و همه دادهها دال بر این است که رژیم در تنگنا افتاده و تا آنجا که به سیاست خارجی و بینالمللی برمیگردد باید گفت ناقوس مرگ سیاست استمالت را ما میشنویم این چیزی بود که در سخنرانیهای امروز بارز بود چه سناتور ایتالیایی آقای مالان که از ایتالیا رفته بودند و چه خانم راما یاد وزیر حقوق بشر سابق فرانسه و همینطور سناتور گروکان ایتالیایی و سایر سخنرانان که تاکید میکردند اتحادیه اروپا از هرگونه امید بستن به رژیم دست بکشد، و سیاستی متناسب با واقعیت های روی زمین و کارکردهای رژیم اتخاذ بکند و سناتورها میگفتند نباید بر روی اسب مرده شرط بندی بکنیم و آینده متعلق به مردم و مقاومت ایران است . از مشاهدات خودشان مشخصاً در اشرف ۳ و کهکشان میگفتند که به رأی العین قدرت و توان مقاومت و عزم جزم رزمندگانش را برای سرنگون کردن رژیم دیدند،. لذا آنچه امروز در استکلهم ما شاهدش بودیم باید گفت در حقیقت استمرار این موج تظاهراتهای است که در هفتههای اخیر صورت گرفته و با صدای قویتر و هر چه بیشتر واضحتر شدن مواضع و حقانیت آنان دید، لذا شما این را نه یک تظاهرات در پایتخت یک کشور، بلکه بعنوان یک بخشی از موج عظیمی که مقاومت ایران در سطح جهانی راه انداخته در همبستگی با تظاهرات و قیامها و اعتراضات در داخل ایران دید. یعنی در این تظاهراتها آنچه خیلی بارز بود در حقیقت آن روی سکه است که در داخل اتفاق میافتد و پژواک آن است و آن چیزی که مردم ما و بطور خاص کانونهای شورشی در داخل ایران رقم میزنند.
شاهین قبادی: فکر کنم علتش واضح است و رژیم کاملاً درمانده است اینها علائم یک رژیم مستأصل است، رژیم در حقیقت با این کارش دو هدف را دنبال میکند. یکی تلاش میکند با گروکانگیری از جامعه بینالمللی باج بگیرد، و جامعه جهانی مشخصاً سیاست قاطعیت تلاش بکند عقب براند، از طرف دیگر رژیم با یک وضعیت بحرانی در درون خودش روبرو است، وضعیت بحرانی در داخل نیروهای رژیم بطور خاص و سعی میکند به آنان روحیه بدهد، و بگوید که قافیه را نباخته است، و هنوز کارتهای برای بازی کردن در مقابل تشدید فشارهای جامعه جهانی و افرایش تحریمها و ایزولاسیون دارد. در حقیقت گامهای کاملاً تدافعی و تشبثاتی است که رژیم دقیقاً از روی استیصال و ضعف مفرطی که با آن روبرو است، انجام میدهد، تلاشهای میکند که شاید بتواند مانع ادامه این روند بخصوص در سطح جهانی با باجگیری و دزدی دریایی بشود.
شاهین قبادی: این در حقیقت پارادوکس رژیم هست، بن بست رژیم هست، رژیم به نوعی در محاسباتش هست که حتی برای نزدیکترین دوستانش را مشکل میکند یک کشتی در آبهای بینالمللی در حال حرکت است سپاه مانند دزدهای دریایی آن را به سواحل رژیم منتقل میکند، و به پایگاههای سپاه منتقل میکند طبعاً حتی سینه چاک ترین مدافعان رژیم نمیتوانند از اینکار دفاع بکنند، و هیچ وجاهت و هیچ قابل دفاع نیست، طبعاً افکار عمومی را علیه رژیم تشجیع میکند.
حتی من رسانههای دیدم که این هفتهها تلاش میکردند برای رژیم به نوعی بهانه بتراشند، همین تحلیلگران نوشتند با اینکار رژیم آخرین دوستانش را در سطح جهانی از دست میدهد، و دیگر توجیه برای دفاع از کارهایش باقی نمیماند. سوالی که این وسط پیش میآید اینها قابل پیش بینی است پس رژیم بر روی چی حساب باز کرده است، شاید حساب باز کرده با اینکارها سیاست قاطعیت را پس بزند و از آن طرف مشکلات رژیم در داخل دارد. رژیم خیلی انتخابهای زیادی ندارد، یکبار رژیم در موضع قدرت است و راههای زیادی برای انتخاب دارد، با دست باز انتخاب میکند، ولی رژیمی کاملاً در بحران است، در فشار، در محاصره، و در تنگنا، لذا رژیمی است که نه بین خوب و بد و نه بین بدتر و خوبتر، لذا باید بین بدترین را انتخاب کند. میفهمد در محافل دیپلماتیک و در سطح منطقهای اصلاً پیامدهای مثبتی برای رژیم ندارد، آن هم برای رژیمی که دست و پا میزند تا اروپاییان از او جدا نشوند، دست و پا میزند که با سیستم جدید مالی که جدیداً اروپا راه انداخته بتواند مثلاً از این نمد برای خودش کلاهی بسازد و زمانی برای خودش بخرد، ولی اوضاع چقدر بحرانی و رژیم در فشار است که مجبور به دست زدن به این اقدامات است و اطلاعیه هم بدهد، خودش هم راه تکذیب را عملاً بر روی خودش بسته است. همه اینها دلالت بر یک وضعیت فوقالعاده بحرانی و رژیمی که در تنگنا است، و واقعاً برای حل و فصل مسائلش مسئله عاجل یومیه دارد، هیچ استنتاجی از این وضعیت نمیشود کرد. رژیم حتماً حساب کرده بلحاظ بینالمللی برای او بد میشود، و افکار عمومی بشدت تشجیع میشود، من چندین مقاله را امروز صبح خواندم، که نوشته بودند هیچ توجیهای برای اینکار وجود ندارد، هیچ منطقی بلحاظ بینالمللی برای اینکار وجود ندارد. ولی همان کسانی که این مقالات را نوشته بودند آن چند نقطه را ادامه نداده بودند که نشان از وضعیت کاملاً بحرانی فاز پایانی رژیمی است که راهکارهای جدی برای او باقی نمانده است. همه اینها نشان از وضعیت وخیم برای رژیم دارد، رژیم در یک تنگنا جدی قرار دارد، از یک طرف در داخل اعتراضات و اعتصابات در داخل ادامه پیدا کرده است، حرکات کانونهای شورشی هم رو به تزاید و افزایش است، پس بلحاظ داخلی در رویارویی جدی با جامعه و مقاومت ایران روبرو است، بلحاظ بینالمللی تحریمها رو به افزایش و راه نفس رژیم بسته میشود، حلقه در حال تنگتر وتنگتر شدن است. به قول غربیها رژیم در زمان رویارویی با واقعیتها است. سالها سیاست مماشات حاکم بوده، و راه درروی برای خودش میدیده و با کمک سیاست استمالت بخصوص بخصوص تا آنجا که به امریکا برمیگشت و رژیم را از تنگناها عبور میداد، و مثل غریقی بود که طناب نجات را برای او پرت میکردند و او هم خودش را نجات میداد.
الان دیگر آن نیست و نمیتواند بر روی آن حساب کند، انتخابهای رژیم چیست؟ یا باید بگذارد این مسیر ادامه پیدا کند که نتیجه آن مشخص است، یا دست به این کارها بزند تا پروسه را کند کند و یا بزعم خودش تلاش کند از غرب امتیاز بگیرد، و به نوعی نیروهایش را حفظ کند.
خامنهآی مستمراً باید بین اینها انتخاب کند، آن کس هم که باید انتخاب کند بغیر از خامنهای کسی نیست، چون کلان سیاستهای رژیم را همه میدانند تنگ میکند، اصلاً کارکرد ولایت فقیه و این سیستم همین است، و فهمیده میشود این سیستم و خامنهای چقدر در تنگنا هست، در یک کلام دیر کردند، هیچکدام از اینها راهکار مطلوبی نیست.
پس چرا اینکارها را میکنند؟ دقیقاً بخاطر این است که مستمراً باید حساب وکتاب کنند کدام راه ضررش در مقطع کمتر است، این کارهای که کرده بدلیل این است که دست و پا میزند شاید راهی باز شود، مثلاً رژیم حساب میکند روندی که ادامه پیدا میکند پیش میرود، چی هست؟ هر تلاش بیشتر عقب رفتن رژیم، بارز شدن ضعف رژیم، وارفتگی بیشتر نیروهایش، روشن نبودن هیچ راهکاری، به نوعی که خودشان میگویند حتی در دوران جنگ هم وضعیت بحرانی مثل الان نبوده است.
یا مثلاً این تحریمها با تحریمهای ۶ و ۷ سال پیش قابل مقایسه نیست، شما به این عنصر اجتماعی که وارد شده را اضافه کنید، عنصر مقاومت را هم اضافه کنید، اینها ستون نانوشته این داستان هست، وقتی همه اینها را کنار هم بگذارید میفهمید رژیم چرا دست به اینکارها میزند. در نقطهای افکار بینالمللی و عملکرد بینالمللی برای رژیم دیگر مهم نیست، چون با مسائل عاجلتری دست به گریبان است، مسئله بود و نبود رژیم مطرح است، به سراشیبی افتاده که شاید راه برگشتی برای او نباشد، اگر این مسیر بخواهد نرود باید دست به عقبنشینیهای جدی بزند، همهش هم برای رژیم مبنای استراتژیکی دارد.
از جمله سرداستان موشکی، سر داستان یمن، سرداستان حزبالله لبنان (حزب الشیطان) که همه با بقای رژیم گره خورده است، یعنی به نقطهای و مراحلی رسیدیم دیگر رژیم باید انتخابهای جدی بکند، که همه راه به ادامه حیاتش میبرد، و دوران حساب پس دادن و برخورد با واقعیات است، اینجا است وقتی میگوییم سیاست استمالت در کار نیست، دیگر راه در رو و کسی که طناب را بیندازد دیگر وجود ندارد، واقعیات هم چیزهای سرسختی هستند، و خودشان را تحمیل میکنند، این وضعیتی است که رژیم با آن درگیر است.
شاهین قبادی: من از این هموطن بدلیل سؤالات خوب و متنوع و در عین حال حول یک موضوع خیلی مهم و بسیار کلیدی بسیار تشکر میکنم، من سعی میکنم توضیحاتی بدهم که تمامی این سؤالات را در بر بگیرد، تا آنجا که به سیاست امریکا برمیگردد سیاست اعلام شده سیاست حداکثر فشار است، این سیاست بخاطر این است که کلاً پیش از بیش مشخص شده است که سیاست قبلی یعنی سیاست استمالت شکست خورده، برای همه واضح شده که این سیاست جواب ندارد.
یعنی امریکا تمامی راهها را در ۴۰ سال گذشته امتحان کرده و امتیازات غیر قابل تصوری به رژیم داده ، در مقابلش رژیم تشجیع شده و الان در وضعیتی است که شاهدش هستیم، پس ما میبینیم که امریکا این سیاست را اتخاذ کرده کاملاً مشخص شده سیاست قبلی شکست خورده است، و جزء فاجعه وافتضاح و مصائبی برای مردم و بعد برای منطقه و جهان نداشته است، و سیاست حداکثر فشار اعلام شده بر مبنای تحریمها و بستن راههای کسب درآمد رژیم هست، که گامهای جدی در این راه برداشته شده، علامتی دال بر تغییر این سیاست وجود ندارد، علامتی بر دال بر اینکه این سیاست را تغییر بدهد نیست.
بحثها زیاد است ولی تا الان هیچ علامت جدی در این رابطه وجود ندارد، و یک سیاست تعریف شده است، مایک پمپئو وزیر خارجه بیش از یکسال است تقریباً ۱۴ و ۱۵ ماه است این ۱۲ ماده را اعلام کرده و گفته رژیم باید پای این ۱۲ ماده بیاید، اساساً بر روی جنگطلبی و تروریزم تکثیر سلاح کشتار جمعی رژیم متمرکز است و همهش برای رژیم ماده در برنامه اتمی است، که همه جدی هستند و مبنای بقای رژیم تا آنجا که به سیاست خارجیش برمیگردد تشکیل میدهد و از اهرمهای حیات رژیم هست.
تا آنجا که به ادامه این سیاست برمیگردد کنگره و سنا هم پشت این سیاست هستند، بحث خواست یک نفر و دو نفر نیست، یک فضای عمومی و مشخصاً در واشنگتن حاکم شده است، که از این سیاست دفاع میکنند و سیاست قاطعیت را پیش میگیرند و رژیم تلاش میکند به نوعی به شیوههای مختلف این را کند بکند و یا جلویش را بگیرد ولی تا جای که به رژیم برمیگردد تا الان رژیم شکست خورده و در گذشت زمان این سیاست تقویت هم شده است.
اما علیرغم همه اینها باید به یک نکته توجه کرد، تغییر رژیم و سرنگونی رژیم کار مردم و مقاومت ایران است، این رسالت هیچکسی نیست، این رسالت مردم و مقاومت ایران است که اکنون کانونهای شورشی با قهرمانیهایشان با رشادتشان تا این نقطه پیش بردند بقیهش را هم پیش میبرند، هیچ وقت کسی هم در مقاومت نخواسته و نه این را واقعی میداند و نه چنین انتظاری دارد قدرت خارجی اینکار را بکند چون رسالت مردم و مقاومت ایران است و هیچ انتظاری هم از خارجیان نیست و هیچ نیازی هم نیست، و اصلاً این رسالت ما است، کارگرد مقاومت ایران است و به این هم افتخار میکند و تا اینجا هم با تکیه بر مردم و کانون شورشی پیش آمده، بقیه را هم مقاومت رقم خواهد زد.
پس نهایتاً عنصری که سرنگونی رژیم را مقدر میکند مردم و مقاومت ایران هستند، در این هیچ شک و شبهای نباید باشد، باید بر روی این پا سفت کرد، اما حتی در مورد سیاست خارجی در رابطه با رژیم هم باید خیلی راحت و واقع بینانه عرض کنم، این سیاست قاطعیت هم کار مردم و مقاومت ایران است، همین فعالیتهای مقاومت ایران از جمله همین تظاهرات واشنگتن و استکلهم، تظاهرات عظیم برلین و بروکسل، همینطور کهکشانی که در اشرف ۳ برگزار شد، مجموعهای از این اقدامات شبیه به آن، که سیاست را به سمت صحیح پیش برده، و نشان داده سیاست صحیح چی هست.
آنچه قانونگذاران و سیاستمداران غرب میگویند نتیجه گامهای مشخص و کارکرد همین مقاومت با اتکا به مردم تا این نقطه پیش برده است، اینکه سیاست استمالت عقب رانده شده، این یک امر خودبخودی نیست، سر دانه به دانه این مسائل موشکی، اتمی، تروریزم، حقوق بشر، سرکوب انبوه افشاگریها برنامه و تظاهرات، آکسیون، زمستان و تابستان، کتابها و نشریات، مقاومت ایران افشاگری کرده تا یک گام جلو رفتیم. آنچه الان شما در سطح جهانی میبینید، که سیاست قاطعیت دست بالا را پیدا کرده و سیاست استمالت این چنین به عجز و ذلت افتاده، باور کنید نتیجه ۴۰ سال فعالیت است، نتیجه دهها و صدها میلیون ساعت کار است تابستان و زمستان، الان تظاهرات استکلهم را ببینید، الان وسط تابستان است و ۵ هزار هموطن ایرانی به خیابانها ریختند، که صدا را برسانند و به سیاست سمت و سو صحیح بدهند، خشت به خشت این آجر به آجر این به دست مردم و مقاومت ایران در طول این سالیان ساخته شده و هیچ کدام از ا ینها خودبخودی نبود، نتیجه بگیرم بقیه مسیر که شتابان طی خواهد شد هم هیچکدامش خودبخودی نخواهد بود، هیچ چیز خودبخودی فرو نمیریزد و خودبخودی ساخته نمیشود، نه خودبخودی سیاستی تغییر پیدا میکند، نه سرنگونی رژیم خودبخودی خواهد بود، همه چیز آگاهانه با طرح و برنامه و با قیمت دادن مردم و مقاومت ایران محقق میشود.
شاهین قبادی: معنی سیاسی این حرف این است یا گذشت زمان جامعه جهانی بیش از پیش به ضرورت ایستادن در مقابل رژیم بصورت قاطع با یک اجماع جهانی میرسد، که هر گونه امتیاز دادن به رژیم اشتباه فاحش هست، و تنها قاطعیت و رژیم را پاسخگو دانستن در مقابل نقض وحشتناک و گسترده حقوق بشر هموطنانمان و همینطور در مقابل تروریزمش و در مقابل جنگافروزیش، تنها راه و سیاست صحیح است. یعنی همان چیزی که مقاومت ایران از دهها پیش میگفته، الان گذشت این چند ماه بخوبی نشان داد، تحولات چند روز گذشته هم باز بخوبی نشان داد، تحلیلهای مقاومت ایران تا چه اندازه واقعبینانه و صحیح بوده، این اجلاس هم گام دیگری در راستای بیشتر ایزوله کردن رژیم است و اینکه تنها راه این است جهان یک صدا در مقابل رژیم بایستد و همه هم گام به گام به این واقعیت بیشتر پی میبرند که رژیم واقعاً ضعیف است، اینکارها دقیقاً از موضع ضعف و استصال است، لذا همه اینها را باید یک مجموعه به هم پیوسته دید.
شاهین قبادی: اینها آن بخش از تشبثات رژیم هست که سعی میکند با دست و پا زدن شاید بتواند جلوی هر چه بیشتر قاطع شدن سیاست بینالمللی را بگیرد، یک نفر و یک تحلیلگری که مسائل ایران را دنبال میکند جالب نوشته بود، رژیم است یکبار فروخته شده را میخواهد بار دیگر بفروشد، یعنی این حرف جدیدی نیست این جزء برخی از برجام هست، رژیم باید طبق برجام هر جا آژانس بخواهد بتواند بارزسی بکند و هیچ محدودیتی برای آژانس نباید باشد، چه حرف نوی وجود دارد، اینها در حقیقت نوعی تلاش برای زرنگ بازی سیاسی دقیقاً دست و پا زدنهای مختلف با ژست و فیگور هست که شاید این روند و پروسهای که شروع شده را حداقل کند کردن و یا متوقف کردند ولی واقعیت خیلی سرسختتر از این حرفها است، یعنی اتفاقاً چون اعمال و کردار به مراتب گویاتر از ژست و حرف است، و ماهیت رژیم را نشان میدهد الان جامعه جهانی با یکسری واقعیتهای در صحنه روبرو است ۷ نفتکشی که در آبهای بینالمللی مثل دزدهای دریایی دزدیده میشود و برده میشود و اطلاع داده میشود، دیگر به ژست و حرف و اشاره نمیشود اینها را رفع و رجوع کرد.
اصلاً کسی این حرف را جدی نگرفت، اصلاً این حرف در روند تحولات محلی از اعراب نداشت و دیدیم کسی این را مورد بحث قرار نداد، چون پیشاپیش هر کسی وارد میشد میدانست این در برجام تصریح شده است، در ثانی رژیم اگر میخواهد امتیاز بدهد باید چیز جدیتری بدهد، یعنی باید عقبنشینیهای جدیتری بکند، آیا رژیم ظرفیت و توان این را دارد؟ اینجا است که بنبست مرگی که اشاره کردیم پیش میآید. رژیم ظرفیت این را ندارد چون خودش بهتر از هر کسی میداند این عقبنشینیهای جدی سر مسائل جدی و تعیین کننده دقیقاً راه به بود ونبود رژیم میبرد، رژیم با این بحرانها دست به گریبان است، از آن طرف با جامعهای که حالت انفجاری دارد و مستمراً خودشان از قیام دیگری ابزار نگرانی میکنند، که نه از تاک نشان بگذارد ونه از تاک نشان، و در حالیکه کانونهای شورشی هر روز گستردهتر و گستردهتر فعالیتهایشان را بالا میبرند، این مجموعه برای رژیم به بنبست مرگ تبدیل شده است، در ادامه این روند برای رژیم چشمانداز خیلی تیره وتاری دارد، از آن طرف هم اگر بخواهند روند را عوض بکنند، قیمتهای سنگینی باید بدهند.
سؤال این است که آیا رژیم چنین ظرفیتی دارد؟ آنچه رژیم الان از خودش نشان میدهد همچنین ظرفیتی ندارد، همه علائم هم این است به آن سمت نخواهد رفت، کسی به آن سمت نمیرود نه بخاطر خواست یا اینکه رژیم منافعی که در چشمانداز هست را نمیفهمد، بلکه میفهمد زمام امور از جای دیگری از دستش در میرود، و جای دیگری از کنترلش خارج میشود که برای رژیم بود و نبودش هست.
شما کافی است این مجموعه تحولات را با هم نگاه بکنید، رژیم که نمیتواند یک بعدی فقط به مسائل تحریمها و سیاست خارجی فکر کند، تحریمها از یک سو و وضعیت اجتماعی از سوی دیگر، از آن طرف هم مقاومت، مجموعهای از ا ینها است که رژیم را در منگنه بی سابقهای قرار داده است، به قطع و یقین رژیم هیچوقت با این وضعیتی که الان روبرو است روبرو نبوده و این را خودشان به زبان اشهدشان میگویند.
یک واقعیت دیگری هم هست زمان به سرعت علیه رژیم حرکت میکند، شیب تحولات اصلاً به نفع رژیم نیست، برای همین میبینیم حرکاتی میکند، که در یک منطق عادی قابل فهم نیست، فقط برای کسی که در حال غرق شدن است و دست و پا میزند شاید به نوعی بر آن منطق حاکم باشد، ولی در یک حالت عادی هیچکدام از این حرکات رژیم منطقی نیست، ضررهایش کاملاً محسوس است، در حقیقت رژیم دارد ضررهای بزرگتری را رفع و رجوع میکند و یا سر پوش میگذارد.
شاهین قبادی: هیچ علامتی دال بر کم شدن وجودندارد اینها گامهای هست که برگراندن آنها حتی در سیستم امریکا کار مشکلی است، از جمله نامگذاری سپاه پاسداران در لیست تروریستی وزارت امور خارجه امریکا کار بدیعی بوده و به همان نسبت این نیست که امشب یک نفر بلندشود و تصمیم بگیرد که دوباره برگرداند.
اولاً یک اراده سیاسی فوقالعاده بالا نیاز دارد، در ثانی کار خیلی مشکلی حتی در سیستم امریکا است، این در اختیارات وزیرخارجه و رئیس جمهور هست ولی فوقالعاد مشکل است و یک پروسه خیلی سنگینی دارد، از جمله تحریمها که اعمال میشود، اصلاً اینطوری نیست فردا صبح کسی بخواهد برگرداند لذا ما در مورد روندی صحبت میکنیم هر گامش برگشت ناپذیریش را بیشتر و برگشتن مشکلتر است، در عین اینکه هیچ نشانی دال بر اینکه این سیاست تغییر کند وچود ندارد، برای همین رژیم دچار مشکل شده چون فشار بر روی او زیاد شده، رژیم به ۳۰ و ۴۰ سال سیاست استمالت و عدم پاسخگویی خو کرده بود، و دست باز در کشتار در داخل و منطقه و تولید سلاح کشتار جمعی و جنگطلبی بکند و از این طریق بتواند بحرانهایش در داخل کشور کنترل بکند. این وضعیت تغییر کرده و سیاست استمالت که مثل طناب برای رژیم در سر بزنگاهها عمل میکرد و ضرب تحولات را برای رژیم میگرفته دیگر نیست. رژیم هم کارت استراتژیکی برای بازی کردن ندارد، ذخائر استراتژیکی منظورم صرفاً مالی نیست، سیاسی و توانایی انسانی تمام شده بحرانها یکی بعد از دیگری اضافه میشود و شتاب پیدا میکند برای همین هم هست شما احساس خرد شدن استخوانهای این سیستم را حس میکنید.
حالا به این عنصر مقاومت و مردم را اضافه کنید و پیشتاز سمت و سو دهنده چه در داخل ایران و چه در سطح جهانی هست، این یک تصویری از وضعیت رژیم به شما میدهد، پس معجزهای هم در کار نیست، دوران امدادهای غیبی تمام شده است، حتی اروپا هم به نوعی فکر میکردند شاید با آنها بتوانند فرجهای بخرند و ضربه گیری باشد خودشان میگویند از این امامزاده برای ما آبی گرم نمیشود، لذا همه دادهها دال بر این است ما به فاز نهایی رژیم رسیدیم، اینکارهای که در این هفتهها میکند علائم دال بر رژیم مستأصل و در بحران، در تنگنا هست و از آنطرف هم این تظاهراتها هم و کهکشان عظیمی که شاهدش بودیم همینطور فعالیتهای کانونهای شورشی نشان از اوجگیری و بالا رفتن عنصر مقاومت و مردم در تعادل قوا است، لذا همه علائم دال بر این است ما به دوران تعیین تکلیف بیسار نزدیک میشویم.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=l1P7-esxU8A” title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







