تا سرنگونی شکنجهگران؛ بیانیه زندانیان سیاسی گوهردشت: جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان گوهردشت با انتشار بیانیهیی اعلام کردند که حقما و مهمتر از همه «تکلیف ما»، «آزادی» است. این زندانیان سیاسی که همگی از بند ۴ زندان گوهر دشت کرج هستند، به سرنوشت گلرخ ایرایی و آرش صادقی اشاره کردند که تحت سختترین فشارها قرار دارند. این زندانیان سیاسی اعلام کردند که باید همگان برای آزادی زندانیان سیاسی فریادشان را بلند کنند.
این زندانیان سیاسی در بیانیه خود با اشاره به بازداشت بسیاری از کنشگران نوشتند: کنشگران مدنی به جایی وصل نیستند جز وجدانشان. آنان همه مردم ایران را به تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی فراخواندند.
متن کامل نامه این زندانیان به نقل از کانون حقوق بشری نه به زندان نه به اعدام به این شرح است:
چوبهای ۲- الف بر سر آزادی خواهان
۲- الف ابزاری است که عوامل علی خامنهای برای سرکوب آزادی خواهان از آن بهره بردهاند، همانند زندان قرچک، تهران بزرگ، شیبان، عادلآباد، مرکزی سنندج و دیگر بازداشتگاهها، خانههای امن و بندهای فوق امنیتی که البته هدف نهادهای امنیتی از بازگرداندن زندانیان سیاسی به این بندهای فوق امنیتی تشدید فشار بر زندانیانی است که در برابر ستم و فساد خاموش نمیمانند؛ در واقع تلاشی بیهوده از عوامل خامنهای برای شکستن نشکستنیها …
دیگر هدف نهادهای امنیتی از این شکل تشدید شکنجه، ایجاد هراس برای سایر زندانیان با این پیام است که انتقاد به عملکرد عوامل حاکمیت عواقبی همچون تبعید، ضرب و شتم و پرونده گشایی و انتقال به بندهای فوق امنیتی را به همراه دارد.
این شیوه از سرکوب، اگر چه از آغاز حاکمیت عمامه بر سران اجرا شده اما به ویژه پس از قیامهای مردم از ۹۶ تا ۹۸ تبدیل به رویهای برای سرکوب زندانیان منتقد و به ویژه زندانیان سیاسی مقاوم شده است. ضرب و شتم و تبعید و انتقال به سلولهای انفرادی در چند ماه گذشته نمونههای فراوانی داشته است:
زینب جلالیان، مریم اکبری منفرد، سهیلا حجاب، رضا محمدحسینی، آرشام رضایی، مهدی مسکین نواز، مجید اسدی، پیام شکیبا، محمد امیرخیزی، کوروش باقری، آتنا دائمی از جمله زندانیان سیاسی هستند که مورد این تشدید شکنجه و آزارها، پروندهسازیها و انتقال به بندهای فوق امنیتی قرار گرفتهاند.
نگرانی از سرنوشت گلرخ ایرایی
یکی از موارد اخیر نیز خانم گلرخ ایرایی است که از چهل روز پیش تاکنون به ۲- الف منتقل شده و تحت بازجویی است و در سلولهای این شکنجهگاه محبوس شده و حتی از ملاقات و تماس با خویشاوندانش محروم است.
گلرخ ایرایی به همراه همسرش آرش صادقی از سالها پیش مورد آزارهای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران قرار گرفتهاند و جوانیشان در زندانهای خامنهای و دور از هم میگذرد و دلیل این مجازات دفاع آنها از حقوق ستمدیدگان و تلاش برای نجات سرزمینشان است.
گلرخ ایرایی توسط قرارگاه ثارالله و به دلیل فعالیتهای انساندوستانه و آزادی خواهانهاش بازداشت و طی روندی ناعادلانه محاکمه شد و حتی عوامل سپاه به همین میزان مجازات قانع نشدند و بارها او را در حین تحمل حبس نیز آزار دادهاند و خانوادهی او نیز از این آزارها در امان نبودهاند و هنوز تهدید میشوند.
نخستین نکته در مورد او و تمام کنشگران مدافع حقوق بشر و زندانیان سیاسی این است که: او هرگز مرتکب جرمی نشده است و به هیچ جا وصل نیست مگر به وجدانش.
وجدانی که به او و دیگر زندانیان سیاسی اجازه نداد در برابر ستم و جور سکوت کنند و او را تبدیل به حامی ستمدیدگان و دردمندان نمود و به همین دلیل مورد خشم جنایتکاران سپاه قرارگرفته است.
بیشتر بخوانید
وقتی زندان هم مقدس میشود؛ نوشتهیی از سهیل عربی
نامه آرش صادقی؛ ناپدیدشدن همسرش گلرخ ایرایی
شکنجهگاه و تخریبگاه
دومین نکته اینکه شکنجهگاه – تخریبگاههایی همچون تهران بزرگ، قرچک، ۲- الف، الف -۱ ، شیبان و…. نه فقط برای زندانی سیاسی نامناسب است بلکه جای هیچ انسانی نیست، حتی اگر به واقع مجرم باشد.
اگر گلرخ و آرشها امروز در زندان هستند به این دلیل است که با زندان و اعدام مخالف بودند و فریاد زدند که به جای مجازات و شکنجه ریشهیابی کنید و درد جوانی که از فقر و بیکاری رو به اعمال خلاف قانون میآورد را بفهمید. زندان راه کار نیست، زندان درمان نیست بلکه خود درد است و سرطانی بیدرمان …
بنابراین:
ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن اعمال خشونتآمیز نهادهای امنیتی مثل سپاه پاسداران و تمام ناقضان حقوق بشر که حق آزادی بیان و انتقاد را از مردم سلب کردهاند.
نخست خواستار آزادی هرچه سریعتر خانم گلرخ ایرایی هستیم و همچنین از تمام مردم و به ویژه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشر میخواهیم به اوضاع فاجعه بار زندانها در ایران تحت حاکمیت آخوندها و سپاهی رسیدگی و توجه بیشتری کنند. علیه ستم به کنشگران سیاسی در ایران به ویژه زندانیان سیاسی اقداماتی درخور انجام دهند.
و به مردم یادآوری میکنیم که امروز دغدغه اصلی ما، کمبود اصلی ما، نیاز ما، حق ما و مهمتر و فراتر از همه «تکلیف ما» ، «آزادی» است.
اگر فریاد میکنیم
گلرخ آرش، پیام، آرشام، رضا ، امیرحسین، سمانه و … را آزاد کنیم. یعنی فریاد میزنیم. ایران را آزاد کنیم، بشریت را از این شکنجهگران رها کنیم….
این توفان باید تا آزادی همه گلرخها، آرش صادقیها، سعید ماسوریها، مریم اکبریها، زینب جلالیانها ادامه داشته باشد…
تا سرنگونی شکنجه گران…
همراه شو عزیز
کین درد مشترک هرگز
جدا جدا
درمان نمی شود…
که اگر ما بشویم
شور یک پارچگی در شهر بر پا میکنیم…
با هم بیا بسازیم
این خونه را از آغاز…
شما هم میتوانید امضا کننده و همراه ما باشید.
امضا کنندگان از بند ۴ گوهردشت (زندان رجایی شهر خامنهای)
سعید ماسوری
محمدعلی منصوری
آرش صادقی
مهدی مسکین نواز
رضا محمدحسینی
مطلب (آرام) احمدیان
پیام شکیبا
سهیل عربی







