خامنهای این بار بخوبی نشان داد که از نظر او انتخابات جز یک پوسته تاکسیدرمی شده نیست. او هیچ راه و چارهای در مقابل خود ندارند. جز اینکه به واقعیت سرسخت موجود تن بدهد. دیگر هیچ شیادی و عوام فریبی هم کارساز نیست چون چهار دهه تجربه کرده است. روز ۱۱اسفند ماه سرفصل یا رفراندومی بود که چشم انداز آن برای حکومت سقوط محتوم است.
تاکسیدرمی چیست؟
تاکسیدرمی، شیوهای است که در آن موجودی را از درون تهی ساخته، اما پوسته و حجم آن را حفظ و در معرض دید عموم میگذارند. ولایت فقیه با نمایش انتخابات این واقعیت را در معرض مردم قرار داد. با نمایش انتخابات قلابی که بر موج فریب و عجز و التماس همراه بود، اندیشه ولایت فقیه هم برای مردم به خوبی نشان داده شد که خود این اندیشه هم از درون پوسیده و تهی است و هم اکنون یک پوستهای بیش نیست. تحریم انتخابات عامل کاتالیزوری بود که این وضعیت را نمایان ساخت. حالا خامنهای در صدد ایجاد ترمزها و سدهایی است تا هرچه بیشتر جلوی فروپاشی حکومت را بگیرد. امری که محال به نظر میرسد و سرفصل ۱۱اسفند آن را به خوبی به اثبات رساند.
در همین زمینه
چند درصد مردم در انتخابات ۱۱ اسفندماه شرکت کردند؟
ولایت فقیه بالاتر از تصمیم مردم
رسانه حکومتی اعتماد این موضوع را مورد بررسی قرار می دهد. این رسانه اعتراف می کند که این انتخابات هرگز ریشه مردمی نداشت و یک انتخابات جامع نبود. به گفته اعتماد « انتخابات، وقتی انتخابات است که مردم تعیینکننده اصلی در همه مراحل باشند و کسی خود را بالاتر از تصمیم مردم نداند».
انتخابات در حاکمیت دیکتاتوری ولایت فقیه هیچ معنی ندارد. چون کسی که خود را بالاتر از تصمیم مردم میداند ولایت فقیه است که سرنوشت همه چیز را مشخص میکند. یعنی انتخابات رامهندسی میکند او میخواهد کسانی وارد جرگه و کلونی او بشود که تابع مطلق او باشند. این خواسته خامنهای هم بی ربط با سلطنت مطلقه ولایت فقیه نیست که دوران تاریخی آن قرنها گذشته است و خامنهای تلاش میکند که این پوسته نفرت آور را حفظ کند.
در سلطنت ولایت فقیه انتخابات هیچ اصالتی ندارد
دلیل اصلی واضح است. چون حکومت خامنه ای مبتنی بر اندیشه ولایت فقیه پدیدهای گورزاد بود. این پدیده از خمینی به او یک شبه به ارث رسید و میراث دار خونخوارترین موجودی بود که موجهای خونین انقلاب ضد سلطنتی آن را به ساحل ایران آورد. ساحلی که سند غصبی بودن آن را بیگانگان امضاء کرده بودند. یا به عبارتی در اداره ثبت و احوال گوادلوپ تعیین تکلیف شده بود. امروز مردم ایران نتیجه این خیانت را در صدای شکستن ستون فقرات زندگی خود حس میکنند و بلند میشنوند.
از طرفی چرا انتخابات در حکومت ولایت فقیه نمایشی است، رسانه حکومتی اعتماد به بیانی آشکار میگوید و مینویسد «از تأسفهای جدی و جاری کشور عزیزمان این است که عدهای کماطلاع از مراتب حکمرانی مدرن و حقوق ملت، … هستند. آنها، انتخابات را در انحصار خود میخواهند و کوشیدهاند تمام تیمها و داوران و قواعد بازی را خود تعیین کنند و بعد برای خود جشن پیروزی بگیرند».
دیکتاتوری بیگانه با واقعیت!
خیلی واضح در قالب مفاهیم، ماهیت دیکتاتوری ولایت فقیه را عیان میکند و نقش سانسور از یک طرف و از طرف دیگر خفقان و استبدادی که تلاش میکند مردم را از واقعیت دور نگه دارند. اما به قول معروف آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. دوران عوامفریبی سپری شده است. خامنهای دیگر با این سیاست شیطانی نمیتواند جامعه را مهار کند که قصد سرنگونی محتوم او را دارند.
این رسانه حکومتی سپس نقش ولایت فقیه را برجسته تر میکند و مینویسد «سیستمهای دیدهبانی کشور را منهدم یا منحل و در نتیجه آمار را نیز دستکاری یا کور میکنند تا اساسا معلوم نباشد که چه میکنند و منابع چه شده و واقعیتها چیست تا جایی که رتبه فساد در کشور به بالاترین سطح میرسد. این جماعت، با بالا رفتن از سر و کول مردم و تجمیع قدرت و ثروت، در گمان تسلسل هستند و خود را حاکم بر جان و مال و سرنوشت مردم میدانند، حال آنکه چنین نیست. آنها سخت در اشتباهند».
اعتراف به تحریم انتخابات نمایشی و قلابی خامنهای
رسانه اعتماد سپس به شکست خامنه ای میپردازد و اعتراف میکند که «هماکنون میدانیم که میلیونها تن، در انتخابات شرکت نخواهند کرد تا اعتراض و نارضایتی خود را ابراز کنند». نویسنده این مقاله می داند که مردم ایران به چیزی کمتر از سرنگونی ولایت فقیه راضی نیستند. چون معتقدند که این انتخابات صرفا برگزاری سیرکی است که ادای انتخابات را در میآورد. او سپس وضعیت پسا انتخابات را توصیف می کند که «درهمان است و پاشنه همان».
در هر صورت نمایش انتخابات ۱۱اسفند ۱۴۰۲سرفصل دیگری از تغییر دوران است. دورانی که شتاب سرنگونی این حاکمیت را نشان میدهد. درواقع مردم ایران یک رفراندوم را برگزار کردندکه با نه قوی ومحکم و استوار خود به نمایش انتخابات نشان دادند که خواهان سرنگونی ولایت فقیه هستند. این اصلی ترین دلیلی است که میتوان گفت خامنهای خود را درجاده سرنگونی میبیند و همه مسیرها بسته و در انتهای مسیر جهنم در انتظار او هست.







