جنگ چگونه محیط زیست ایران را بحرانیتر کرد؟
وضعیت محیط زیست ایران بطور کلی بحرانی است و در مواردی مانند آلودگی هوا، تأمین آب شرب، خشکانده شدن تالابها، جنگل تراشی، تأمین آب، تخریب مراتع، فرسایش خاک، شوری ناشی از کمبود بارش، بیابانزایی و غیره سیر قهقرایی طی میکند. وقایع فوق ترجمان یک حقیقت غیر قابل انکار است که، حفاظت و ترمیم محیط زیست در برنامه مدیریت حاکمیت ولایت فقیه هیچ جایگاهی ندارد. اولویت اول و آخر حکومت آخوندی، حفظ این حاکمیت ضد انسانی بهر قیمت است. اقتصاد، معیشت، دارائیها و هست و نیست کشور ایران صرف سرپا نگهداشتن رژیم ناقض حقوق انسان و زیست بومهای گیاهی و جانوری میشود. کارنامه رژیم به ظاهر مذهبی حاکم بر ایران از بدو پیدایشش تا کنون، چیزی بغیر از سرکوب مردم، گسترش فقر، نقض شدید حقوق بشر، اعدام های فراقانونی، جنگ افروزی، صدور بنیادگرایی و تروریسم، اقتصادی پر از فساد و اختلاس چیز دیگری نبوده است.
سرمایه گذاریهای زیست محیطی اش نه تنها در جهت بهبود شرایط محیط زیست، اقتصاد، معیشت و زندگی مردم ایران نبوده است بلکه کاملا در جهت نظامی گری، دخالت در کشورهای دیگر خاورمیانه، از طریق ایجاد نیروهای نیابتی، رضایت مؤسسات منتسب به نیروهای سرکوب و اختناق پاسداران، انتظامی، نظامی و بنیادهای وابسته به سیستم غارت و چپاول بوده است. کارنامه جنایتبار زیست محیطی حاکمیت ایران نظیر سد سازیهای بی شمار بر روی رودخانه های کشور و خطاهای غیر قابل بازگشت زیست محیطی، بهترین گواه بر این ادعاست.
جنگ جاری در ایران، الگوهای آب وهوایی منطقه را بهشدت دگرگون و مختل کرده، ترکیب بارشها را تغییر داده و خطر وقوع سیلهای ویرانگر را به طرز چشمگیری افزایش داده است. در منطقهای که قبلاً نیز بسیار تحت تأثیر تغییرات آب وهوایی، گرمایش زمین، بیابانزایی، طوفانهای گرد و غبار و پویاییهای اقلیمی قرار داشت، ادامه جنگ روابط آنها را تقویت میکند و به نوبه خود پیامدهای انسانی و اقتصادی جدّی را در پی خواهد داشت.

پالایشگاه تهران بر اثر جنگ در آتش
از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، تحلیلگران و سیاستگذاران توجه خود را بر پیامدهای ژئوپلیتیکی، سیاسی، اقتصادی و انرژی که یک درگیری طولانی مدت برای جهان به ارمغان می آورد متمرکز کرده اند. تاکنون این جنگ جان سربازان و غیرنظامیان بسیاری را گرفته است و صدمات زیرساختی زیادی را، در منطقه مورد تهاجم قرار داده و نابود کرده است. سیستم های اقتصادی را مختل کرده و هر روز دو میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته است و بازارهای انرژی را شوکه کرده است.
امّا، با توجّه به خبرهای روزانه جنگ و محاصره دریایی ایران، به ندرت به مصیبت زیست محیطی منطقه توجّه شده است. با این حال، یکی از جدی ترین پیامدهای جنگ، یعنی محیط زیست، از کم گزارش شده ترین آنهاست. در حالی که هزینه واقعی جنگ تازه در حال محاسبه است، یک چیز از قبل روشن است: این جنگ بحران آب و هوا را بدتر میکند و امنیت انسانی را در منطقه ای که از قبل هم آسیبپذیر بوده، به شدت تضعیف میکند. با این حال، بحثها حول پیامدهای زیستمحیطی، آب و هوایی و مهاجرت انسانی ناشی از این درگیری متمرکز نشده است.
غرب آسیا و به ویژه خاورمیانه تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی، درگیریهای مختلف، نقض وحشتناک و فاحش حقوق بشر، شکنندگی ساختارهای زیست محیطی و خشونت دولتی قرار داشته و دارد. انتظار میرود دمای این منطقه در طول قرن بیست و یکم دو برابر میانگین جهانی افزایش یابد. جنگهای داخلی یا خارجی باعث بحرانهای انسانی طولانی مدت بودهاند. تغییرات آب و هوایی و جنگ رابطه ای پیچیده و چند بعدی دارند و هر یک ممکن است دیگری را تشدید کند.
هدف نوشته حاضر بررسی تأثیر این درگیریها بر روی الگوی بارش، میزان بارش و چگونگی آنست. علاوه بر این، چگونه این وضعیت روی وقوع سیل تأثیر میگذارد.
وضعیت هوای تهران بعد از بمبارانها، نتیجه باران سیاه و سمی
۱. پدیده باران سیاه
فوری ترین و مشهودترین تغییر در الگوی بارش، وقوع باران سیاه سمی بوده است. در پی حملات هوایی گسترده نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به پالایشگاههای نفت، مخازن سوخت و تأسیسات شیمیایی ایران مانند انبار نفت شهران و پالایشگاه شهر ری در تهران، آتشسوزیهای عظیم، میلیونها تن دوده، گوگرد و فلزات سنگین را وارد جو کردهاند. هنگام بارش باران، این ابرهای متراکم و سمی با قطرات باران ترکیب میشوند و موجب میشوند که لایه ای غلیظ، تیره و بد بو، سطح شهرها را بپوشاند. این باران اسیدی، خاک و منابع آبی منطقه را بهشدت آلوده میکند.
۲. آب و هوای غیرعادی و طوفانی
ردپای عظیم کربن ناشی از جنگ؛ انتشار بیش از ۵ میلیون تن گازهای گلخانهای در بازههای زمانی کوتاه، مراکز فشارهای اقلیمی محلی را تسریع کرده است. گزارشهای هواشناسی حاکی از حرکت یک سیستم طوفانی بسیار غیرعادی در منطقه جنگی خاورمیانه، از جمله ایران، است. پیشبینیها نشان میدهد که این توده طوفانی قابل توجه در خاورمیانه، جایی که عملیاتهای جنگی بزرگی در حال انجام است، عبور خواهد کرد و انتظار میرود تأثیرات آن از اسرائیل تا قطر و ایران باشد.
در حالی که طوفانها گاهی اوقات از این منطقه عبور میکنند، به نظر میرسد این طوفان کاملاً غیرعادی باشد و احتمال بارانهای سیلآسا، طوفانهای گرد و غبار یا ریزگردها و آب و هوای شدید، از جمله گردبادهای کوتاه مدت، به وجود آورد. این طوفانها همچنین در برخی مناطق باعث سیل ناگهانی، احتمالاً با بارشی بیش از ۲/۵ میلیمتر باران، خواهند شد. این امر میتواند باعث سیل شهری در مکانهایی مانند ایران، دبی و ابوظبی شود. تلاقی شرایط جوی متغیر منطقهای و گرمای شدید ناشی از آتشسوزیهای زیرساختی، فراوانی رویدادهای شدید آب و هوایی را افزایش داده و ترکیبی ناپایدار از موارد زیر را ایجاد کرده است:
- بارشهای گسترده سیلآسا
- طوفانهای شدید گرد و غبار
- گردبادهای محلی
سیل، نتیجه نابودی پوشش گیاهی و تغییرات اقلیمی در اثر جنگ
۳. تشدید آسیب پذیری در برابر سیل
در حالی که جنگ، خروجی جوی را تغییر میدهد، همزمان مکانیسمهای دفاعی طبیعی محیط زیست در برابر سیل را نیز نابود میکند. فرسایش خاک ناشی از فعالیتهای نظامی، گلولهباران سنگین، انفجارها و آتش سوزیهای گسترده، درختان، مراتع و پوشش گیاهی را از بین برده است. باران بدون وجود سیستمهای ریشهای گسترده پوشش گیاهی، در زمانی بسیار کم، به سیلهای ناگهانی و جریانهای گل و لای شدید تبدیل میشوند که مناطق مسکونی را غرق میکنند. همان شرایطی که این روز ها در کرج، ایذه و بسیاری استانهای ایران شاهد آن هستیم. میزان تخریب بسیار زیاد و تعدادی از هموطنان در این حادثه طبیعی، ولی قابل پیشگیری جان باخته اند. خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت نیز به مناسبت چنین حادثه غم انگیز در فراخوانی از جوانان میهن تقاضای دستگیری از آسیب دیدگان و کمک به هموطنان مصیبت دیده شده اند.
جنگ و بمباران های مهیب هیدروکربنهای سمی،همراه با ضایعات چوبی، شاخه های شکسته، سنگ، کلوخ، آشغال و زبالهها را به شبکههای زهکشی شهری هدایت میکند. این امر زیرساختهای شهری را به خطر میاندازد و حتی در هنگام بارندگیهای معمولی، باعث سیل فوری شهری میشود.
آلودگی شدید جنگ و تخریب زیر ساخت ها
حملات نظامی به سدها و زیرساختهای مدیریت آب آسیب میرساند و باعث فروپاشی سیستم های کنترل سیل و زیرساختها میشود. همراه با این، از آنجائیکه حاکمیت ایران تمام منابع مالی کشور را در خدمت جنگ، سرکوب مردم و نیروهای نیابتی به خدمت گرفته است، وضعیت بسا نا هنجارتر میشود. حاکمیت ایران تمام سعی و کوشش خود را از سازگاری با آب و هوا و مدیریت آن در شرایط اضطراری، به تأمین مالی تلاشهای جنگی منحرف کرده و ظرفیت مدیریت آبخیزداری را، برای لایروبی مسیلهای شهری، رودخانههای سرریز کرده یا هماهنگی دفاع در برابر سیل را کاملاً از بین برده است.
با توجّه به واقعیتهای میدانی، پیش بینی میشود، جنگ جدید در ایران، تهدید جدی شرایط جوی باشد و رابطه تشدید کننده میان این مناقشه و پیامدهای اقلیمی وجود دارد و به پیامدهای انسانی وخیمی منجر میشود. پیامدهایی که در گذشته نه تنها در سطح منطقه، بلکه در مقیاسی جهانی موجب آوارگی شدهاند. در اینجا، شیوههای گوناگونی را بررسی میشوند که از طریق آنها مناقشه، آسیب پذیریهای اقلیمی، زیستمحیطی و انسانی را در غرب آسیا تشدید میکند و چگونه این عوامل میتوانند به افزایش آوارگی دامن بزنند. تشدید کمبود آب، تهدیدهای سلامت عمومی، افزایش آتشسوزی در جنگلها و زمینهای کشاورزی، بالا رفتن میزان انتشار گازهای گلخانه ای محیط زیست را برای نسلها آلوده میکند. تضعیف ظرفیتهای حاکمیت آخوندی در پیامدهای فوریِ از سرگیری و تشدید درگیریها میان طرفهای مختلف جنگ بعث تخریب و قهقرای هر چه بیشتر محیط زیست خاورمیانه است.
تغییرات شرایط جوی و افزایش آتش سوزیها
همانطور که پیشتر اشاره شد، انتشار گازهای ناشی از فعالیتهای نظامی بحران اقلیمی را تشدید میکند و جنگ ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. تنها در دو هفتهٔ نخست این جنگ، برآورد میشود که ۵ میلیون تن گاز کربنیک در جو منتشر شده است. این بدان معناست که این جنگ با سرعتی بیش از مجموعِ هشتاد و چهار کشور جهان، کربن میسوزاند. گازهای گلخانه ای از منابع گوناگونی ناشی میشوند، از جمله تخریب خانهها، ساختمانها و ذخایر سوخت؛ سوخت مصرف شده در عملیاتهای رزمی و کربن نهفته در تجهیزات نظامی.
وضعیت منابع آب در غرب آسیا هماکنون در مرحلهای بحرانی قرار دارد و سرانه دسترسی به آب در این منطقه پایینتر از آستانه تنش آبی آن است. در آغاز عملیات خشم عظیم یا Operation Epic Fury، ایران و منطقه خلیج فارس پیش از آن نیز به خاطر بیش از پنج سال خشکسالی ناشی از تغییرات اقلیمی در معرض کم آبی قرار داشتند. در کشور همسایه، عراق، سال ۱۴۰۴ شاهد شدیدترین خشکسالی ثبت شده از سال ۱۳۱۲ تاکنون بود. جنگ ایران این شرایط شکننده را وخیمتر میکند؛ چرا که حملات به زیرساختهای غیرنظامی و صنعتی از جمله تأسیسات نفتی و کارخانههای شیمیایی موجب انتشار پسماندهای سمی هوا و آلودگی آبراهها میشوند. این مسئله به ویژه برای ایران نگرانکننده است، کشوری که منابع آبی آن پیش از این نیز بر اثر خشکسالی و سوء مدیریت تحلیل رفته بود.
از زمان آغاز جنگ، به تأسیسات آب شیرین کن حمله شده و مخازن آب آسیب دیدهاند. در فروردین گذشته، ایران ایالات متحده را متهم کرد که به تأسیسات آب شیرین کن جزیره قشم که آب مورد نیاز سی روستا را تأمین میکرد حمله کرده است. روز بعد، بحرین اعلام کرد که ایران با استفاده از پهپاد به یکی از تأسیسات این کشور حمله کرده است و امارات متحده عربی نیز مدعی شد که حمله ای مشابه، نیروگاه و تأسیسات آب فجیره F1 را هدف قرار داده است. خرداد ماه، ایران بار دیگر اعلام کرد که دو مخزن آب این کشور هدف حمله قرار گرفته و آسیب دیدهاند؛ امری که باعث شد هزاران نفر دسترسی خود به آب آشامیدنی را از دست بدهند. دولت ایران حملات آمریکا را عامل وخامت وضعیت آب در شهرهایی همچون جاسک و سیریک دانست….







