۶۲ تن از اعضای خبرگان خواهان مسدود ماندن تنگه هرمز شدند
در حالی که نشانههای اختلاف و رقابت در سطوح بالای رژیم بیش از گذشته آشکار شده است، ۶۲ نفر از ۸۸ عضو مجلس خبرگان با انتشار بیانیهای کمسابقه، خواستار ادامه سیاستهای تقابلی از جمله مسدود ماندن تنگه هرمز و ترور دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو شدند.
در این بیانیه ۱۰ بندی، امضاکنندگان دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را «مهدورالدم» خوانده و مدعی شدهاند که کشتن آنها «بر هر مکلفی که به آنان دسترسی پیدا کند، واجب است».
اعضای امضاکننده مجلس خبرگان همچنین با اشاره به ادامه عملیات نظامی اسرائیل در لبنان و حضور نیروهای این کشور در جنوب لبنان، مدعی شدند که این وضعیت به منزله نقض تفاهمات میان ایران و آمریکا است و بر همین اساس، بازگشایی تنگه هرمز را «خطایی راهبردی» توصیف کردند؛ اقدامی که به اعتقاد آنان موجب «گستاختر شدن دشمن» خواهد شد.
این بیانیه همچنین بر مواضع اعلامشده از سوی مجتبی خامنهای درباره مذاکرات با آمریکا تأکید کرده و خواستار آن شده است که موضوع هستهای ایران از دستور کار هرگونه مذاکره با واشینگتن خارج بماند. امضاکنندگان همچنین بر ضرورت پیگیری «تثبیت مدیریت تنگه هرمز»، دریافت غرامت، آزادسازی داراییهای مسدودشده و خروج آمریکا از منطقه تأکید کردهاند.
در بخش دیگری از این بیانیه، به مسئولان هشدار داده شده است که از هرگونه اظهار نظر یا اقدامی که بتوان از آن «ضعف و ناتوانی کشور» را استنباط کرد، پرهیز کنند. همچنین تأکید شده که دیدگاههای مجتبی خامنهای باید به عنوان «فصلالخطاب» مورد تبعیت قرار گیرد و از طولانی شدن مذاکرات با آمریکا جلوگیری شود.
تشدید شکاف در رأس حاکمیت
فارغ از محتوای تند و بیسابقه این بیانیه، انتشار آن را میتوان نشانهای از تشدید رقابت و شکاف میان جناحهای مختلف قدرت در رژیم ولایت فقیه ارزیابی کرد. تأکید مکرر امضاکنندگان بر «فصلالخطاب» بودن مواضع مجتبی خامنهای و هشدار به مسئولان برای عدم عدول از آن، از نگاه برخی ناظران سیاسی، میتواند بیانگر آن باشد که در درون ساختار قدرت، بر سر نحوه مواجهه با بحرانهای داخلی و خارجی، اجماع کاملی وجود ندارد و حرف مجتبی خامنهای خریدار چندانی ندارد.
بیشتر بخوانید
از این منظر، هنگامی که دهها عضو مجلس خبرگان ناچار میشوند با صدور بیانیهای علنی، بر ضرورت تبعیت از مواضع یک مرکز قدرت خاص تأکید کنند، این امر خود میتواند نشانهای از وجود مقاومت، تردید یا اختلاف نظر در بخشهای دیگری از حاکمیت باشد.
این بیانیه، علاوه بر آنکه از تندتر شدن مواضع بخشی از ساختار سیاسی رژیم حکایت دارد، میتواند به عنوان نشانهای از تشدید کشمکشهای درونی در رأس قدرت نیز تفسیر شود. برخی تحلیلگران معتقدند که تأکید بیسابقه بر تبعیت از مواضع مجتبی خامنهای، نه الزاماً نشانه اقتدار، بلکه میتواند بازتابی از نگرانی درباره میزان نفوذ و توانایی او در تحمیل سیاستهای مورد نظرش در شرایط بحرانی کنونی باشد؛ برداشتی که در صورت تداوم اختلافات، ممکن است به عنوان یکی از نشانههای تضعیف موقعیت سیاسی او در ساختار قدرت مورد توجه قرار گیرد.







