بحران کرونا، شکاف در نظام خامنهای را بیشتر میکند
صحنه انتخابات نمایشی مجلس رژیم، صحنه دو واقعیت بسیار مهم بود. یکی اوج تضاد بین باندهای حاکم، و دیگری فاصله عمیق مردم با این حکومت و عدم مشروعیتش. به همین دلیل بود که خامنهای از چند ماه پیش، تصمیم به یکدست کردن حاکمیت خود گرفت و برای پرکردن خلاء مشروعیتش سعی نمود، با پنهانکاری جنایتکارانه خود در اعلام ورود ویروس کرونا به کشور، افراد بیشتری را به راهپیمایی ۲۲بهمن و پای صندوقهای رای بکشاند. اما اعتبار از دست رفته رژیم، با چنین توطئه و ترفندهایی قابل بازیابی نیست. شیوع و گسترش ویروس کرونا در کشور، هرچند برای چند روز، بر روی جنگ و دعواهای باندی رژیم سایه انداخت. اما هر روز که میگذرد، موضوع کرونا و شیوه مدیریت آن و پیامدهای بعدی آن، بیشتر و بیشتر موجب بازشدن شکافهای بیشتر در درون رژیم گشته و هرچه جلوتر میرویم، این واقعیت بصورت عریانتری عمل خواهد کرد.
حاکمیت آخوندی که از بنیان، بر اساس منافع بین باندهای رژیم بوجود آمده و تاکنون عمل کرده است، همواره درگیر این تضاد بوده و تا پایان عمرش نیز از آن خلاصی نخواهد یافت. این باندها، در هر زمانی با اسامی و ترکیبهای متفاوتی در جامعه عمل کردهاند. در آخرین شکل، آنها را در دو باند اصلاحطلب و اصولگرا دیدهایم. اما همواره، همه باندهای درون رژیم، دعوای قدرت بیشتر برای چاپیدن مردم و پرکردن جیبهای خود را داشتهاند. نه دغدغه درد مردم درد کشور.
هنوز مدت زیادی از مضحکه انتخابات رژیم نگذشته است که پیش از آن، روحانی هر روز به هر مناسبتی، به صحنه میآمد و دم از شفافیت در تعیین صلاحیت کاندیداها میزد. شورای نگهبان را زیر ضرب میبرد و به آنها میگفت شما چکارهاید؟ بر سر تصویب لوایح FATF و CFT یقه میدراند که تعداد معدودی، منافع کشور را به گروگان گرفتهاند. حتی خامنهای را هم به چالش میطلبید و بحث رفراندوم را مطرح میکرد. اما با عبور از انتخابات، خامنهای توانست افراد باند خودش را از صندوق بیرون بکشد و مجلس بعدی را برای تعیین یک رئیس جمهور جوان و حزباللهی بچیند.
با اوجگیری بحران کرونا در کشور، صحنه جدال این دوباند، چند روزی در ظاهر فروکش کرد و مسئله روز همه بحث کرونا شد. اما اگر کمی دقت کنیم، میبینیم که از روز اول بحث کرونا، خامنهای، ولایتی را به عنوان مدیریت این بحران به صحنه فرستاد. بدنبال آن نیز سپاه پاسداران از پشتسر وارد شد و به جمعآوری مواد بهداشتی مانند ماسک و ژل و دستکش و دیگر الزامات مربوطه در سراسر کشور پرداخت و آنها را در اختیار خود گرفت. موضوعاتی مانند قرنطینه قم، یا ادامه پروازهای هواپیمایی ماهان، نه در دولت که در بیت خامنهای تعیین تکلیف میشد. به همین دلیل، کمکم واقعیت تضاد بیرونی شد و مشخص گردید که در حال حاضر، دولت با تفنگ، اداره امور را بدست گرفته و دولت بی تفنگ، یعنی روحانی و کابینهاش، صرفا به عنوان یک ویترین سیاسی هستند که اگر لازم شد، از آن برای امور بینالمللی استفاده شود.
با فشارهای مداومی که از طرف لایههای پایین دولتی و یا مدیریت بیمارستانها و پزشکان میآمد، خامنهای در روز چهارشنبه ۲۱ اسفند، طی نامهای از روحانی خواست که خودش مدیریت بحران را در دست گرفته و کارها را دنبال نماید. اما روحانی از پذیرش این مسئولیت طفره رفت و در جملهای کوتاه، جواب خامنهای را داد و گفت که هفتهای یکروز به آنجا خواهد رفت. این جواب کوتاه روحانی در واقع، نشانگر اوج بحران درونی باندهای حاکم برکشور است. زیرا حرف اصلی او خطاب به خامنهای اینست که؛ چطور از روز اول خودت بریدی و دوختی و ولایتی را بالای اینکار گذاشتی و ما را آدم حساب نکردی؟ اما حالا که موضوع کرونا اینقدر وخیم شده و در سراسر کشور گسترش یافته، من را جلو میاندازی؟ چطور سپاه پاسداران از پشت سر همه امور را در دست گرفته و هرکاری که خودشان بخواهند انجام میدهند و به ما پاسخگو نیستند؟ چطور در امر قرنطینه شهرها دولت کارهای نیست و تولیتهای قم و مشهد و دیگران نظرشان بکرسی مینشیند؟ اما حالا برای جمع کردن این همه فاجعه که در کشور پخش شده به من گفته میشود تا مدیریت بحران را بعهده بگیرم؟ مگر من اختیاری دارم؟ مگر بیت ولایت با سپاه پاسداران همه امور اصلی مملکت را در دست نگرفتهاند؟
روزپنجشنبه۲۲ اسفند خامنهای طی حکمی به پاسدار باقری فرمان داد که قرارگاهی را برای بیماران کرونا در نظر گرفته و این مهم را دنبال نماید. پاسدار باقری نیز روز جمعه ۲۳ اسفند با صدور اطلاعیهای اعلام کرد: «ظرف ۲۴ساعت آینده روال خلوت کردن فروشگاهها، خیابانها و جادهها را انجام میدهند». خامنهای در این حکم، بطور مزورانهای یک تیر و دو نشان زد. هم نشان داد که خود روحانی در این موضوع مسئولیت نپذیرفته و شانه خالی کرده است. دیگر اینکه چنانچه مطلوب خودش بود، رسما یکی از فرماندهان سپاهی خود را برای مدیریت بحران کرونا بکار گماشت.
سفر شمخانی به عراق و پیامدهای آن، که شلیک موشکهای کاتیوشا به پایگاههای آمریکایی در عراق بود، روز جمعه ۲۳ اسفند با تلافی نیروهای آمریکایی مواجه شد. ۵ پایگاه نظامی حشدالشعبی و عصائب، بشدت مورد اصابت موشکها و راکتهای هوایی انگلیس و آمریکا قرار گرفتند. این سفر و چنین تصمیماتی، در کادر همان شکاف روز افزون در رأس حاکمیت است، یعنی بوضوح نشان میدهد دولت روحانی، تنها یک ویترین سیاسی است که وزیر خارجهاش برای دریافت کمک به صندوق بینالمللی پول نامه بنویسد و از تحریمها گلایه کند. وگرنه این وزیر خارجه و این دولت، کوچکترین نقشی در پیشبرد سیاستهای منطقهای ندارند.
ناتوانی رژیم آخوندی برای جلوگیری از تشدید تضاد، زمینه ساز بروز کلان بحرانهایی است که بواسطه گسترش بیماری کرونا، در جامعه بوجود آمده است. و بدون شک به قیامی سراسری بر علیه کلیت رژیم آخوندی راه خواهد برد. رسانه آمریکایی لایو لیک در این زمینه مینویسد: « وحشت از شکاف بین مردم و نظام، مختص فاصله عمیق طبقاتی نیست، بلکه نبود آزادیهای اولیه، و سیاستهای سرکوبگرانه رژیم آخوندی، یکی از موضوعات هشدار باندهای شریک در حاکمیت این نظام است».
یشتر بخوانید:
هشدار سازمان بهداشت جهانی و فاجعه کرونا در ایران
اعلام دیر هنگام شیوع کرونا برای گیلان فاجعه به بار آورد
گزارشی از جلسه پزشکان رشت در باره وضعیت بیماران کرونایی در استان گیلان
اذعان به پنهانکاری آمار قربانیان کرونا در ایران از زبان عوامل خامنهای
جهانی شدن ویروس کرونا و تفاوت برخورد رژیم ایران با سایر کشورها







