بازار سرمایه در ایران به چراگاه حکومت گران تبدیل شد
در دنیای سرمایه به صورت کلی سه نوع بازار وجود دارد؛ بازار كالا و خدمات و بازار پول و بازار سرمایه که موضوع سهام و سرمایه شرکت ها و بورس و اوراق بهادار و …. در این بازار قرار دارند.
حل مساله اقتصادی حکومت ایران نیز در این سه بازار که در ارتباط تنگاتنگ و ارگانیک با هم قرار دارند؛ تعیین تکلیف می شود. [دو برابر شدن بدهی دولت به بازار سرمایه در سال ۹۹]
تأمین کسری بودجه ۴۵۰هزار میلیارد تومانی
صورت مساله نقد و عاجل حکومت اکنون تامین کسری ۴۵۰هزار میلیاردتومانی بودجه است و ایران چون مجرای تامین کلان بودجه (شکستن تحریمها) به رویش بسته است؛ تلاش می کند که از هر امکانی با کلاشی یک پولی در بیاورد و نان شب حکومت را حل کند.
لذا هم اسکناس چاپ می کند، هم خودروها را جریمه می کند (آرمان نوشته است که در یک سال گذشته فقط با جریمه تردد خودورهایی که تردد شبانه کرونایی را نقض کرده اند؛ درآمد٢هزار و ٢٠٠ ميلياردي داشته است)، هم در ابعاد کلان از قبل خرید و فروش جرم و زندان و … پول در میآورد، هم حقوق ها را پرداخت نمی کند، هم با بازی با نرخ دلار و تومان درآمدزایی میکند، هم بنزین لیتری ۳۰۰۰ تومان می فروشد، هم روزانه قیمت ها را بالا می برد و هم با انواع رانتخواری سفرههای مردم را خالی میکند.
علاوه بر صدها کانال خرد و درشت کسب درآمد به جان سهام و بازار بورس افتاده و از این طریق نیز کلان کلاشی می کند. [بازار بورس یا کلاهبرداری؟!]
ریزش بازار سرمایه و ورشکستگی مردم
خبرگزاری فارس ۱۱آبان؛ غلامرضا مرحبا سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: «شاخص بورس در ماههای اخیر ۳۰درصد کاهش پیدا کرده است. در طول ماههای اخیر ۷۰میلیارد دلار از سرمایههای مردم در بورس از بین رفته و آنها ضرر دیدهاند».
وطن امروز نوشت: روزهای ناخوش بازار سرمایه است. شاخص کل بورس تهران در ۲ماه اخیر ۲۳۷ هزار واحد ریزش داشته است. درباره علت آن می نویسد که دولت برای اخاذی اوراق قرضه با سود ثابت را ارائه کرد و چون نرخ بهره اوراق بهادار با درآمد ثابت ریسک کمتری نسبت به سرمایهگذاری در بورس دارد، توانست بخشی از نقدینگی را جذب خود کند.
و شرق نوشت: «بسیاری از سهامداران کوچک حقیقی با ضرری فراوان، عطای این بازار را به لقایش بخشیدهاند». مجتبی توانگر، نماینده مجلس، گفت: دولت رییسی با «عرضه افسارگسیخته اوراق دولتی» موجب «نابودی سرمایه مردم در بورس» شدهاست و تاکید کرد که دولت هزینههای خود را از جیب مردم تأمین نکند.
نتیجه
کارشناسان حکومتی اعلام می کنند که بازار سرمایه که یک رکن جدی پایه های اقتصادی این نظام است؛ آنچنان فرو ریخته که امکان بازسازی آن وجود ندارد. رئیسی یکی از وعده های انتخاباتی اش ترمیم این بازار بود ولی الان بعد از سه ماه باید در مراسم دفن این بازار شرکت کند. این وضعیت گوشه ای از کارنامه صد روزه رئیسی است که طبعا بازتاب اجتماعی خود را به همراه داشته و خواهد داشت. رسانه های حکومت مینویسند: آیا زیبنده است؛ مردم کشوری که ۹ درصد از منابع جهانی را در اختیار دارد، قادر به تأمین حداقل معاش خود نباشند و بیش از ۲۶ میلیون ایرانی زیر خط فقر مطلق باشند؟
البته آن چه که رسانههای حکومتی می نویسند تنها بخش کوچکی از واقعیتهای دردناک یک جامعه بحران زده است.






