سنگرهای دیجیتال پهلوی افشا میشوند
هفتهنامه اینترنشنال پالیسی دایجست در گزارشی که ۲۳ بهمن منتشر شد، به بررسی آنچه «عملیات هدایتشده در فضای مجازی» خوانده، پرداخته است. این گزارش با استناد به تحلیلهای فنی و دادههای دیجیتال تأکید میکند که موج ظاهری گرایش به سلطنت در شبکههای اجتماعی، برخلاف آنچه نمایش داده میشود، پدیدهای خودجوش نیست، بلکه نتیجه یک کارزار سازمانیافته و مهندسیشده است.
هدف: تغییر روایت و ایجاد شکاف
بر اساس این تحلیل، هدف اصلی این عملیات، ایجاد شکاف در صفوف اپوزیسیون، تحریف پیام اصلی اعتراضات و بازتعریف یک خیزش دموکراتیک بهعنوان حرکتی نوستالژیک برای بازگشت سلطنت است. در حالی که بخش گستردهای از معترضان ایرانی همزمان با رد حکومت مذهبی حاکم، هرگونه بازگشت به سلطنت موروثی را نیز نفی میکنند، تلاش میشود تصویر دیگری از مطالبات عمومی ارائه شود.
جنگ روایتها در «سنگرهای دیجیتال»
گزارش یادشده فضای مجازی را به «جبههای تازه» در اعتراضات ایران تشبیه میکند؛ جبههای که در آن بهجای ابزارهای سرکوب خیابانی، از الگوریتمها، حسابهای هدایتشده، تولید محتوای هماهنگ و فناوریهای ویرایش دیجیتال برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده میشود. هدف این جنگ سایه، نه فقط سرکوب اعتراضات بلکه «ربودن روایت» و تغییر معنای آن در لحظه است.
در این چارچوب، تلاش گستردهای برای گرهزدن اعتراضات سراسری به نام رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، صورت گرفته است. به نوشته اینترنشنال پالیسی دایجست، شواهد فنی و شبکهای نشان میدهد که موج حمایت آنلاین از سلطنت، حاصل فعالیت شبکههای سازمانیافته است، نه بازتاب طبیعی افکار عمومی.
دو سطح عملیات: میدانی و مجازی
گزارش به دو سطح مکمل این عملیات اشاره میکند:
نفوذ میدانی در تجمعات اعتراضی:
در برخی تجمعات، از جمله در مشهد، افرادی با سر دادن شعارهای سلطنتطلبانه تلاش کردهاند فضای اعتراضات را تغییر دهند. شاهدان عینی این اقدامات را سازمانیافته و هدفمند توصیف کردهاند؛ اقدامی که میتواند هم به ایجاد تفرقه در میان معترضان و هم به توجیه سرکوبهای بعدی منجر شود.
دستکاری بازنمایی اعتراضات در فضای مجازی:
از طریق بازنشر گزینشی تصاویر و برجستهسازی شعارهای خاص، تصویری دوپاره از جنبش اعتراضی ارائه میشود؛ گویی محور اصلی آن بازگشت سلطنت است.
در برخی گزارشها، از نهادهایی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی بسیج بهعنوان بازیگران احتمالی این عرصه نام برده شده است.
اپوزیسیون سازمانیافته
در مقابل، رسانههای وابسته به حاکمیت بیشتر بر نقش شبکههای سازمانیافته اپوزیسیون و بهویژه کانونهای شورشی وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران تأکید کردهاند و آنها را عامل هماهنگی اعتراضات معرفی میکنند. این تمرکز، نشاندهنده نگرانی حاکمیت از فعالیتهای سازمانیافته و دموکراسیخواهانه است، نه یک موج نوستالژیک سلطنتطلبی.
بخش قابل توجهی از نسل معترض، که تجربه مبارزه با هر دو نظام سلطنتی و مذهبی را در حافظه تاریخی خود دارد، بر رد همه اشکال استبداد تأکید میکند. شعارهایی چون:
«مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»
«نه سلطنت، نه رهبری؛ دموکراسی، برابری»
بازتاب همین رویکرد است؛ رویکردی که خواهان استقرار حاکمیت مردم، آزادی و برابری است و هرگونه بازتولید دیکتاتوری را مردود میداند.







