تجربیاتی برای جوانانی که برای بار اول بازداشت میشوند!
قیام مردم ایران وارد دومین ماه و پنجمین هفته خود شد. در جریان قیام تاکنون هزاران نفر بازداشت و زندانی شدند. بازداشتهای گلهای چه درخیابان یا با تهاجم به خانهها برای ایجاد ترس و ارعاب جامعه است. ما باید چه کار کنیم؟ در مقابل این تاکتیک دشمن ما چه ابزاری در دست داریم؟ بعد از بازداشت چه کار باید بکنیم؟ با تاکتیکهای دشمن برای ایجاد ترس در بازداشتگاهها چگونه روبرو شویم؟ و…
رهنمودهایی برای بازداشت شدگان
در درجه اول هرکسی که در تظاهرات خیابانی شرکت می کند باید تلاش کند که بازداشت نشود. این کار روشها و تاکتیکهای خاص خودش را دارد که جداگانه به آن خواهیم پرداخت. اما بازداشت شدگان چه کاری باید بکنند تا کمتر ضربه بخورند و بیشتر ضربه بزنند؟
بسیاری از دستگیرشدگان جوانان قیامی هستند که تاکنون تجربه مواجه شدن با شرایط زندان را نداشتهاند و حتی بسیاری از فعالان حوزههای مختلف نیز پیش از این بازداشت، بازجویی و زندانی بودن را تجربه نکردهاند. باتوجه به اینکه روند دستگیریها همچنان ادامه دارد، هرکسی که برای اعتراض وارد خیابان می شود خوب است که این تجربیات را که حاصل تجربه چندین زندانی بازداشت شده در سالهای اخیر است را به خاطر داشته باشد؛
بیشتر بخوانید
تحلیل چند تجربه در نبردهای خیابانی مردم با سرکوبگران
اگر همراه افراد دیگری بازداشت شدید یا بعد از بازداشت به جمعی پیوستید در نظر داشته باشید رویه بازداشتکنندگان این است که هیچ اطلاعاتی درباره مکانی که میروید، علت بازداشت، امکان تلفن زدن، احتمال جابجایی شما از مکانی که موقتا بازداشت هستید به هر کدام از زندانهای رسمی کشور به شما ندهند. لذا امکان دارد بقیه بازداشتیها شروع به حدس و گمان کنند و امید یا ناامیدی واهی به شما بدهند. بعید است کسی بیشتر از شما چیزی بداند بنابراین به حرف هیچکس گوش ندهید و فقط صبر داشته باشید.
حتما مدتی را -کوتاه یا بلند- در بلاتکلیفی به سر خواهید برد. نیرو و آرامش خود را در این ساعات حفظ کنید. معمولا این ساعاتی است که بیشترین فشار و بلاتکلیفی را تحمل خواهید کرد. حفظ آرامش برای بازجوییها حیاتی است. در نظر داشته باشید که بازجوها و کارشناسان تنها با استفاده از اضطراب همین ساعات و روزهای اولتان تلاش دارند که شما را مرعوب کنند و به خواستهشان برسند. روحیه تهاجمیتان را حفظ کنید و اجازه ندهید کارشناس میدانداری کند.
اگر در زمان بازداشت یا پیش از آن در خیابان زخمی شدید، درد و زخمتان را پنهان نکنید، مکرر و به اصرار بخواهید که یک پزشک شما را ببیند و مداوا کند. اگر بیماری زمینهای خاصی دارید از لحظه بازداشت آن را با صدای بلند به همه، بازداشتکنندگان و کسانی که همراهتان هستند اعلام کنید و بگویید جانتان در خطر است. بعد از رسیدن به بازداشتگاه هم پیگیری وضعیت سلامت خود را رها نکنید.
چشمبند؛
در بسیاری از بازداشتگاههای امنیتی به محض ورود ملزم به زدن چشمبند هستید. در این روزها در بسیاری از ویدیوهای منتشر شده مشاهده میشود که حتی پیش از ورود به بازداشتگاه و در خیابان نیز ماموران بلافاصله پس از دستگیری فرد، لباس او را روی سرش میکشند و دستهایش را از پشت میبندند تا از همان لحظه اولیه، او را به واسطه ندیدن و تاریک شدن محیط پیرامونش، دچار حس بیپناهی، ترس و احیانا پشیمانی کنند.
چشمبند جزئی جدانشدنی از سیستم اعمال فشار و شکنجه روانی بر دستگیرشدگان است. اکثر بازجوییها با چشمبند انجام میشود و شما بازجوها را نمیبینید. پس خودتان را برای مواجهه با این تاریکی آماده کنید. همیشه میتوانید چشمبندتان را کمی بالا بیاورید تا جلوی پایتان را ببینید، بر انجام اینکار اصرار کنید. حتی اگر با شما برخورد شد باز هم این کار را انجام دهید. دیدن جلوی پایتان و کمی نور از زیر چشمبند کمک می کند تا تسلط بیشتری بر شرایط داشته باشید.
سلول انفرادی؛
گذراندن زمان در زندان یکی از بزرگترین چالشهایی است که با آن روبرو هستید. اگر در سلول انفرادی هستید بالطبع کار زیادی برای انجام دادن ندارید و مورد هجوم بیامان افکارید. انفرادی همه چیز را در شما تشدید میکند. ترسهای شما بیشتر میشود و امیدهایتان کم رنگتر. تلاش کنید ذهنتان را به سمتی بهتر بکشانید. در همان فضای کوچک سلول راه بروید، ورزش کنید، با نخهای حوله و یا حتی پتویی که در اختیار دارید، کارهای دستی انجام دهید، مثلا دستبند ببافید. از قدرت خیالتان استفاده کنید. از ذهنتان کمک بگیرید تا لحظات خوشی را برایتان یادآوری کند.
در ذهنتان داستان بنویسید و روزانهنویسی کنید. حتی اگر خوابتان نمیبرد، سعی کنید ساعاتی را فارغ از تنشهایی که احاطهتان کرده است، دراز بکشید، چشمهایتان را ببندید و خیال کنید. صبور باشید. سرودها، شعرها، یا دانستههایتان را مرور کنید. نگذارید ذهنتان مرعوب فضایی که بازجوها می سازند شود.
به کارگیری همه حواس
زندان و به خصوص زندان انفرادی، جایی است که زندانبان تلاش میکند تا برخی از حواس شما را دچار اختلال کند. برخی از خصوصیات و عادتهایتان را از بین ببرد و نیازهای انسانیتان را بدون پاسخ رها کند. برای چنین لحظاتی آماده باشید. در مواقعی که چشمبند دارید و جایی را نمیبینید، حتی در مسیر انتقال به بازداشتگاه، سعی کنید از حواس دیگرتان برای درک موقعیتی که هستید کمک بگیرید. همه چیز دیدن نیست، گوشهایتان به شما کمک میکند تا صداها را بشنوید و از هم تمییز دهید.
دستهایتان میتواند برای لمس وسایل اطراف کمکتان کند، بوهای آشنا و به طور کلی هر چیز آشنایی که بتوانید به واسطه حواس مختلف از محیط دریافت کنید موجب کاهش حس ترس و بیپناهی میشود.تلاش کنید با حواس دیگرتان محیطی که در آن هستید را بشناسید. تصوری از محیطی که در آن هستید داشته باشید. داشتن یک تصور ولو کلی از محیط به معنی شناخت است و به شما کمک می کند که مسلطتر به اوضاع باشید.
سلول های جمعی در دوران بازداشت
اگر با یک یا چند نفر دیگر در یک سلول نگهداری میشوید سعی کنید برای هم خاطره بگویید. داستان بهترین سرگرمی است. بحث سیاسی، حدس و گمان درباره آینده و منفیبافی فقط وضع را بدتر میکند بالاخص اگر همدیگر را نمیشناسید. اگر کسی صدای خوبی دارد برای دیگران آواز بخواند. بازی کنید، گل یا پوچ یا هر بازی دیگری. لذتهایی که بیرون پیشپاافتاده به نظر میرسند در زندان شما را زنده میکند. به بقیه بازداشتشدگان روحیه دهید. «نگران نباش» «آزاد میشیم» «صبر داشته باش» «قوی باش».
اینجوری هم به دیگران قوت قلب میدهید هم روحیه خودتان را تقویت میکنید. به زخمیها کمک کنید. به همدیگر مهربانی کنید و نگذارید دشمن شما را کسل و خسته ببیند. حفظ روحیه جمعی به شما قدرت تهاجم میدهد.
ادامه دارد…







