روز دانشجو فرصت دوباره برای خیزش دانشجویان
۳۵سال پس از مرگ خمینی، سال گذشته در چنین روزهایی در قیام ۱۴۰۱ دانشگاههای ایران شرایط پرتنشی را پشت سر میگذاشت. قیامی که اساسا از دانشگاه شروع نشده بود اما به سرعت مصدر اصلی اش را دانشگاه قرار داد. شهیدان بسیاری از دانشگاه به خاک افتاده بودند. دانشجویان بسیاری در بین ۳۰هزار بازداشت شده قیام بودند. و در آذرماه حکومت کمکم اعدام نخستین زندانیان قیام تلاش کرده بود که خود را از لاک تدافعی خارج سازد.
مسیری که از آذرماه سال ۱۴۰۱ تاکنون توسط حکومت در مورد دانشگاههای سراسر کشور در حق دانشجویان طی شده است، بسیار شبیه عملکرد خمینی در دهه ۶۰ بود.
خمینی از همان نخستین روزهای جاخوش کردن در جایگاه ولی فقیه، اولین مانعی را که جلوی خود دید نسل آگاه دانشجویان بود.دانشجویان دانشگاهها به عنوان نسل آگاه و پیشتاز جامعه انقلابی ایران اولین کسانی بودند که در مقابل ارتجاع خمینی ایستادگی کردند.
نیروهای انقلابی و سازمانهای مخالف دیکتاتوری مذهبی عموما از میان همین دانشجویان به شدت سیاسی شده دانشگاههای ایران شروع به عضو گیری کردند.
انقلاب فرهنگی یا قلع و قمع دانشگاه
با پیروزی قیام ۵۷ دانشگاهها بازگشایی شدند. اما عملاً دانشگاه محل فعالیتهای سیاسی شده بود. پیش از شروع انقلاب فرهنگی، دانشگاههای ایران، از مهمترین کانونهای اصلی حضور مخالفان علیه حکومت ولایت فقیه بود . در عمل حکومت هیچ تسلطی بر دانشگاه نداشت. دانشگاه به نخستن کانون عضوگیری گروههایی مثل سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق تبدیل شده بود.
خمینی اما هرگز نمی توانست چنین وضعیتی را تحمل کند.در اواخر فروردین ۱۳۵۹ خورشیدی، شورای انقلاب، با تأیید خمینی، به گروههای سیاسی فعال در دانشگاهها، برای تخلیه دفترهای خود در دانشگاهها، مهلتی سه روزه داد . طی این روزها، درگیری و خشونت در دانشگاههای مختلف ایران شدت گرفت و چندین نفر کشته و تعداد زیادی نیز مجروح شدند. حکومت این رویداد را ، سرآغاز «انقلاب فرهنگی» محسوب کرد. در مرحله بعدی این باصطلاح انقلاب فرهنگی با دستور خمینی به تعطیلی دانشگاهها به مدت بیشتر از دو سال و اخراج صدها تن از استادان و اخراج هزاران تن از دانشجویان دگراندیش و سیاسی منجر شد.
در همین زمین زمینه
فراخوان دانشجویان به اعتصاب در دانشگاهها در آستانه ۱۶ آذر
آیا خامنه ای توان انقلاب فرهنگی دیگری را دارد؟
پر واضح است که حکومت از همان دهه ۶۰ تمام تلاش اش را کرده بود که دانشگاه را خالص سازی بکند. یعنی هم اساتید و هم دانشجویان را از میان سرسپردگان خود بگمارد. امری که در نهایت نتیجه نداد.
خامنه ای به وضوح در جریان قیام ۱۴۰۱ مشاهده کرد که حتی محافظه کارترین دانشگاههای کشور به کانون قیام و خیزش تبدیل شدند.
از همین روز یک فرایند چند مرحله ای را برای ناتوان سازی و ابترسازی جنبش دانشجویی در دانشگاهها آغازکرد.
ابتدا با بازداشت و دستگیری دانشجویان فعال در قیام آغاز کرد. سپس برای همین دانشجویان احکام سنگین زندان صادر کرد. در مرحله بعدی سراغ بقیه دانشجویان رفت. احضار هزاران دانشجو به کمیتههای انضباطی و سپس صدور حکم اخراج و یا تعلیق از دانشگاه برای چند ترم از دیگر اقدامات سرکوبگرانه در دانشگاهها بود.
فشار همه جانبه بر دانشجویان
در گام بعدی دستگاه سرکوب برای نسق کشیدن از دانشگاه سراغ استادان و هیئتهای علمی رفت. حکم اخراج دهها و صدها استاد از دانشگاه فرایند بعدی سرکوب بود.
در گام بعدی پلیسی کردن و پادگان سازی دانشگاه در دستور کار قرار گرفت. با بهانه حجاب و پوشش دانشجویان، گروههای سرکوب در دانشگاهها مستقر شدند. حتی با همین بهانه وارد کلاس درس دانشجویان شدند .
برغم همه این اقدامات، خامنه ای و دستگاه سرکوب او به خوبی اشراف دارند که دانشگاه ساکت شدنی نیست. اقدامات سرکوبگران ممکن است در کوتاه مدت کمی دانشجویان به سکوت بکشاند اما دانشگاه به عنوان قلب تپنده جامعه هرگز از تپش نخواهد ایستاد. دانشگاه بازتاب دهنده خشم عمومی جامعه نسبت به اختناق و سرکوب و ناکارآمدی و فساد همه جانبه حکومتی است. از همین رو خامنه ای باید منتظر جرقه بعدی از دانشگاه باشد.
خامنه ای هرگز در موقعیت خمینی نیست که بتواند دانشگاه را به تعطیلی بکشاند. خمینی در آغاز روی کار آمدن ارتجاع حاکم به دلیل در دست داشتن همه اهرمهای قدرت و مشروعیت توانست چنین پروژه عظیمی را شروع کند اما شکست قطعی خورد. خامنه ای اکنون ۴۴ سال بعد در موقعیتی بسیار شکننده در موقعیتی مشابه قرار گرفته است. اما هر تحرک خامنه ای رو به دانشگاه و دانشجویان به ضد خود تبدیل خواهد شد. این را خامته ای بهتر از همه میداند. از همین روست که سیاست حکومت در مورد سرکوب دانشجویان به یک بن بست کمرشکن تبدیل شده است.







