نگاهی دقیقتر به کارایی استارلینک در مقابله با سانسور
فناوریهای تازه معادله اطلاعرسانی و کنترل اطلاعات را بهسرعت تغییر دادهاند. از استارلینک و اینترنت ماهوارهای تا هوش مصنوعی، ابزارهایی وارد میدان شدهاند که هم میتوانند محدودیتهای ارتباطی را بشکنند و هم زمینههای تازهای برای فریب و دستکاری اطلاعات فراهم کنند. اما این تغییرات چه معنایی برای رسانهها و جامعه دارند؟
استارلینک و تأثیر در معادله قدرت
در هر قیامی که داشتهایم، برای مثال از همان آبان ۱۳۹۸ که اعتراضات شروع شد و پس از آن نیز مرتباً چنین جنبشهایی وجود داشت، همواره یک الگو تکرار میشد: سرکوب آغاز میشد و بلافاصله اینترنت را قطع میکردند.
این دو مسئله کاملاً به یکدیگر مرتبط هستند و قطعی اینترنت اصلاً یک اختلال فنی نیست، بلکه بخشی از فرایند سرکوب است؛ زیرا حکومت میداند اگر جوانان و کانونهای شورشی به اینترنت دسترسی داشته باشند، هزینه سرکوب را برای رژیم بالا میبرند.
قدرت رژیم در جلوگیری از پخش اطلاعات از کجا ناشی میشود؟ از آنجا که تمام مسیرهای اینترنت ایران، از فیبر نوری گرفته تا دروازهها (گیتهای) بینالمللی اینترنت و اپراتورهای موبایل، همگی در دست حکومت است. یعنی یک کلید اصلی وجود دارد و این کلید اصلی نیز در دست رژیم قرار دارد.
استارلینک دقیقاً همین کلید را بیاثر میکند. یک دیش کوچک روی پشتبام میتواند مستقیماً با ماهوارهای که در حدود ۵۵۰ کیلومتری بالای سرمان میچرخد، ارتباط برقرار کند. اطلاعاتی که توسط این دیش به ماهواره ارسال میشود، اطلاعاتی است که اصلاً وارد شبکههای داخلی مورد دسترسی رژیم نمیشود؛ بنابراین رژیم نمیتواند آنها را فیلتر یا شنود کند یا قطع نماید. به همین دلیل است که وقتی رژیم کل کشور را خاموش میکند، آن دیش همچنان میتواند روشن باشد. نکته مهم این است که لازم نیست همه افراد استارلینک داشته باشند؛ یک ترمینال در یک محله میتواند چندین نفر را به اینترنت متصل کند.
رژیم در جریان قیام تلاش کرد که داشتن استارلینک و یا خرید و فروش آن را به یک جرم بزرگ امنیتی معرفی کند. اما پیشرفت این فناوری به حدی است که امکان مهار در عمل برای رژیم وجود ندارد. تلاش برای تبدیل استارلینک به یک جرم امنیتی هم محلی از اعراب ندارد. کما اینکه روزگاری رژیم داشتن دستگاه ماهواره و ویدئو و سی دی را ممنوع کرده بود. اما سرانجام با پیشرفت و فراگیر شدن این مصنوعات در ایران ناچار به عقبنشینی شد.
چرا رژیم از استارلینک وحشت دارد؟
نخست، انحصار روایت است. یک رژیم نامشروع و توتالیتر بدون کنترل اطلاعات نمیتواند سرپا بماند. اگر مردم ببینند، اگر جهانیان بشنوند و اگر مردم با یکدیگر در ارتباط باشند، آن ترس و انزوایی که سرکوب بر پایه آن بنا شده است، فرو میریزد.
دوم، این امر نشاندهنده ورشکستگی پروژه شبکه بهاصطلاح ملی رژیم است. همانطور که میدانیم، رژیم سالها میلیاردها تومان هزینه کرده تا یک اینترانت بسته بسازد، اما استارلینک از بالای سر تمام این دیوارها عبور میکند.
بیشتر بخوانید
تلاش بزدلانه پزشکیان برای نسبت دادن قیام و اعتراضات اجتماعی به آمریکا
برای اینکه شدت حساسیت رژیم را متوجه شویم، کافی است به واکنش آنها نگاه کنیم؛ رژیم سفیر کشور نروژ را احضار کرد، تنها به این دلیل که ماهوارههای استارلینک از طریق نروژ در اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) ثبت شدهاند. در مجلس رژیم استفاده از استارلینک را جرمانگاری کردهاند، به دنبال ضبط ترمینالها هستند و مرتباً پارازیت میفرستند. وقتی یک حکومت برای یک دیش کوچک، دیپلماتهای کشور نروژ را احضار میکند و قانون جزایی برای آن مینویسد، خودش اعتراف میکند که این فناوری یک تهدید جدی است.
استفاده از استارلینک چالشها و تضادهای خود را نیز دارد: ترمینالها و هزینه خدمات گران هستند، ترمینالها باید بهصورت قاچاق وارد شوند، داشتن آنها خطرات امنیتی از سوی رژیم دارد و رژیم با ارسال پارازیت روی امواج استارلینک در برخی مناطق اختلال ایجاد کرده است. اما با افزایش تعداد ماهوارهها، چالش و فشار روی رژیم طبیعتاً بیشتر شده و خواهد شد و به نقطهای خواهد رسید که به قول معاون پزشکیان رژیم ناچار خواهد شد برای خلاصی از استارلینک برق سراسر کشور را قطع کند.
رژیم که درگیر بحران بقاست، قطعا که حتی به قیمت قطع سراسری برق در وضعیت بحرانی تلاش خواهد کرد تهدید را از خود دور سازد، اما چه کسی است که نداند این همان دستوپا زدنهای نهایی غریقی است که سرعت غرق شدنش را سرعت خواهد بخشید.







