آمار پزشکان و کادر درمانی ایران ، قربانی کرونا به۱۳۰نفر رسید
«اگر مرگ قریب به ۷درصد از کادر درمان کشور فاجعه نیست پس چیست؟ آیا کسی پاسخگوی چشمان خونبار بازماندگان ایشان هست؟ آیا کمی تدبیر نمیتوانست این آمار را کاهش دهد؟ دریغ و افسوس و حسرت بر ما که فقط نظارهگران خاموشیم». این جملات، نالههای خفته در پس تیغ سانسور و ارعاب پزشکانی است که در لابلای صفحات مجازی دیده میشود. این سرداران صحنه رزم با کرونا، که بیباکانه به طوفان فاجعه هجوم بردهاند تا جان هموطنانمان را نجات دهند، خودشان در معرض سرکوبی خاموش و وحشیانه قرار دارند و در گوشه و کنار کشور، یکییکی فروغ زندگیشان به خاموشی میگراید.
خبر دردناک فوت پزشکان کادر درمانی بر اثر کرونا، از استان گیلان شروع شد. خبر فوت دکتر حمید لطفی، دکتر محمد علی ربیعی دکتر سیامک دیوشلی، که شبانه روزشان را به خدمت بیماران کرونایی گذرانده بودند، برای مردم و جامعه پزشکیمان دردناک و سنگین بود. فوت پرستاران فداکاری چون: علی شیخمرادی، غلامرضا وثوقیکیا و نرجس خانعلیزاده، پرستار ۲۵سالهای که چون فرشته بر بالین بیماران کرونایی حاضر شده و به آنها رسیدگی میکرد، اشک را بر چشمان بسیاری، و خصوصا پرستاران همدوره تحصیلیاش جاری ساخت. عمق فاجعه آنجا بود که پس از انتشار خبر فوت دردناک پزشکان و پرستاران و کادر درمانی، هیچ مسئولی حاضر به توضیح و تائید آن نشدند.
شهر قم و رشت که دو نقطه خطرآفرین برای شیوع و گسترش بیماری در سطح کشور بودند، بدلیل سیاست پنهانکاری جنایتکارانه، قرنطینه اعلام نشدند و این بیماری بسرعت در سراسر کشور انتشار یافت و کادر درمانی ما را در همه استانها، درگیر این بیماری نموده و در معرض آلودگی قرار گرفتند.
روز ۷ اردیبهشت، علیرضا سلیمی معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی رژیم ایران، خبر درگذشت چهار متخصص بیهوشی بیمارستان مسیح دانشوری در اثر ابتلا به کووید- ۱۹ را اعلام نمود. او که با خبرنگار خبرگزاری حکومتی ایلنا گفتگو میکرد، پرده از روی عمق فاجعهای برداشت که برای قشر پزشکان و کادرهای درمانی ایجاد شده است. وی گفت: «متأسفانه آمار خیلی بالا است. در یکی از بیمارستانها، از هفت متخصص بیهوشی، هر هفت نفر مبتلا شدند». وی به مخاطره آمیز بودن این شغل اشاره کرد و تاکید نمود که متخصصان بیهوشی، جزو چند رشتهای در پزشکی هستند که تماس بسیار نزدیک و طولانی با مبتلایان دارند.
بر اساس گزارش شورای مدیران گروههای پزشکی کشور، که روز ۸ اردیبهشت منتشر گردید، تا این زمان، ۲۲۸۶ نفر از پزشکان و کادر درمانی کشور به کرونا مبتلا شدهاند. از این افراد وضع ۲۲۵نفر آنها وخیم گزارش شده و بستری هستند و ۱۲۹ نفر آنها نیز فوت کردهاند.
چنین آماری را مسئولین و کارگزارن حکومتی پنهان کرده و همانطور که آمار مبتلایان و فوتیهای کل کشور را بصورت قطرهای و مهندسی شده اعلام میکنند، در مورد جان باختن پزشکان و کادر درمانی نیز بصورت قطرهچکانی عمل مینمایند. به همین دلیل است که اخبار واقعی و نزدیک به حقیقت را، در کشور آخوندزدهمان باید از منابع مردمی و رسانههای مجازی دنبال نمائیم.
در کشوری که سياست، در تمام لایههای اجتماعی تنیده شده است، علم و دانش هم از تعدی نسبت به آن درامان نمانده است. کادرهای پزشکی و متخصصان سلامت مردم، امروزه دچار رنج جانکاه و تهدیدات مختلف و متنوعی هستند. آنها بارها، با دیدن حجم فاجعه، دستوراتی برای قرنطینه و پیشگیری بیشتر دادند، اما سردار پاسدار دژخیمی را که برای نظارت بر کار آنها گماشتهاند، با واقعیتهای علمی کاری نیست. او بدستور، فقط بدنبال حفظ بقای نظام است و وقتی از بالا تصمیم گرفته شده، قرنطینه نشود، ترددها باز بماند، آمارها کانالیزه و فقط از طرف بیتولایت تایید و اعلام شود، با پزشکان هم مانند سربازان زیر دستش برخورد میکند که اوامر ولیفقیه را در پوشاندن حجم فاجعه اجرا نماید.
رسول قورخانهچی روان درمانگر، و تعدادی دیگر از پزشکان که بر خلاف نمایندگان مجلس، که اول به فکر خودشان بودند و همه کارهای را تعطیل کردند و به گوشه امنیت و سلامت خزیدند، وجدانشان قبول نکرد که مردم را در این شرایط تنها بگذارند. وی میگوید: «بعد از شیوع کرونا در کشور، من و چند نفر از دوستانم به این نتیجه رسیدیم که الان کادر پزشکی خیلی در معرض استرس هستند. باید برایشان کاری کرد. همکارهای پرستار و بهیار هم که با من تماس میگرفتند، خیلی نگران بودند که خود و خانوادههایشان به کرونا مبتلا بشوند. با تعدادی از همکاران روانشناسم صحبت کرده و به این نتیجه رسیدیم که برای کاهش عوارض این بیماری و مشکلات، کار کوچکی را انجام دهیم. تقریبا ۸۰ نفر از همکاران پزشک و روانشناس اعلام آمادگی کردند تا به صورت رایگان همکاری کنند».
چنین رویکردی درست ۱۸۰ درجه، عکس کاری بود که سپاه پاسداران و بسیج خامنهای در مواجهه با این شرایط انجام دادند. سپاه با دراختیار گرفتن همه الزامات پزشکی و درمانی مربوطه در سراسر کشور، سعی نمود بجای حفظ جان مردم و جلوگیری از پیشرفت بیشتر بیماری، به فکر تجارت با این الزامات پزشکی افتاد. همه کمکهای خارجی را هم در اختیار گرفت و با قیمتهای چند برابر وارد بازار نمود. در حالیکه پزشکان و پرستاران از لباسهای مخصوص و ماسک و دستکش بشدت در مذیقه بودند، بسیجیها و پاسداران ولایت، لباسهای پزشکی ارسالی را پوشیده و در سطح شهر به نمایش پرداختند.
پرستارانی که در اوج بیماری و سرازیر شدن بیماران کرونایی به بیمارستانها، فقط روزی یک عدد ماسک تحویل میگرفتند، با همین الزامات ناچیز به میان بیماران مبتلا فرستاده شدند و موجب شد که تعداد کثیری از آنان، بسرعت به کرونا مبتلا شده و خودشان قربانی شوند. دیدن چنین صحنههایی برای کارگزاران رژیم آخوندی، چندان بیاهمیت بود که انسان را بیاد جنگ ضدمیهنی ۸ساله میانداخت که دانشآموزان معصوم را از پشت میز مدارس بیرون کشیده و به جبهههای جنگ میفرستادند، تا بعنوان سرباز یکبار مصرف، برایشان میادین مین را باز کنند.
در اسفند ماه گذشته، به همه دانشجویان رشته پزشکی ابلاغ شد که همه آنها در هر ترمی از تحصیل که هستند و دانشجوی هر شاخهای از پزشکی هستند، باید به بیمارستانها مراجعه و مشغول کار گردند. این دانشجویان جوان و کم تجربه را نیز با حداقل الزامات پوششی به صحنه فرستادند و تهدید نمودند که اگر محل را ترک کنند از تحصیل در رشته مربوطه محروم خواهند شد.







