گسترش اعتیاد آن روی سکه فقر
گل و حشیش بجای تفریحات سالم، ارزان و قابل دسترس در خیابانها و همه شهرهای ایران غوغا میکند. تاج گلی که حکومت ولایت فقیه بر سر نسل آینده گذاشته است.
فاجعه فراتر از بیان یک درد است. فاجعه گل و حشیش که امروزه دردسترس کودکان و نوجوانان ایرانی است، محصول کارکرد حکومت منحطی است که باعث شده جامعه ایران به این میزان به انحطاط کشیده شود. اعتیاد کودکان، زخمی باز بر پیکر جامعه ایران است.
اعتیاد کودکان به گل و حشیش در حکومت ولایت فقیه چرا؟
کودکان معتاد در ایران و چرایی اعتیادشان موضوع غامض و مبهمی نیست.
وقتی سیل فقر از یکسو و کمبود امکانات آموزشی و فرهنگی از سوی دیگر وجود، لاجرم پایههای ضعیفتر را زودتر ویران میکند. کودکان ضعیفترین ساقههای درخت زندگی در جامعه ایران هستند که با کوچکترین سیل و طوفانی میشکنند.
آنان نه سرپناهی دارند و نه کسی که از آنها حمایت میکند و نه حکومتی است که به فکر آنها باشد. آنان در بدترین شرایط زیستی، زیباترین لحظات زندگی خود را در تلخکامی سپری میکنند. کودکانی که از فقر و شدت بی چیزی فکر آینده را از ذهنشان پاک کردهاند و تنها لحظههای کوتاه را مینگرند که چگونه برای کسب اندکی آذوقهی خود و خانواده، روز را بگذرانند.
موادی مانند گل و حشیش پناهگاه چند دقیقهای آنها برای فرار از مشکلات است. گاه از شدت تنگدستی ذهن کوچک شان آشفته و برای رها شدن از فشار و سختی، پناه به آرامشهای مرگبار همچون گل و حشیش میبرند.
آنان که هرگز طعم سیری را نچشیده اند. از خوشی های روزگار محروم ماندهاند. کلاس و درس رؤیای دست نیافتنی شان است. آنان محکوم به زندگی و تحمل شرایطی هستند که خود هرگز خواهان آن نبوده و نیستند.
ولایت فقیه هم در بیت خود نظاره گر ویران شدن آینده سازان ایران است و نه تنها به دنبال چاره نیست بلکه وقتی فریادشان از درد بی چیزی و فقر وگرسنگی آرامش شیطانی ولایت فقیه را برهم میزند فرمان به کشتار آنان را صادر میکند و چه جوانان و نوجوانان رشیدی که در آبان ۹۸ سنگفرش خیابانها به خون آنان رنگین گشت.
از سوی دیگر سپاه پاسداران و دولت برای پرکردن جیب خود اصلیترین باندهای توزیع مواد مخدری مانند گل و حشیش در بین جوانان ایران و کشورهای دیگر هستند. [نقش سپاه پاسداران در قاچاق مواد مخدر و رواج اعتیاد در ایران + کلیپ]
اقدامات حکومت ولایت فقیه برای مقابله با اعتیاد کودکان
جامع ترین و رساترین تعریف برای اقدامات حکومت در جهت رفع این بحران یک کلمه بیش نیست «هیچ». مطابق معمول پاسخ گریزی در بین حکومتگران امری رایج است.
در بهترین صورت به آینده احاله داده میشود. آیندهای که هیچ کورسویی از عمل در ظلمت بیداد حکومت ولایت فقیه نمیتوان سراغ گرفت.
کافی است که گفتگوی مدیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر حکومت، رضا تویسرکان منش را بررسی کرد، او میگوید «چند جلسه … برگزار کردیم به این نتیجه رسیدیم که شیوه نامهای تدوین و ابلاغ شود.» اما نتیجه چه میشود؟ «برنامه ای برای جمعآوری کودکان و نگهداری آنها در مراکز خاص … نداریم» یعنی هیچ! وی همچنین میگوید باید «دانش ترک اعتیاد در کودکان و نوجوانان را افزایش دهیم» اما منطق حکم میکند که علاج واقعه را قبل از وقوع کرد. تویسرکان منش دو گفتگو با ایلنا در فاصله زمانی هفت ماه از یکدیگر انجام داده، کافی است این دو گفتگو خوانده شود که چه اقداماتی صورت گرفته است به این جواب بهتر میتوان رسید که «هیچ».
حکومت نظارهگر و سودبرنده اعتیاد کودکان و جوانان به گل و حشیش
تویسرکان منش میگوید که «مشکل اصلی ما روان درمانی طولانی مدت است. در این خصوص هم درمانگران آشنایی کامل را ندارند. به تعداد کافی فوق تخصص روانپزشکی در استانها نداریم.
در ادامه میگوید «برای ترک اعتیاد این کودکان ما ترجیح میدهیم مرکز اقامتی نداشته باشیم. … کمپهای ترک اعتیاد و مراکز درمان اختلال مصرف مواد برای نوجوانان نداریم و تمرکز ما بر این است که مراکز سرپایی را گسترش دهیم».
آنچه که واقعیت ها نشان میدهد و گفتگوی این مهره حکومت هم بیانگر آن است، در چند مقوله نتیجه گیری میشود. یا نداریم یا میخواهیم آموزش دهیم یا ترجیح میدهیم یا مراکزی را گسترش میدهیم و از این قبیل واژههای پاسخ گریز که در حکومت ولایت فقیه امری متداول است.
همه بحران های اجتماعی یک منشأ دارند. زیر بنا در یک خانواده حل مشکلات اقتصادی است. وقتی مشکلات معیشتی حل نباشد خانواده از هم پاشیده میشود. در ایرانی که درحاکمیت ولایت فقیه بیش از ۶۰ درصد زیر خط فقر زندگی میکنند این وضعیت، معضلات دیگر اجتماعی را پدید میآورد. این حکومت نه توان و نه اراده برای حل کوچکترین معضل جامعه را نداشته و ندارد. رمز شکوفایی و روشنی آینده این نسل که در حال پرپر شدن با گل و شیشه است، برچیدن بساط ستمی است که ولایت فقیه در ایران گسترانده است.








