چهارشنبه سوری ۱۴۰۰ درحالی فرا می رسد که بعد از دو سال همه گیری کرونا و محبوس ماندن مردم در خانههای خود، امسال مردم بر آخرین تلاش های یک حکومت ضد ملی و ضد آئین ملی فائق خواهند آمد و در شرایط پساکرونایی با نگرانی کمتری به خیابان خواهند آمد.
چهارشنبه سوری از معدود جشنهای اصیل ایرانی است که فراموش نشدهاست. در تقویم ایران باستان، هر روز از ماه نامی داشت و اسم یکی از روزها منطبق بر نام ماه بود. هرگاه نام روز و ماه یکی میشد، مردم با به فال نیک گرفتن این اتفاق به جشن و سرور میپرداختند. جشنهای چهارشنبه سوری نیز یکی از این جشنهای فراموش ناشده است. این جشنی مخصوص است که در شب چهارشنبه آخرین ماه سال برپا میشود. این جشن پیش در آمدی بر جشنهای نوروز است.
زردی من از تو، سرخی تو از من
طبق آیین باستانی ایرانی در این شب آتش بزرگی برپا میشود که تا صبح و طلوع آفتاب برافروخته میماند. مردم از روی آتش میپرند. آنان حین پریدن از روی آتش زمزمه میکنند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». به این ترتیب زردی و بیماری و مشکلات را به دست آتش میسپارند. به جای آن سرخی و گرما و نیرو را از آتش هدیه میگیرند.
این آئین نمادین، چون با جوهر انسان و عید طبیعت هم همخوانی دارد، سخت بر انسان اثرگذار است. چون در سرود خوانی پریدن از روی آتش، انسان دست به دست دیگری میدهد و یک دل و یک زبان هدفی مشترک را فریاد میکنند.
[وحشت از چهارشنبه سوری در اردوی دشمن!]
آئینهای چهارشنبه سوری
آتش مظهر گرما و انرژی عنصر اصلی جشن چهارشنبه سوری است. پس از برپایی آتش مردم گرد آن حلقه میزنند، از روی آتش میپرند و غمها و دشواریهای شان را به آتش فراموشی میسپارند تا برای ورود به سال جدید آماده شوند.
نماد دوم این جشن کوزه نو است. در شب این جشن کوزههای سفالی کهنه را از بالای بام به پایین پرتاب میکردند و آن را میشکستند. کوزهیی نو جایگزین کوزه کهنه میکردند. آنان بر این باور بودند که در طول سال، بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم شدهاست و با شکستن آن کوزه، همه چیز محو خواهد شد. این هم نمادی از نو شدن و ورود به دنیای جدید است.
آجیل مشکلگشا نماد سوم چهارشنبه سوری است. پس از برافروختن آتش، اقوام و نزدیکان و دوستان گردهم میآمدند. با تبرک کردن دانههای نباتی به نمک، آجیل مشکلگشا درست کرده و میخوردند. این آیین مظهری از نمکگیر شدن و مهربانی و وفاداری است.
مهربانی و بخشندگی و وفاداری
فالگوشی رسم دیگری ازجشن چهارشنبه است. در این رسم دختران جوان نیت میکردند و پشت در میایستادند و به سخنان اهالی خانه گوش میکردند و بعد بر اساس سخنان اهالی خانه نیت خود را تغییر میدادند.
آئین دیگر جشن چهارشنبه سوری قاشق زنی است. پسران یا دختران جوان صورت خود را میپوشاندند و به خانه همسایگان خود میروند. همسایه از شنیدن صدای قاشقی که به کاسه میخورد، بیرون میآیند. در کاسههای آنان آجیل و شیرینی میریزند. به هرکدام از این آیینها که نگاه میکنیم، نمادی از حرکت و جنبش و بخشش و مهربانی و فدا کردن برای دیگری را در خود دارند. به عبارتی چهارشنبه سوری نماد رهایی از رکود و رخوت زمستان و آماده شدن برای بهار و شادمانی است. پس بر تک تک ما به عنوان ایرانی لازم است که فلسفه چهارشنبه سوری را به عنوان نمادی از فرهنگ اصیل ایرانی حفظ کنیم. رو در روی حکومت حاکم، امسال آن را به جشن غلبه بر نومیدی و رخوت تبدیل کنیم.







