کارشناسان اقتصادی حکومتی مرتب هشدار میدهند و اعلام خطر و ابراز نگرانی میکنند که سال ۱۴۰۲ بخصوص سال خیلی بحرانی خواهد بود و حتی یکی از اقتصاددانان حکومتی بنام راغفر پیش بینی میکند که سال ۱۴۰۲ در ماه سوم یا چهارم باید در انتظار یک انفجار اجتماعی خیلی بیشتر و مهیبتر از آنچه در سال ۱۴۰۱ شاهدش بودیم باشیم.
واقعیت این است که این افراد با تکیه بر شاخصهای اقتصادی این حرف را میزنند. اوضاع اقتصادی به گونهای است که فیالواقع فروپاشی اقتصادی صورت گرفته است .خیلی از این اقتصاددانان از پیش رو بودن ابر تورم حرف میزنند. اگرچه خود رژیم اعلام کرد که تورم حدود ۵۰ درصد است اما بطور واقعی خیلی بیشتر از این است. بعضی از اقتصاددانها گفتند که حداقل ۶۰ تا ۷۰ درصد است .
وضعیت اقتصاد ایران از زبان کارشناسان
در اسفندماه گذشته بانک مرکزی اعلام کرد که تورم نقطه به نقطه ۶۷درصد است. تورم در بعضی اقلام مثل مواد خوراکی ۷۰ تا ۸۰درصد است و در مورد بعضی از اقلام و خدمات مثل مسکن به ۲۰۰ درصد میرسد. راغفر گفته بود که از سال ۷۲ تا ۱۴۰۰ یعنی در یک فاصله زمانی ۲۸ ساله نرخ مسکن بنا به آمارهای رسمی خود رژیم ۴۵۰ برابر شده. اما خودش گفته بود که این یک آمار حداقلی است و قیمت مسکن طی همین مدت ۶۵۰ برابر شده است.
درحالی که شما میبینید که دستمزدها نسبت به افزایش قیمت مسکن چقدر افزایش پیدا کرده است. در همین امسال شاهد این هستیم که رژیم دستمزد کارگران را ۲۷درصد افزایش داده است درحالی که تورم بنا به گفته خود رژیم ۵۰درصد و بنا به گفته کارشناسان رژیم بیش از ۶۰درصد است .
با این وضع میشود تصور کرد که کارگران و حقوق بگیران که تازه اگر حقوقی به آنها پرداخت بشود نسبت به سال گذشته حداقل ۵۰ درصد شاید هم بیشتر فقیرتر شدند. شاخص این پیش بینی هم این است که کارگران در ابتدای سال ۱۴۰۱ حقوقی که میگرفتند معادل ۲۵۳ دلار بود. حداقل حقوق را که در سال ۱۴۰۳ در نظر گرفتند در پایان سال به دلیل کاهش ارزش پول رسمی که شاخصاش هم افزایش نرخ دلار است این رقم نصف شد یعنی حقوقی که کارگران در آخر سال ۱۴۰۱ میگرفتند ۱۲۲ دلار بود.
از اینجا میشود پیش بینی کرد که وضعیت کارگران در سال ۱۴۰۲ چگونه خواهد بود. تازه در سال ۱۴۰۱آنطور که ادعا میکردند کارگران ۵۷درصد افزایش دستمزد داشتند.
درحالی که الان فقر مطلق شده ۲۷ درصد. یعنی کمتر از نصف. به همین ترتیب وقتی صحبت از فقر میکنیم ۸۰ درصد از مردم ایران زیر خط فقر هستند و بیش از نیمی از این تعداد زیر خط فقر مطلق هستند. یعنی کسانی که حتی نان برای خوردن پیدا نمیکنند! این تصویر خلاصه و تنها گوشهای از وضعیت فاجعه بار اقتصادی است .
در همین رابطه
بحرانهای لاعلاج زمامداری خامنهای از زبان علی ربیعی
خیزش و قیام حتمی است!
یکی از کارشناسان پیش بینی کرده که سال ۱۴۰۲ سال قیام خواهد بود، در نیمه اول سال و نه دورتر. سایر کارشناسها هم به همین ترتیب پیش بینی میکنند. تازه آنها کارشناسان حکومتی هستند، روزنامهها هم به همین ترتیب. این وضعیت تا به کی ادامه پیدا میکند؟ در حال حاضر خیلی از خانوادهها حتی یک وعده غذا هم برای خوردن ندارند. از غذا هم که صحبت میکنیم غذای حداقلی است. وقتی سردمداران رژیم مثل قالیباف میگویند خرید نان در خیلی جاها قسطی است، میشود تصور کرد که شاید هم نمیشه تصور کرد مردم به چه ترتیب دارند روزگار میگذرانند. اما برای وضعیت انفجاری جامعه دو مثال میآورم؛
تلویزیون رژیم در یک برنامه خیلی نادر و استثنایی حرفهای رئیسی در ۵ اسفند ۱۴۰۰ یعنی مربوط به ۱۳ ماه پیش را پخش کرد که در آنجا رئیسی میگفت که نمیشود فقر مطلق باشد و همین امشب بایستی برایش فکری کرد و نه فردا شب و میگفت که برای فقرزدایی مطلق باید برنامههای خیلی سریعی داشته باشیم. همچنین برنامههای کوتاه مدت میان مدت و بلند مدت بعد در همین برنامه تلویزیونی وزرای کار و لاحق گفتند چنین و چنان داشتند و خواهند داشت.
حاصل این سخنان که عرض کردم، بعد از یک سال فقر مطلق بنا به آمار خود رژیم رسید به ۳۷ درصد. یعنی همین قدر از جامعه دارند زیر خط بقا زندگی میکنند که البته واقعیت از این هم هولناکتر است .
مثال دیگر حرفهای گلپایگانی بود که در خبرگزاری سپاه پاسداران خبرگزاری فارس درج شده بود که مصاحبه مفصلی بود. گلپایگانی ضمن شرح مفصلی از ساده زیستی خامنهای و این که چیزی از مال دنیا ندارد تلاش کرده بود نوعی همگونگی بین زندگی خامنهای با زندگی مردم ایجاد کند.امری که به نظر کارشناسان چیزی جز فاصله هولناک و شکاف بین حاکمان و مردم نیست.
این نوع وارونه گویی علامت شکست عظیم حکومت در حل بحران سرنگونی است.







