چه چیزی شرایط را برای حاکمان ایران دشوار کرده است
آنچه در رفتار امنیتی و تبلیغاتی رژیم ایران طی هفتههای اخیر دیده میشود، تصویری از یک نگرانی عمیق را نشان میدهد: نگرانی از تبدیل نارضایتیهای اجتماعی و اقتصادی به اعتراضات گسترده و قیام و دشوار شدن کنترل خیابان.
نکته مهم این است که برای بررسی این نگرانی، باید به جای تفسیر صرفاً سیاسی، به خود اقداماتی نگاه کرد که نهادهای حکومتی اعلام کردهاند. افزایش حضور نیروهای انتظامی و بسیج، برگزاری رزمایشهای گسترده، سازماندهی نیروهای موسوم به «جانفدا»، تشدید فعالیت گشتهای موتوری و برگزاری دادگاههای علنی علیه مقاومت ایران، همگی در فاصله کوتاهی از یکدیگر رخ دادهاند. چنین تمرکزی نمیتواند بهسادگی صرفاً یک برنامه عادی اداری یا نظامی تلقی شود.
جنگ؛ پوششی برای یک نگرانی داخلی؟
رژیم ایران بخش مهمی از این اقدامات را در چارچوب «هفته جنگ»، تأمین امنیت یا مقابله با تهدیدهای خارجی توجیه میکند. رسانههای حکومتی نیز همواره تهدید خارجی را یکی از دلایل افزایش آمادگی نیروهای امنیتی معرفی میکنند. اما تناقض اینجاست که بخش قابل توجهی از اقداماتی که در داخل شهرها انجام میشود، مستقیماً با کنترل جمعیت و فضای اجتماعی ارتباط دارد و ربطی به جنگ ندارد.
برای نمونه، حضور گسترده نیروهای انتظامی در نقاط پرتردد، گشتهای موتوری، کنترل شهروندان و افزایش نیرو در اطراف مراکز آموزشی را نمیتوان صرفاً با آرایش نظامی در برابر یک دشمن خارجی توضیح داد. حتی هنگامی که حکومت هدف این اقدامات را «تأمین امنیت» معرفی میکند، گستره و محل استقرار نیروها، واقعیتهای دیگری را درباره اولویتهای امنیتی آن ارائه میدهد.
در واقع، حکومتهای نگران از بیثباتی داخلی معمولاً تلاش میکنند پیش از شکلگیری تجمعات گسترده، ظرفیت کنترل خیابان را افزایش دهند. این امر نشان میدهد که دستگاه امنیتی احتمال ناآرامی اجتماعی را جدی تلقی میکند.
چرا خیابان برای حکومت مسئله اصلی است؟
یکی از مهمترین نشانهها، تأکید فزاینده مقامهای حکومتی بر حضور نیروهای بسیج، سپاه و انتظامی در سطح شهرهاست. اعلام سازماندهی نیروهای «جانفدا» و برگزاری مانورهای بزرگ، در کنار افزایش آمادگی نیروهای امنیتی، ربطی به تهدید نیروی خارجی ندارد بلکه چنگ و دندان نشان دادن به جامعه است. این میزان بسیج و آمادگی نیرویی و وارد کردن نیروهای مزدور خارجی از قبیل فاطمیون و زینبیون و حشد الشعبی نشان میدهد که دستگاه حاکم رویارویی با جامعه ایران را در تقدیر حتمی میبیند.
بیشتر بخوانید
حکومت همزمان تلاش میکند تصویری از اقتدار و تسلط کامل ارائه کند. این دو رفتار ظاهراً متناقض – نمایش قدرت از یک سو و افزایش مستمر تدابیر امنیتی از سوی دیگر – در واقع میتوانند دو روی یک سیاست باشند: بازدارندگی از طریق نمایش قدرت.
رژیم میخواهد به جامعه پیام دهد که در صورت شکلگیری اعتراض، نیروی کافی برای کنترل خیابان در اختیار دارد. همین نیاز به نمایش مداوم قدرت میتواند نشانهای باشد از اینکه مسئله خیابان برای دستگاه حاکم اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
سرکوب فقط در خیابان اتفاق نمیافتد
بخش دیگری از این سیاست، استفاده از ابزار قضایی و تبلیغاتی است. اعدام زندانیان سیاسی و صدور احکام ظالمانه برای جوانان قیام و برگزاری دادگاههای علنی علیه مقاومت ایران و رسانهای کردن پروندههای سیاسی، در کنار تبلیغات گسترده علیه مقاومت، کارکردی فراتر از رسیدگی قضایی دارد: این اقدامات تلاش دارند بهعنوان ابزار ارعاب، مشروعیتبخشی به برخورد امنیتی و ارسال پیام هشدار به جامعه عمل کنند.
از این منظر، دستگاه امنیتی، قضایی و تبلیغاتی را باید اجزای یک مجموعه واحد دید؛ مجموعهای که هدف آن پیشگیری از گسترش اعتراض، کنترل روایت عمومی و حفظ قدرت بازدارندگی حکومت است.
ریشه وحشت کجاست؟
ریشه نگرانی حکومت را باید در شکاف میان ظرفیت کنترل و میزان نارضایتی اجتماعی جستوجو کرد. مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، محدودیتهای سیاسی و اجتماعی و تجربه اعتراضات گسترده سالهای گذشته، زمینهای ایجاد کردهاند که هر بحران جدید میتواند به یک قیام و آتشفشان غیرقابل کنترل تبدیل شود.
بنابراین، افزایش تدابیر امنیتی را نمیتوان بهتنهایی نشانه قطعی وقوع یک قیام دانست؛ اما میتوان آن را نشانهای مستند از اهمیت مسئله ناآرامی داخلی در محاسبات امنیتی حکومت تلقی کرد. هرچه حکومت بیشتر بر نیروی انتظامی، بسیج، سپاه، کنترل خیابان، دادگاههای علنی و نمایش قدرت تکیه کند، روشنتر میشود که حفظ کنترل اجتماعی همچنان یکی از دغدغههای اصلی ساختار قدرت است.
در نهایت، پاسخ پرسش «چرا رژیم وحشتزده است؟» بیش از آنکه به یک حادثه مشخص مربوط باشد، به یک واقعیت ساختاری بازمیگردد: حکومتی که بقای خود را تا حد زیادی به کنترل خیابان، دستگاه امنیتی و ایجاد بازدارندگی قضایی گره زده است، ناگزیر نسبت به هر نشانهای از نارضایتی عمومی حساس خواهد بود. مجموعه اقدامات اخیر، دستکم بر اساس دادههای منتشرشده از سوی رسانههای حکومتی، نشان میدهد که جلوگیری از تبدیل نارضایتی اجتماعی به بحران سیاسی و قیام فراگیر تودهها، همچنان یکی از اولویتهای جدی دستگاه حاکم است.
رژیم تمام ذخایر استراتژیکاش پایان یافته است. امکان مانور سیاسی یا اقتصادی و حتی دیپلماتیک ندارد. انزوای جهانی باعث تنها شدن رژیم در یک بنبست مرگبار شده است. در چنین وضعیتی است که رژیم برای مهار جامعه جوشان ایران تنها ابزاری که در اختیار دارد سرکوب و اعدام است. اما کارشناسان علم سیاست میگویند عمر چنین رژیمی پایان یافته است.
منابع
- خبرگزاری فارس، گزارشهای مربوط به سازماندهی و آموزش نیروهای «جانفدا» و برنامههای سپاه تهران
- خبرگزاری میزان، گزارشهای مربوط به برگزاری دادگاههای علنی و آنلاین در استان سمنان
- خبرگزاری ایرنا، گزارشهای مربوط به استقرار نیروهای انتظامی در مراکز آموزشی و تدابیر امنیتی آغاز سال تحصیلی
- خبرگزاری ایرنا، گزارشهای مربوط به افزایش آمادگی نیروهای نظامی و امنیتی در شرایط جنگی







