ویرانگری و تخریب خصلت اصلی یک حاکمیت خودکامه!
شاید شنیدن این واقعیت برای ما ایرانیان تلخ باشد. اما واقعیتها قرار بود همیشه تلخ باشند. ایران عزیز ما اکنون به یک کشور کلنگی تبدیل شده است، مثل خانهای کلنگی که باید دوباره ساختش. این ترم روزنامه حکومتی ابتکار است؛ «نگذاریم کشور کلنگی شود!». غافل از اینکه خودکامگان حاکم بر میهن سالهاست که این کابوس را محقق کردند.
ابتکار مینویسد: «سالهاست که بحرانهای مختلف گریبان کشور را رها نمیکنند. انگار کمکم داریم به زیست در بحران عادت میکنیم… علل مختلفی در کار است که چنین میانه بحران گیر افتادهایم. یک عامل مهم سرریز کردن بحرانها یا دست کم تشدید این بحرانها، فرسایش زیرساختهای کشور است. کشور در حوزههای مختلف کلنگی شده است. بخشهای مختلف به علت عدم سرمایهگذاری رو به اضمحلال است. ناوگان هوایی، صنعت، زیرساختهای عمرانی و… همه کلنگی شدهاند».
چند نمونه از کلنگی کردن کشور
آموزش و پرورش
اسماعیل اولی عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان در گفتوگو با سایت «مدرسه پرس»: «نظام آموزش و پرورش با حدود ۱۵میلیون دانشآموز و یک میلیون معلم، در شرایطی به سر میبرد که ذینفعان، بهرهبرداران و دستاندرکاران اعم از معلم و دانشآموز و خانواده راضی نبوده… بخشی از این نارضایتی، حاصل از این است که به دلیل شرایط سیاسی و اقتصادی حاکم بر جامعه، آموزش و پرورش هیچگاه نتوانسته است در عمل به یکی از اولویتهای نظام سیاستگذاری، بودجهریزی، نظارت و تصمیمگیری تبدیل شود».
طبق آمار رسمی ۹۳۵هزار دانشآموز جامانده از تحصیل در کشور وجود دارد و این مسئله شامل کودکان گروه سنی ۶تا ۱۸سال میشود که به دلیل انواع و اقسام مشکلات از تحصیل بازماندهاند.
وضعیت جادههای کشور
بر اساس اعلام پژوهشکده بیمه مرکزی: «ایران از نظر تصادفات ناایمن رانندگی در بین ۱۹۰کشور جهان رتبه دوم دنیا را به خود اختصاص داده است. آمارها نشان میدهد در دنیا به ازای هر ۱۰هزار خودرو ۹نفر کشته میشوند؛ در حالی که در ایران این معادله به کشتهشدن ۳۷نفر میانجامد. امسال فقط در ۹ماهه نخست سال ۱۳هزار و ۱۴۲نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست دادهاند و ۲۴۴ هزار و ۶۴۶ نفر هم مجروح شدهاند».
وضعیت بیمارستانها و مراکز درمانی
۴۷۷ بیمارستان کشور در وضعیت ایمنی خوبی قرار ندارند. بیمارستانهای قدیمی، فرسوده، ناایمن و امنیت جانی بیماران و کادر درمان؛ معضلی که مدتهاست با وقوع برخی حوادث، بر سر زبانها میافتد و هر بار هم در گیرودار کمبودهای بودجهای و البته نبود عزمی جدی برای اصلاح آن، به فراموشی سپرده میشود.
وضعیت مسکن
کارشناس دفتر مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میگوید: «مهمترین چالش فقر مسکن در مناطق شهری، عدم دسترسی به مسکن مقرون به صرفه و مهمترین چالش فقر مسکن در مناطق روستایی، بدمسکنی است که علت اصلی آن نوع «مصالح» به کار رفته است. بر این اساس، نرخ عدم دسترسی به مسکن مقرون به صرفه در مناطق شهری ۴۹درصد (۹.۵ میلیون خانوار) و نرخ بدمسکنی در مناطق روستایی ۴۰درصد (۲.۴میلیون خانوار) است». با احتساب هر خانوار متوسط چهار نفر نزدیک به ۵۰ میلیون درایران دچار فقر مسکن هستند.
بحرانهای زیست محیطی:
با نگاهی به وضعیت محیط زیست ایران متوجه میشویم که همه فاکتورهای زیست محیطی در این کشور در بحران و آشفتگی به سر میبرند… در چهل سال اخیر بیش از ۲۰میلیون هکتار از مراتع تغییر کاربری داده شدهاند و گونههای جانوری و گیاهی زیادی منقرض شدهاند.
بدون توجه به توان اکولوژیکی سرزمین، کشاورزی نامتوازن و ناپایداری توسعه پیدا کرده است. بیش از ۸۶میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر در بخش کشاورزی برداشت میشود در حالی که خلاء عملکرد حدود ۶۰ درصد است؛ یعنی تنها ۴۰ درصد پتانسیل عملکرد گیاهان در ایران به عملکرد قابل برداشت تبدیل میشود و از این میزان حدود ۳۰میلیون تن به ضایعات تبدیل میشود.
اوضاع نابسامان کشاورزی بیشترین آسیب را به منابع آبی وارد کرده و نتیجه آن خشک شدن تالابها، فرسایش خاک، فرونشست زمین، بیابانزایی، شور شدن خاک و ظهور کانونهای جدید ریزگرد بوده است. مصرف سم و کود شیمیایی در کشاورزی ایران بسیار فراتر از استانداردهای جهانی است و بیتوجهی به دوره کارنس سموم، ماندگاری آن ها را بیشتر کرده و خود عاملی برای تهدید سلامت مردم به حساب میآید.
بیشتر بخوانید
۴۲ میلیون نفر شهروند ایرانی زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند!
خط فقر در ایران:
سازمان تامین اجتماعی چند ماه پیش گزارش داد: «دستکم ۳۰درصد از جمعیت ایران، اکنون زیر «خط فقر» زندگی میکنند. آمارهای غیررسمی اما میگویند که این بخش از جمعیت ایران به ۵۰ درصد از کل جمعیت کشور میرسد، یعنی چیزی در حدود ۴۲ میلیون نفر ایرانی».
بیکاری در ایران
مرکز آمار ایران نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در بهار امسال (۱۴۰۱) را منتشر کرده که بر اساس آن ۱۳/۲ درصد جمعیت فارغالتحصیل دانشگاههای این کشور بیکار بودهاند؛ در این مدت فارغالتحصیلان مراکز آموزش عالی در ایران حدود ۴۰ درصد کل بیکاران ایران را تشکیل دادهاند.
عبدالملکی، وزیر کار روز سهشنبه ۱۱ آبان۱۴۰۰ در یک گفتوگوی خبری گفت؛ «براساس آمارهای رسمی حدود ۲.۴ میلیون نفر بیکار و ۲.۲ میلیون نفر دارای اشتغال ناقص یا ناپایدار و حدود ۲ میلیون نفر ناامید از یافتن کار در کشور داریم که جزو جمعیت فعال نیستند… همچنین در حال حاضر ۹.۷میلیون نفر نیز با اشتغال کم درآمد روبرو هستند و ۴.۵ میلیون نفر دارای اشتغال غیررسمی بوده و بیمه ندارند…در شرایط کرونا بیش از یک میلیون نفر شغل خود را از دست دادند. بر اساس آمارهای متعدد هم اکنون بیش از ۱۰میلیون بیکار در ایران وجود دارد.
وضعیت اعتیاد در ایران
مدیرکل سابق دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با موادمخدرگفت: «چهار میلیون و ۴۰۰هزار نفر مصرفکننده مستمر و غیرمستمر در کشور وجود دارد که با بعد خانوار آنان، حدود ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کشور به صورت روزمره دغدغه و نگرانی در عرصه مواد مخدر دارند».
به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان پزشکی قانونی کشور، آمار تلفات سوءمصرف مواد در سال ۱۴۰۰با رشد ۱۵.۲ درصدی نسبت به سال قبل از آن مواجه بود و اعتیاد در این سال پنج هزار و ۳۴۲ نفر را به کام مرگ کشاند.
حقوق بشر
روز ۲۵آذر۱۴۰۰ حکومت ولایت فقیه در مجمع عمومی ملل متحد عالیترین مرجع جهانی برای شصت و هشتمین بار بهدلیل نقض حقوق اولیه انسانی و شمار بالای اعدامها و بهویژه اعدام نوجوانان و کودکان و همچنین شکنجه و رفتار بیرحمانه در زندانها محکوم شد
نتیجه کلنگ زنیهای ولایت فقیه
وضعیت بحرانیتر از آن است که هشدار داده شود که کشور را کلنگی نکنید. جای آبادی نمانده است. واژه کشور کلنگی در یک روزنامه حکومتی، حکایتی پند آموزی را در اذهان تداعی میکند.
سگ بیماری برای درمان و معالجه نزد گرگ پیری رفت. گرگ پیر به سگ بیمار گفت علاج و درمان تو خوردن بوتهای است که در این منطقه فراوان هست اما به شرطی از آن بوته بخور که پیشتر آن را آلوده نکرده باشی. سگ بیمار همه منطقه را زیر و رو کرد و همه بوتهها را آلوده دید و لاجرم به استقبال مرگ رفت.
حالا حکایت خامنهای است که همه کیان مملکت را به وجود ناپاکش آلوده کرده است. همه ارکان مملکت را کلنگی کرده است و خود نیز بر یک دستگاه به شدت کلنگی شده بر مقدرات مردم سوار است. اما دیر نیست روزی که از این ویرانهها اراده آبادانی و رهایی برخیزد. به قول زنده یاد فرخی یزدی:
خرابی چونکه از حد بگذرد آباد میگردد.








