پرویز ثابتی در زمانی ادعای بیگناهی میکند که قربانیان هنوز زندهاند
آخرین رییس ساواک شاه پرویز ثابتی، در تازه ترین مصاحبه خود اساسا نقش خود را در شکنجه و اعدام زندانیان انکار کرد. پرویز ثابتی که بعد از سالها مخفی بودن و سکوت در جریان قیام ۱۴۰۱ توسط سلطنت پرستان رونمایی شد، بار دیگر در کمال وقاحت هرگونه دست داشتن خود در شکنجه و اعدام را در تلویزیون ساواکیها انکار کرد.
ثابتی در تلویزیون من وتو مدعی شد:«البته من رو از قبل بهخاطر دوره منصور و چند سال هویدا میشناختند. ارتباطی که من با نخستوزیران داشتم میشناختند. وزرا، مسئولان، ولی مردم کوچه و بازار نمیشناختن من رو که من کی هستم و چی هستم و اینها. این مقداری باعث حسادت بعضیها شده بود. برای منهم خب یک مسأله خطر امنیتی هم خب ایجاد کرده بود. بهرحال دیگه شناخته شده بودم.
بهعنوان یک کسی که در امنیت هست، هنوز هم تمام این گروههای سوکال چریکی و اینها مخالفت بیشترشون با من این مربوط به مصاحبههایی است که من بعدها راجع به چریکهای فدایی خلق، مجاهدین خلق کردم. که اونها روی اون مصاحبههای من بیشتر چیز هستن. تا اینکه اگر من توی کار نمیدونم تحقیقات و زندان و اینها که نبودم که من بههیچوجه من همیشه کار ستادی میکردم. تنها کار عملیاتی که من کردم همان عملیات بختیار بوده. که اونهم مسأله داخله نبوده خارج بوده».
در همین زمینه
خامنه ای چگونه به یک دیکتاتور حاشاکننده تبدیل شد؟
پرویز ثابتی به اندازه لاجوردی باور پذیر است!
ادعای بیگناهی پرویز ثابتی در مورد شکنجه و اعدام زمان شاه به همان اندازه باور پذیر است که مهربان بودن لاجوردی نسبت به زندانیان. کسی از یاد نبرده است که بعد از کشته شدن لاجوردی توسط رزمنده مجاهد خلق علی اکبر اکبری، دستگاه تبلیغاتی خامنه ای تلاش کرد از لاجوردی یک فرشته مهربان بسازد!
برای دستگاه تبلیغاتی خامنه ای اصلا میزان باور پذیر بودن ادعاهایشان از نظر مردم اصلا اهمیت ندارد. آنان دقیقا با تئوری گوبلز خود را منطبق دادند. دروغ را هرچه بزرگتر اما رساتر تکرار کن. براساس همین اصل بود که از لاجوردی فیلم و سریالهایی ساخته شد.مقالات و خاطرات زیادی از او منتشر شد. در همه این فیلم ها و نوشتهها لاجوردی چون فرشته ای خندان توصیف شده است که آزارش به مورچه هم نمی رسد. لاجوردی داستانهای تخیلی تبلیغاتی آن قدر مهربان بود که برای زندانیان سیاسی گریه می کرد.
لاجوردی کیست؟
اما اسدالله لاجوردی که بود؟ لاجوردی تجسم عینی چهره خمینی در دهه ۶۰ بود. او در نقش دادستان و تیم بازجویی و بازداشت و در نقش ریاست زندان مسئول قتل و شکنجه هزاران زندانی مجاهد و مبارز بود. لاجوردی به همراه شکنجه گر همراهش حاج داوود بزرگترین شکنجههای اختراعی دهه ۶۰ را تحت عناوین« خانههای مسکونی»، «قیامت»، «تابوت» و غیره طراحی و اجرا کرده بود.
وقتی می توان در سایه تبلیغات گوبلزی ، لاجوردی را نجات بخش زندانیان معرفی کرد، چرا نمی توان پرویز ثابتی را هم احیا کرد؟ اینجاست که در گرماگرم قیام ۱۴۰۱ می بینیم یک باره عکس پرویز ثابتی روی دست شاه پرستان ظاهر می شود. بعد از مدتی خودش هم به میدان می آید.
نقش پرویز ثابتی بخصوص در صحنه سازی کشتار ۹ زندانی سیاسی مجاهد و فدایی در سال ۱۳۵۴ برجسته است. او به عنوان رییس وقت ساواک مسئول تمامی شکنجهها و قتل و اعدامهای دوران خود است. او باید بخاطر جنایتکار بودنش تحت تعقیب باشد.
گواهی زندانیان سیاسی در مورد پرویز ثابتی
گواهی زندانیان سیاسی زمان دیکتاتوری شاه یکی از سندها ماندگار از رسوایی امثال پرویز ثابتی است. ۱۳۱ زندانی سیاسی زمان شاه در یک گواهی جمعی تاکید کردند؛
«جنایتکاران بهجای قرار گرفتن در برابر عدالت و کیفر اکنون در معیت بچه شاه طلبکاری هم میکنند!
ما زندانیان سیاسی دیکتاتوری شاه خائن؛
با یادآوری تجارب شخصی و مشاهداتمان از شکنجههای وحشیانه انقلابیون توسط ساواک از جمله قهرمانانی که زیر شکنجه بهشهادت رسیدند، با در نظر داشتن اعدامهای جنایتکارانه مجاهدین و چریکهای فدایی و دیگر مبارزان، و با یادآوری کشتار فجیع زندانیان سیاسی در تپههای اوین در آخر فروردین ۱۳۵۴به بهانه فرار در حالیکه دستبند و چشمبند داشتند،…
تشبثات و اقدام ضدانسانی بقایای دیکتاتوری سلطنتی و محافل ارتجاعی و استعماری برای سفیدسازی ساواک و سردژخیم شکنجهگران پرویز ثابتی را قویاً محکوم میکنیم.
«مقام امنیتی» بهشدت منفوری که در اوج خفقان و سرکوب در دهه پنجاه در تلویزیون رژیم از جنایات شاه دفاع میکرد. رئیس اداره سوم ساواک (امنیت داخلی) که شکنجه و سلاخی انقلابیون در اوین و کمیته مشترک و دیگر زندانهای کشور با برنامهریزیهای روزانه او صورت میگرفت.
آیشمن هنوز محاکمه نشدهیی که جنایتکارانی مانند عطاپور (حسین زاده)، ازغندی (منوچهری)، ناصری (عضدی)، نوذری (رسولی)، وظیفهخواه (منوچهری) و صدها شکنجهگر دیگر برای تهران و شهرستانها را آموزش داد. سرجلادی که در عداد فلاحیان و لاجوردی از پلیدترین آمران جنایت علیه بشریت است. در مورد او هم بیهوده میکوشند با ستایشی مشمئزکننده، مانند لاجوردی چهرهای «عارف و خدمتگزار» عرضه کنند.»







