سایت ایران آزادی گزارش داده است که ابوالحسن منتظر، زندانی سیاسی ۶۶ ساله محبوس در زندان قزلحصار، در شرایطی بسیار بحرانی قرار دارد. بیتوجهی عامدانه مقامات زندان و نهادهای امنیتی به نیازهای پزشکی او، جان این زندانی را در معرض تهدید مستقیم قرار داده است. این پرونده تنها یک وضعیت شخصی نیست، بلکه نشانهای آشکار از بهکارگیری «محرومیت درمانی» بهعنوان ابزاری سیستماتیک برای شکنجه زندانیان سیاسی است.
آغاز بحران جسمی
ابوالحسن منتظر طی روزهای اخیر دچار حملات شدید تب و لرز شد. آزمایش اورژانسی در بهداری مرکزی زندان نشان داد پلاکت خون او به سطح خطرناک ۳۸ هزار رسیده است؛ عددی بسیار پایینتر از حد نرمال که حیات بیمار را تهدید میکند. به همین دلیل او به بیمارستان امام علی کرج منتقل شد.
اما در آنجا بهجای بستری فوری، به دلیل کمبود تخت، ۲۴ ساعت تمام روی صندلی بیمارستان با دستبند نگه داشته شد؛ بدون آنکه پزشکی او را ویزیت کند یا حتی غذای بیمارستانی در اختیارش قرار گیرد. این رفتار غیرانسانی نشان داد که وضعیت اضطراری او از همان ابتدا در اولویت قرار نگرفته است.
تأخیرهای مرگبار در تزریق پلاکت
پس از یک روز انتظار، او بستری شد. آزمایشها نشان داد سطح پلاکت باز هم کاهش یافته و پزشک دستور تزریق ۱۰ واحد پلاکت داد. با این حال، بیمارستان به بهانه کمبود ذخایر خون، سه روز تزریق را به تعویق انداخت. در این مدت حال او وخیمتر شد: خونریزی مداوم از بینی به مدت شش ساعت که راه تنفسش را بست، خونریزی زیرجلدی در دستها، دفع خون از مقعد و حتی از دست دادن هوشیاری همراه با توهمهای شدید.
سرانجام، پس از پنج روز تنها ۵ واحد پلاکت تزریق شد که عدد پلاکت را به ۱۰۴ هزار رساند؛ همچنان پایینتر از حد طبیعی یعنی ۱۶۸ هزار. این روند بهوضوح نشان میدهد که سلامت زندانی قربانی کمتوجهی و تعلل عامدانه مقامات شده است.
داروهایی که تأمین نشد
پزشک معالج علاوه بر تزریق پلاکت، تجویز دو آمپول حیاتی برای تقویت پلاکت را ضروری دانست. اما مسئولان زندان تهیه آنها را به گردن بیمارستان انداختند و بیمارستان نیز اقدامی نکرد. در نتیجه روند درمانی ابوالحسن منتظر ناقص رها شد. افزون بر این، پزشک درخواست انجام آزمایشهای تخصصی بیرون از بیمارستان را داد؛ حتی خود زندانی حاضر شد هزینه ۲/۵ میلیون تومانی آن را بپردازد، اما مقامات زندان مانع شدند.
در همین زمینه
مرگ زندانی سیاسی سمیه رشیدی در اثر عدم رسیدگی پزشکی در زندان
نقض آشکار حقوق انسانی
در پرونده این زندانی سیاسی موارد متعددی از نقض حقوق انسانی دیده میشود:
نگاه داشتن او در شرایط وخیم با دستبند و پابند، حتی در دو روز نخست بستری.
تعلل عامدانه در تزریق پلاکت علیرغم فوریت پزشکی.
جلوگیری از دسترسی به داروها و آزمایشهای ضروری.
نیازهای فوری
پزشکان برای نجات جان او بر چند اقدام فوری تأکید کردهاند: انجام آزمایشهای تخصصی بیرون از زندان، خریداری داروهای حیاتی برای افزایش پلاکت، اعزام مجدد برای بررسی بیرونزدگی قفسه سینه و ویزیت توسط متخصص خون. با این حال، هیچیک از این اقدامات تاکنون انجام نشده و او در شرایط نیمهدرمانی به زندان بازگردانده شده است.
سابقه و فشار مضاعف
ابوالحسن منتظر متولد ۱۳۳۸ در تهران است و از زندانیان سیاسی پیش و پس از انقلاب به شمار میآید. او نخستین بار در سال ۱۳۵۶ در مشهد زندانی شد و در سالهای بعد بارها بازداشت گردید. آخرین بار در دیماه ۱۴۰۲ دستگیر و به زندان قزلحصار منتقل شد. از زمان انتقال، وضعیت جسمی او رو به وخامت گذاشته و ضرب و شتم مأموران به آسیبهای بیشتر دامن زده است. تأخیر مکرر در اعزامهای درمانی و بیتوجهی آشکار مقامات زندان، شرایط او را بیش از پیش خطرناک کرده است.
پرونده ابوالحسن منتظر بار دیگر واقعیتی تکاندهنده را آشکار میسازد: در رژیم ایران، بیماری و محرومیت درمانی به ابزار فشار و شکنجه زندانیان سیاسی تبدیل شده است. امروز جان این زندانی در گرو بیتوجهی عامدانهای قرار دارد که نه از کمبود امکانات، بلکه از سیاستی نهادینهشده در سرکوب مخالفان سرچشمه میگیرد. ادامه این وضعیت میتواند در هر لحظه به مرگ او منجر شود؛ مرگی که نه یک حادثه، بلکه نتیجه تصمیم آگاهانه برای خاموش کردن صدای یک زندانی سیاسی خواهد بود.







