در دنیا دو نوع غیر ممکن وجود دارد. یکی از آنها غیر ممکنهایی مانند سفر به ماه، دویدن یک کیلومتر در یک دقیقه، یا صعود به بلندترین قلههای زمین است. نوع دیگری از غیر ممکنها، به مسائل شخصیتر مربوط میشود، مانند یادگیری نواختن یک ساز موسیقی یا وارد شدن به یک حرفه جدید و دشوار بهمنظور کسب درآمد.
اما حقیقت این است که هیچکدام از این غیر ممکنها در اصل غیر ممکن نیستند. با وجود چالشها و سختیهایی که دارند، همه اینها قابل دستیابی هستند. یک فرمول علمی برای ممکن کردن این غیر ممکنها وجود دارد که از چهار مهارت کلیدی بهوجود میآید.
این چهار مهارت عبارتند از: انگیزه، یادگیری، خلاقیت و حالت فلو (Flow).
محرکهای درونی
برای رسیدن به آن غیرممکنها، باید آماده یک سفر طولانی و دشوار باشیم. در هر سفر طولانی، برای ادامه مسیر به سوخت نیاز داریم. این سوخت فقط شامل غذا و خواب نیست؛ مهمتر از همه، سوخت روانی است. حالا این سوخت روانی چیست؟ اگر بخواهیم دقیق تعریف کنیم، سوخت روانی همان انگیزه است، چیزی که ما را به سمت عمل سوق میدهد. بنابراین باید از خود بپرسیم، در وهله اول، چه چیزی باعث ایجاد انگیزه در ما میشود.
اگر از دیدگاه تکاملی به قضیه نگاه کنیم، برای انسانها همهچیز به بقا مربوط میشود، بقا در دنیایی که منابعاش محدود است. در این میان، انگیزه نقش حیاتی ایفا میکند. انگیزه یک سازوکار تکاملی است که ما را بهسمت رقابت برای کسب منابع یا بهکارگیری خلاقیت برای تولید منابع بیشتر هدایت میکند. اما انگیزه یا محرک فقط به یک چیز محدود نمیشود؛ عوامل مختلفی مانند ترس، کنجکاوی و اشتیاق هم میتوانند در ایجاد انگیزه موثر باشند. در واقع، همه این عوامل در کنار هم سوخت روانی ما را تشکیل میدهند.
محرکهای بیرونی
محرکهای بیرونی شامل عواملی مانند پول، شهرت، یا کسبوکار هستند که بهمنظور موفقیت در بازی بقا و تکامل، برای ما اهمیت دارند. اما محرکهای درونی، مفاهیم روانشناختی و احساسی همچون کنجکاوی، اشتیاق، معنا و هدف هستند که میتوانند تاثیر عمیقتری بر انگیزه ما داشته باشند. تحقیقات روانشناسی نشان میدهند که محرکهای بیرونی تنها تا حدی میتوانند به ما انگیزه بدهند. زمانی که نیازهای اساسیمان برطرف شوند، انگیزههای درونی هستند که قدرت بیشتری پیدا میکنند. در واقع، این انگیزههای درونی هستند که در زندگی ما اهمیت اصلی را دارند.
پنج محرک درونی قدرتمند
پنج محرک درونی که میتوانند ما را بهسمت غیرممکنها هدایت کنند عبارتند از:
- کنجکاوی
- اشتیاق
- هدف
- خودمختاری
- تسلط
ما میتوانیم این محرکها را بهطور هوشمندانه کنار هم قرار دهیم تا مکمل یکدیگر باشند و به این ترتیب به غیرممکنها دست یابیم. اولین عنصر مهم از محرکهای درونی ما کنجکاوی است. با تهیه یک فهرست میتوانیم بهراحتی کنجکاویهای خود را کشف کنیم. برای این کار، کافی است ۲۵موردی که نسبت به آنها کنجکاو هستید را یادداشت کنید. مثلاً درباره چه چیزی کتاب میخوانید یا پادکست گوش میدهید؟ سعی کنید دقیق باشید. به جای نوشتن «ورزش فوتبال»، بنویسید «مانورهای دفاعی در فوتبال». پس از تهیه فهرست، به دنبال همپوشانیها بین موارد مختلف باشید. این کار به شما کمک میکند تا علایق و در نتیجه دیگر محرکهای درونی خود را بشناسید.
وقتی که کنجکاویهای خود را کشف کنید، مغز شما دوپامین ترشح میکند. دوپامین یک ماده شیمیایی است که ترشح آن در مغز باعث ایجاد حس خوب میشود و هیجانزده میشویم. به همین دلیل دوپامین یکی از عناصر کلیدی در بوجود آوردن انگیزه به شمار میآید. اما علاقه و اشتیاق همچنان که ادامه میدهیم، ترشح دوپامین بیشتری را بههمراه دارند. برای پیدا کردن علایق، باید کنجکاویها را با هم ترکیب کنید. فرض کنید یکی از موارد کنجکاویتان، به علاقهتان برای درگیری بیشتر با کارهای خاصی منجر میشود، پس میتوانید علایق خود را بهتر بشناسید و همزمان پاداش بیشتری دریافت کنید (دوپامین بیشتر).
در همین زمینه
مرگ هاوکینگ و تولد نیروی خرد و بصیرت آدمی؛ غلبه بر ناممکنها در مسیر انسان شدن
تبدیل علایق به هدف
قدم بعدی، تبدیل این علایق به هدفهای واقعی است. هدفهایی که نه تنها برای شما، بلکه برای دیگران هم ارزشمند باشند. دیگران اهمیت بیشتری از آنچه فکر میکنید، دارند. حالا چگونه میتوانیم هدف خود را پیدا کنیم؟ باید یک فهرست دیگر تهیه کنید. اینبار ۱۵ مشکل بزرگ و واقعی که نگرانیهای شما هستند را یادداشت کنید و به دنبال همپوشانی بین این مشکلات و علایق خود باشید. هر همپوشانی میتواند به شما یک هدف بالقوه بدهد. شما میتوانید بیش از یک هدف داشته باشید.
خودمختاری و تسلط
در نهایت، خودمختاری و تسلط دو عنصر مهم دیگر هستند. خودمختاری یعنی آزادی لازم برای دنبال کردن اهداف خود، و تسلط به معنی میل به بهتر شدن در کارهایی است که انجام میدهید. آیا متوجه شدهاید وقتی کاری را انجام میدهید که واقعاً دوست دارید، ساعتها میگذرد و شما حتی متوجه گذر زمان نمیشوید؟ به این حالت «فلو» (Flow) گفته میشود.
این حالت نشان میدهد که شما در بهترین وضعیت برای دستیابی به غیرممکنها قرار دارید. زمانی که همه این مهارتها در کنار هم قرار بگیرند، میتوانید به موفقیتهای بزرگی دست یابید، حتی آنهایی که در ابتدا به نظر غیر ممکن میآمدند.







