هلاکت پاسدار قاسم سلیمانی ، بازتاب بسیار گستردهو همینطور واکنشهای متعددی را، در درون رژیم و جهان به همراه داشته است. قاسم سلیمانی چه نقشی، برای بقای رژیم داشت ؟ علت چنین واکنش هایی در درون رژیم و جهان چیست؟
چه ارتباطی، بین قیام پیروزمند مردم عراق، و بطور خاص قیام آبان98مردم ایران در این رابطه وجود دارد ؟. چه تاثیری بر روند قیام و امر سرنگونی می گذارد؟ پاسخ این سئوالات را ازآقای محمدرضا مرادی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد داده است.
محمدرضا مرادی: این نظام فاقد مشروعیت تاریخی و از روز اول فاقد صلاحیت ماندگاری بود، به همین خاطر فاقد پایگاه مردمی بود و متعلق به زمان ما نبود لذا ناچار بود از اساس بقاء و عمر خودش را با سرکوب تامین و تضمین بکند. اما سرکوب نیاز به پشتوانه بیرون از خودش داشت، که این سرکوب را بطور مشخص شخص خمینی با قدرت تروریزم پوشش داد. سپاه پاسداران از روز اول مسئولیت هم سرکوب و هم تامین قدرت تروریستی رژيم را در کشورهای منطقه و در خارج از مرزهای ایران را بر عهده داشت. با این اهرم و قدرت تروریستی اخاذی و باج میگرفت و زیر پوشش چنین مانورها و عملیات تروریستی بود که میتوانست کارها و اقدامات سرکوبگرانه خودش را در داخل ایران پیش ببرد. در یک کلان بستر و زمینه ساز سیاست مماشات بود
سالهای سال در پرتو همین موضوع بود که رژیم توانست این همه جنایت در داخل و خارج از ایران انجام بدهد. سپاه دو مسئولیت سرکوب و تروریزم را برعهده داشت، مسئولیت تروریزم بر عهده سپاه قدس بود، که فرمانده مطلق عنان آن با قاسم سلیمانی بود به همین خاطر با هلاکت قاسم سلیمانی یکی از جدی ترین عناصر تامین حیات رژيم ضربه خورده است. علاوه بر این قاسم سلیمانی فقط فرمانده سپاه قدس نبود بلکه نفر دوم رژيم در قدرت بود و مسئولیت اطلاعات بر عهده او بود، ستاد ارتش و سپاه را در نهایت هماهنگ میکرد و اگر کسی بداند مسئولیت روابط خارجی رژيم در منطقه باز بر عهده قاسم سلیمانی بود. بنابراین قاسم سلیمانی مهره بسیار جدی و تعیین کننده بود و کشته شدن او یک کلان ضربه و استراتژیک به رژيم وارد کرده که غیر قابل جبران است.
محمدرضا مرادی: مسئولیت یک تا هزار قاسم سلیمانی تامین عمر و بقاء برای رژيم بود. بخشی را از طریق سپاه قدس و سیستم فرماندهی و تشکیلات تروریستی در خارج از کشور بر عهده داشته، صدور جنایت در عراق و یمن لبنان داشته، بخشی از ماموریت او انهدام و از بین بردن سازمان مجاهدین خلق بود. بود و نبود هر رژیمی با آلترناتیوش تعیین تکلیف میشود، اگر این رژيم آلترناتیوی مثل مجاهدین خلق را در پیشرو نداشت، سرنوشت تاریخ ایران مسیر دیگری را طی میکرد و ما نمیتوانستیم شاهد این مسیر باشیم.
قاسم سلیمانی اصلی ترین ماموریتش از بین بردن مجاهدین و ارتش آزادیبخش بود. به همین خاطر تمام عملیات های که در اشرف و لیبرتی انجام شد، تمام عملیاتهای تروریستی که در عراق بر روی ارتش آزادیبخش در زمانی که در عراق بود انجام میشد، فرماندهیش بر عهده قاسم سلیمانی بود. هدف از بردن مقاومت و آلترناتیو و تامین عمر برای رژیم بود.
محمدرضا مرادی: مسئولیت اصلی قاسم سلیمانی مسئولیت نیروی قدس بود، که نیروی قدس نیروی تامین کننده سیستم دفاعی و حفاظتی بود برای اینکه جنگ را از ایران به کشورهای منطقه بکشاند. خامنهای بارها گفته بود جنگ را در سوریه، لبنان، عراق انجام میدهیم، که جنگ در تهران فعال نشود. به همین خاطر قاسم سلیمانی کشیدن یک دیواره دفاعی و سپر حفاظتی برای حفظ نظام در درون خودش بود. به همین دلیل در سرکوب داخلی را هم حرف آخر را همین فرد میزده است. هر جا بحث قیام و سرکوب در داخل ایران بوده، این جنایتکار با نیروهای جنایتکار وابسته به نیروی قدس بود که وارد میشد. مثلا در بحث سیل و بوی قیام بعد از سیل به میان آمد همین قاسم سلیمانی نیروی حشدالشعبی را با تمام تجهیزاتش به مناطق سیلزده وارد کرد. قاسم سلیمانی لشکر فاطمیون که از مزدوران افغانی تشکیل شده در مناطق سیلزده مستقر کرد. معمولا در تمام دنیا وقتی جای سیل میآید، برای کمک و آبادانی میآیند ولی این جنایتکار نیروی سرکوبگر با تمام امکانات و تجهیزاتش را آورد.
محمدرضا مرادی: اگر نقشی در جنایات خامنهای نداشته پس این همه داد و حوار و جیغ و دادی که خامنهای سر داده، برای چیست؟ در نقاشی که از تصویر این فرد در ایران میساختند، که گویی این فرد مسئولیت پیشبرد اهداف رژیم در منطقه را دارد، البته محصول دخالت در سوریه که این فرد پیش میبرد ۶۰۰ هزار کشته از مردم سوریه بود!! کشته های مردم عراق، کشته ها در یمن، وقتی میگوییم نفر دوم رژیم، گفته نشده نفر دوم برون مرزی رژيم، بنابراین تماما در هر جنایتی که رژیم چه در داخل ایران و خارج از ایران کرده سهیم بوده و مردم بیگناه منطقه را کشت، مثل ضحاک خون مردم منطقه را در شیشه کرد، که خامنهای عمر و بقایش تضمین بشود.
محمدرضا مرادی: هرگز و بالعکس. اولا قیام آبان هرگز خاموش نخواهد شد. قیامی که از سال ۹۶ استارت خورد، خاموش شدنی نیست. چون زمینه قیام توسط رژيم از بین رفتنی نیست، رژيم نمیتواند تضاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حل کند. رژيم مبنای قیام را حل نکرده و این قیام بعد از گام پیروزمندی که جوانان شورشی و دلاور برداشتند، با حضور مقاومت و کانونهای شورشی و با حضور ارتش آزادیبخش در موقعیت فعلی که الان ابعاد فعالیتهایش را میبینیم، هرگز سر باز ایستادن ندارد و تا سرنگونی ادامه خواهد داشت، برادر مسعود اعلام کرد امسال سال سرنگونی است، اعلام سال سرنگونی بر اساس شواهد مادی و واقعی و عینی موجود در شرایط داخلی و منطقه و بینالمللی است. سرکوب رژيم تابع مستقیمی بود از قدرت تروریزم در منطقه بود، اگر قدرت تروریستی رژيم در منطقه ضربه میخورد، این را در قیام مردم عراق و لبنان ضرب کنید، و بحرانهای که رژيم دارد و در کانونهای شورشی ضرب شود، رژيم ضعیفتر شده و در نهایت راه به سرنگونی اش میبرد.
محمدرضا مرادی: الان زمان روشن شدن ماهیتها است و همه باید ماهیت خود را در طبق اخلاص بریزند و مردم ایران باید بدانند، این حق مردم ایران است دوست را از دشمن بشناسند. از پیام برادر مسعود بخوانم، هلاکت قاسم سلیمانی تنظیم کننده مرزهای دوست و دشمن در منطقه است. کسانی که با رژیم و قاسم سلیمانی هستند، ماهیت ارتجاعی خود را برملاء میکنند نیروهای میرا و محو شونده هستند. از همین همپالکی های شخصی که اسم او را آوردید میگفت ما به اعتبار همین سپاه پاسداران و نیروی سرکوبگر رژيم را سرنگون کنیم. کسی که چنین نقشه مسیری دارد معلوم است در چنین شرایطی سکوت میکند و خفقان میگیرد.







