وقتی کلمه سانسور را میشنوید چه چیزی در ذهنتان تداعی میشود؟ شاید کمتر پیش آمده باشد که به این نوع مفاهیم و گسترهای که در بر میگیرند فکر کرده باشیم.
بعضی کلمات از این نوع یک طیف بسیار گستردهای را در بر میگیرند که در عمل شاید معنای واقعی مورد نظر گوینده را نرسانند چرا که شنونده نمیتواند درجه تاثیرات آنرا بدون توضیح اضافی دریابد.
از زمانیکه پدیدههایی به اسم مطبوعات حتی در قالب روزنامهها یا هفته نامههای خیلی ابتدایی آغاز بکار کردند سانسور هم تحت حکومتهای دیکتاتوری به وجود آمده است. از حذف بعضی کلمات و عبارات در یک مقاله یا ستون روزنامه تا حذف قسمتی از فیلم که به نوعی به اقتدار پوشالی دیکتاتور لطمه وارد میکند جزیی از سانسور است.
شکستن قلم تا سوزاندن فیلمهای دوربین عکاسی تا قتل و ترور مواردی هستند که در تاریخ جهان و به طور خاص ایران خودمان بسیار شاهد آن بودهایم.
حرامزاده ترین نوع سانسور تا سانسور جهنمی
شاملو زمانی برای سانسور قسمتی از مصاحبهاش در رابطه با رادیو بی بی سی از اصطلاح حرامزادهترین نوع سانسور استفاده کرده بود. البته این در آن زمان و در نوع خود بسیار گویا بود. اما سانسوری که در این مجال در رابطه با آن صحبت میکنم بسیار فراتر از این حرفهاست و شاید برای خلق واژهای جدید باید به دنبال شاملویی دیگر باشیم!
در هر دورهای که سانسوری اعمال میشود کسانی هم در نقطه مقابل بودهاند که آن را دور زده و به شکلی دیگر یا در جایی دیگر آنرا افشا میکردند. اغلب هم این امکان در خارج از حیطه حاکمیت دیکتاتور به مخالفان داده شده است.
اساسا موضوع هجرت از زیر یوغ دیکتاتور و پدیدهای به نام پناهنده سیاسی هم به همین دلیل بوده و یک رسم و سنت انسانی نانوشتهای وجود داشت که به کسانیکه صدایشان در حکومت دیکتاتوری شنیده نمیشود این امکان را میداد تا حرفشان و اعتراضشان و فعالیتهایشان علیه دیکتاتور را در رسانهها به گوش مردم برسانند.
در همین زمینه
تانکها نمیتوانند جلوی دمکراسی را بگیرند، سانسور چطور؟
این روزها ولی میتوان افول انسانیت و از بین رفتن شرافت و میثاق خبرنگاری و خبررسانی را به خوبی دید چرا که رسانهها اساسا یا ساخته و پرداخته دیکتاتور هستند و یا تحت سیطره استعمارگرانی که از بهخطر افتادن منافع روز خود نگرانند.
بنابر این وقتی جریان یا گروه یا سازمانی به واقع مستقل و انقلابی و آزادیخواه باشد با یک نوع جدید سانسور مواجه میشود که بیسابقه است. این همان چیری است که در رابطه با مقاومت ایران وجود دارد. سانسوری بدون شکاف و یکدست در داخل ایران به دلیل وحشت دیکتاتور و در خارج ایران به دلیل سیاست مماشات و منافع کشورهای غربی.
دیدن سقوط و افول خبرنگاری و خبررسانی آنهم در این ابعاد واقعا دردآور است آنهم در قرن بیست و یکم!
در قسمتهای بعدی بیشتر به علل و ابعاد این پدیده جهنمی علیه مقاومت ایران بدور از جانبداری خواهم پرداخت.
م. حلاج







