به مناسب ۲۶دی سالروز فرار شاه از ایران
محمدرضا شاه آخرین دیکتاتور خاندان پهلوی به همراه فرح در ۲۶دی ۵۷ از ایران گریخت. او که با بهانه خستگی! ایران را ترک کرده بود به زودی با هیولای مرگ درگیر شد و مردم ایران این فرصت را نیافتند که این دیکتاتور را در یک دادگاه منصفانه به محاکمه بکشند. اکنون ۴۶ سال پس از آن واقعه مرتجعین عقبمانده ای تحت عنوان سلطنت طلبان یا پادشاهی خواهان! خیلی تلاش دارند در پرتو ویرانگری و جنایت خاندان خمینی، خاندان پهلوی را مترقی جلوه بدهند. تلاش دارند بگویند در زمان شاه همه چیزی در ایران گل و بلبل بود و مردم از سر شکم سیری دست به انقلاب زدند!
برای فهم واقعیت های دوران پهلوی به برخی آمارهای رسمی همان زمان نگاهی می اندازیم:
وضعیت معیشت مردم زمان شاه
براساس آمار بانک جهانی ۴۶ درصد جمعیت ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر زندگی میکردند. این یعنی ۱۶ میلیون نفر. از جمعیت فقرای ایران در دهه ۵۰ شمسی نیز حدود ۴ میلیون نفر(۱۲ درصد کل جمعیت) زیر خط گرسنگی بودهاند؛ یعنی سوءتغذیه شدید. به استناد یک تحقیق در دانشگاه آکسفورد: «از مجموع ۳۰ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر جمعیت ایران در سال ۱۳۵۱ مصرف کالری ۱۶ میلیون نفر کمتر از حداقل نیاز بود. ۴ میلیون نفر دچار سوءتغذیه شدید بودهاند.»
در همین زمینه
خمینی چگونه ولیعهد شاه شد؟ قسمت سوم
نرخ بیسوادی
طبق آمارها، درصد بیسوادی در ایران در سال ۱۳۵۵ معادل ۵۲ درصد بوده است . نرخ بیسوادی در روستاها حدود ۷۰ درصد. براساس آمارهای جهانی ایران در آنروزها از نظر پیشرفت سوادآموزی جزو کشورهای ناکارآمد و ضعیف بود و حتی پایینتر از چین و کوبای آن روزگار قرار میگرفت. نرخ بیسوادی دختران و زنان بالای ۶ سال نیز به ۶۵ درصد میرسید. یعنی فقط یکسوم دختران و زنان ایران سواد داشتند و البته اغلبشان مدرک ابتدایی یا سیکل داشتند.
وضعیت مسکن
طبق اطلاعات سرشماری سراسری نفوس در سال ۱۳۵۵ از جمعیت ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفری ایران بیش از یک میلیون و ۷۰ هزار نفر در خانههای کپری زندگی میکردند . از ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار خانوار ایرانی حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار خانوار در خانههایی با یک اتاق زندگی میکردند. یعنی حدود یک سوم مردم در خانههای یک اتاقی یا اقامتگاههای کاملا نامناسب سکونت داشتند.
وضعیت آبرسانی
طبق آمارهای مرتبط با سرشماری سال ۱۳۵۵ حدود ۷۸ درصد مناطق روستایی و ۱۰ درصد مناطق شهری ایران فاقد آب لولهکشی بودهاند. آب مصرفی را از طریق چاه، قنات، چشمه، رودخانه و… تأمین میکردهاند.
سرانه تعداد پزشک
در سال ۱۳۵۷ کل پزشکان ایران حدود ۱۴ هزار نفر بودند. حدود نیمی از آنان نیز پاکستانی، بنگلادشی، فیلیپینی یا هندی بودند. این یعنی به ازای هر ۱۰ هزار نفر معادل ۴ پزشک.
تولید تجهیزات پزشکی و دارو
در سال ۱۳۵۷ حدود ۵۰ شرکت تجهیزات پزشکی فقط ۳ درصد نیاز کشور را تأمین میکردند. در دهه ۵۰ شمسی ۷۰ درصد داروها نیز وارداتی بود.
به نظر می رسد همین آمار و ارقام مختصر به قدر کافی گویا هست که نشون بدهد اکثریت مردم ایران در آن دوران در چه وضعیتی بودند و چرا دیکتاتوری شاه را سرنگون کردند.
