جمعه, ۲۴ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

زندگی و مرگ احمد شاملو؛ شاعر شاعران – نزیستن برای «صله»

۲ مرداد, ۱۳۹۶
زندگی و مرگ احمد شاملو؛ شاعر شاعران - نزیستن برای «صله»

زندگی و مرگ احمد شاملو؛ شاعر شاعران - نزیستن برای «صله»

Share on TwitterShare on Facebook

زندگی و مرگ احمد شاملو؛ نزیستن برای «صله» حکایتی‌ست مختصر از زندگی و مرگ شاعر شاعران و روزگار پر تحولش و اینکه او ناظری هوشمند و مسئول بود. نزیستن برای «صله» در سال ۹۶ به مناسب سالگرد درگذشت شاملو در ایران آزادی منتشر شد که اکنون به باز نشر آن می‌پردازیم.

در آستانه
دوم مرداد برای چند نسل از ایرانی‌ها یادآور از دست دادن شاعری‌ست که مفهوم زندگی‌اش با مرگ نسبتی نداشت هر چند خود در پایان کارنامه درخشانش سرود:
«کوتاه است در،
پس آن به که فروتن باشی.
آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بود
آنجا
تا آراستگی را
پیش از درآمدن
در خود نظری کنی»
زیرا پیش از آنکه او به ادای این کلمات نائل شود در ابتدای «در آستانه» سروده بود:
«باید اِستاد و فرود آمد
بر آستانِ دری که کوبه ندارد،
چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و
اگر بی‌گاه
به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید.»
و شاملو در پهنه‌ی اجتماعی بسیار و بسیار بر دری «کوبید و کوفت» که کوبه نداشت و همین امر او را به شاعری متفاوت در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد.

کدام نسل؟
شاملو از نسلی بود که دوره ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد را در جوانی خود تجربه کردند و به صرافت دریافتند که بی هیچ گفتگو کوشیدن برای آزادی و استقلال، و فراتر از همه برای انسان ماندن، استواری و کوشیدنی خاص طلب می‌کند.

بی تفاوت نبودن
شاملو همچون انقلابیون دهه۴۰ برای شکستن قفل شرایط گام در مبارزه حرفه‌ای نگذاشت و کسی هم چنین انتظاری از او نداشت اما آنچه شاملو را متفاوت کرد ناظر بی‌تفاوت نبودن او بود، چرا که در فراسوی هرچیز در طلب گوهر انسان و نقطه‌ی تمایز او با «گیاه و برکه و پروانه»، خویشتن خویش را می‌یافت.
«از بیرون به درون آمدم:
از منظر
به نظّاره به ناظر. ــ
نه به هیأتِ گیاهی نه به هیأتِ پروانه‌یی نه به هیأتِ سنگی نه به هیأتِ برکه‌یی، ــ
من به هیأتِ «ما» زاده شدم
به هیأتِ پُرشکوهِ انسان
تا در بهارِ گیاه به تماشای رنگین‌کمانِ پروانه بنشینم
غرورِ کوه را دریابم و هیبتِ دریا را بشنوم
تا شریطه‌ی خود را بشناسم و جهان را به قدرِ همت و فرصتِ خویش معنا دهم
که کارستانی از این‌دست
از توانِ درخت و پرنده و صخره و آبشار
بیرون است.»

دشواری وظیفه
و در این مسیر بود که او انسانیت خویش را در هر لحظه باز می‌یافت، و سرود:
«انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود» یعنی «توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت».
پس او حق داشت که بگوید:
«انسان
دشواری وظیفه است.»

رثای آنان
اینگونه بودن، شاملو را در پهنه‌ی اجتماعی به ناظری هوشیار تبدیل کرده بود. در دهه۵۰ که بسیاری از مبارزان انقلابی در مسیر اعاده‌ی آزادی و عدالت در شکنجه گاه ها و میدان های تیر به خاک می‌افتادند، او با کلمات خویش آنها را به ثبت می‌داد.

مهدی رضایی
شاملو در رثای مهدی رضایی از مجاهدین خلق که در شهریور ۵۱ توسط شاه اعدام شد، سرود:
«چه مردی! چه مردی!
که می‌گفت
قلب را شایسته‌تر آن
که به هفت شمشیرِ عشق
در خون نشیند
و گلو را بایسته‌تر آن
که زیباترینِ نام‌ها را
بگوید.
و شیرآهن‌کوه مردی از اینگونه عاشق
میدانِ خونینِ سرنوشت
به پاشنه‌ی آشیل
درنوشت.ــ
رویینه‌تنی
که رازِ مرگش
اندوهِ عشق و
غمِ تنهایی بود.»
مهدی رضایی به خاطر دفاعیاتش در «دادگاه» برای یک نسل از جوانان ایران به سمبل مبارزه برای آزادی و عدالت تبدیل شده بود.

حنیف نژاد
شاملو در مورد اعدام بنیانگذاران مجاهدین خلق که در خرداد سال ۵۱ اتفاق افتاد، در مورد وضع حال هر ناظر آگاه در مواجهه با آن سرود:
«ما
بيرون زمان
ايستاده ايم
با دشنه‌ی تلخی
در گرده‌های‌مان.
هيچ کس
با هيچ کس
سخن نمی‌گويد.
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.»

گلسرخی
کسانی که دفاعیات خسرو گلسرخی را در دادگاه‌های شاه دیده باشند هرگز نمی‌توانند صلابت و استواری او را آنجایی که در پاسخ به حرف رئیس دادگاه که از او خواست تنها حق دارد که از خودش دفاع کند را از یاد برند. خسرو گلسرخی پاسخ داد: «من تنها از خلقم دفاع می‌کنم».
گلسرخی در بهمن سال ۵۲ توسط شاه اعدام شد، و شاملو در وصف «بودگی» او سرود:
«زاده شدن
بر نيزه‌ی تاريک
همچون ميلاد گشاده‌ی زخمی،
سفر يگانه‌ی فرصت را
سراسر
در سلسه پيمودن.
بر شعله‌ی خويش
سوختن
تا جرقه‌ی واپسين،
بر شعله خرمنی
که در خاک راهش
يافته‌اند
بردگان
اين چنين.»

انقلاب ۵۷
پس از پیروزی انقلاب ۵۷ هنگامی که خمینی از همان آغاز نشان داد که در مسیر سرکوب و انکار آزادی‌ها حرکت خواهد کرد، روح بی‌قرار شاملو با کلمات جادویی‌اش به ثبت وقایع به زبان یک شاعر پرداخت:
«دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد»
و سپس افزود:
«نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان»

مرگ!
شاملو سال‌ها پیش سروده بود:
«هرگز از مرگ نهراسیدم
اگر ‌چه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود
هراس من
باری،
همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد»
و او در زمانه و سرزمینی جان سپرد که در آن «مزد گورکن‌های آزادی» از «آزادی آدمی افزون‌تر بود» و این اگرچه تلخی «دشنه»یی است بر «گرده هایمان» اما نشان از انسان‌هایی دارد که در این زمانه به خاموشی خو نکرده‌اند و مسیر دشوار آزادی را با کلمات خود مزین نموده‌اند.

ثبت
از فاصله ۲۱ آذر ۱۳۰۴ که شاملو متولد شد تا ۲ مرداد ۷۹ که جان سپرد، تاریخ معاصر ایران دوره‌های پر فراز و نشیبی به خود دیده است، دوره‌ای که شاملو در ورای هنر شاعری، هنر بی تفاوت نبودن و به ثبت دادن حقیقت را در آن، از خود به ثبت داد.
شاملو در میان ما نیست، و این یک دشواری همیشگی است. اما زنده بودنش در «ابراهیم در آتش»، «دشنه در دیس»، «کاشفان فروتن شوکران»، «در آستانه» و … ما را همواره به پرهیز از زیستن برای «صله» فرا می‌خواند.

TweetShare26

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

۲۱ مهر, ۱۴۰۵
تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

۱۷ مهر, ۱۴۰۵
رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

۲۲ مهر, ۱۴۰۵
افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.