با اعلام مرگ ابراهیم رییسی و همه ۹ سرنشین هلیکوپتر حامل او رسما دیکتاتوری مذهبی بدون رییس جمهور شد. همراهان رییسی شامل وزیرخارجه او امیر عبداللهیان و امام جمعه تبریز و استاندار آذربایجان شرقی همگی جزو هلاک شدگان حادثه هستند.
اما مرگ رییسی یک ضربه کمر شکن برای استراتژی خامنه ای بود. چرا که در واقع خامنه ای مرگ خودش را در مرگ رئیسی می بیند. خامنه ای در پایان سال ۱۴۰۰ انتخاب رئیسی را به عنوان شیرینی سال اعلام کرد. معنای این حرف آن بود که خامنه ای هیچ راه چاره دیگری برای برون رفت از بنبست نداشت جز روی کار آوردن ابراهیم رئیسی. بنابراین خامنه ای تمام تخم مرغهای استراتژی خود را در سبد رییسی ریخته بود.
می دانیم که رئیسی و تمام پروسه که پشت سرگذرانده بود مطلقا در هیچ کار اجرایی نبود. حتی احمدی نژاد بالاخره یک دوره شهرداری تهران را داشت.ولی این جلاد ۶۷ از دادستانی به آن دادستانی از به اصطلاح سیستم اعدام به آن اعدام . حتی خود روحانی در همدان در مبارزات به اصطلاح انتخاباتیاش میگفت که از کسانی که فقط ۳۰ سال اعدام کردند!
بنابراین آوردن رئیسی لازمه کنار زدن لاریجانی و یک جراحی بزرگ در داخل رژیم بود. بعد از آن هم سفت کردن چیزی بود که خامنه ای آن را دولت جوان حزباللهی نامید.یعنی برای خامنه ای رییسی یک راه حل و برون رفت برای خروج از بحرانهای لاعلاج بود.
خامنه ای در مواجهه با ابر بحرانها و قیام ها نیاز به یک مهره گوش بفرمان و مطیع داشت تا بتواند در بحرانها او را مدیریت کند. ابراهیم رئیسی تنها کسی بود که چنین ویژگی داشت.
در همین زمینه
ابراهیم رئیسی در جهنم به سلیمانی پیوست!
مرگ رییسی چه تبعاتی در پی خواهد داشت؟
یک. رژیم در بحران بود و نبود بیشتری فرو خواهد رفت. رییسی یک برگ نبود بلکه مهمترین برگ و آخرین برگ برای خامنهای بود. او تنها مهره ای بود که خامنه ای برای یکدست کردن حکومتش می توانست روی او حساب کند.
دو. الان بحث جانشینی خامنه ای جدی است. حضور رییسی برای خامنه ای فرصت مغتنمی بود. خامنه ای حتی از ورود روحانی به دلیل حساسیت این دوره خبرگان جلوگیری کرد. مرگ رییسی در این فرایند هم زیر پای خامنه ای را خالی خواهد کرد.
سه. با مرگ رئیسی شکاف درون حکومت بیشتر رشد خواهد کرد. حتی بحث جایگزین برای رئیسی در مقام رییس جمهوری یک بحران لاعلاج برای خامنه ای خواهد بود. خامنهای الان بیش از آنکه عزای رفتن رییسی را گرفته باشد عزا برای خودش گرفته است.
چهار. رییسی به عنوان جلاد ۶۷ و قاتل زندانیان سیاسی و مجاهدین زبان صحبت خامنه ای با جامعه بود. خامنه ای حالا این مهرهاش را از دست داد. زبان جلاد۶۷ یعنی زبان سرکوب حالا خامنه ای این زبانش را از دست داد.
بنابراین خامنه ای از چند جهت دچار ضربه شده است؛ هم در بحث یک دست کردن حکومت و انشقاق درونی، هم در بحث سرکوب و زبان میرغضب و هم در موضوع جانشینی. پس به معنای واقعی خامنه ای ابتر شده است و دچار ضربه کمرشکن شده است.







