مجاهدین از زبان یک عنصر اطلاعاتی ، موضوع کتابی از وزارت اطلاعات به نام «استراتژی و دیگر هیچ»میباشد. درمقدمهی این کتاب نویسنده چنین معرفی میشود:«ناصر رضوی، از مسئولان اطلاعاتی ـ امنیتی در نهادهای عمدۀ کشور (اعمّ از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ) بوده است که بیش از سی سال عمر خدمتی خویش را صرفاً در حوزۀ التقاط و به طور اخصّ درمبارزه با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) طی کرده است».
در این کتاب نمونهها و مطالبی آمده است که اذعان آشکار به حقانیت و پاکبازی مقاومت است.
گفتگوهای این کتاب سه سال و نیم پیش صورت گرفته، صفحات متعدّد و سطور زیادی سیاه شده و می گوید: «به دلیل ملاحظاتی از طرف ویراستار حذف گردیده است».
در این قسمت نمونه هایی از اذعان به واقعیت ها درمورد مجاهدین برای هشدار به وابستگان رژیم که نباید از هوشیاری شان کم شود. آورده شده است:
ـ مجاهدین «این بذر را در میان توده ها کاشتند که نمایندۀ واقعی اسلام یا نمایندۀ اسلام واقعی کیست: سازمان است یا امام خمینی؟! و هنوز هم بر سر این موضوع دعوا دارند. شاید باور این امر مشکل باشد، ولی بدنیست بدانیدکه سازمان، همین الآن هم روی مسائل مذهبی بیشتر تکیه و تأکید می کند… برای آن است که در میان مردم و به خصوص توده های هودار خود، این تردید و تشکیک را دامن بزند که نمایندۀ واقعی اسلام فقط سازمان است و بس».
– «نشریه”مجاهد” پانصد هزار نسخه فروش می رفت. هیچ نشریه یی تیراژ “مجاهد” را نداشت. سازمان پانصد هزار نیرو داشت و همان تعداد نشریه را می خریدند. شما در این طرف، دو میلیون نیرو داشتید که پنجاه هزار تا نشریه هم نمی خریدند؛ ده هزار نفرشان هم نشریه نمی خریدند».
ـ « [مجاهدین] از نظر اجتماعی وزن محسوب نمی شدند، ولی به لحاظ سیاسی و روابط و مناسبات و ظرفیتها و هر آن چه تصوّر کنید، ثقل و وزن حیرت انگیزی داشتند».
– «اگر از من می پرسید، من عرض می کنم که رجوی به صدّام درس می داد، نه بالعکس. این که صدّام بیاید و به رجوی بگوید که این موقع وارد میدان شوید، قبول ندارم… رجوی آدمی نبود که برود از صدام درس بگیرد؛ صدام هم در جایگاهی قرار نداشت که بیاید به رجوی بگوید این کار را بکن و آن کار را نکن… معکوس قضیه صحیح تر است، فاکت تاریخی هم دارد: در “فروغ جاویدان” یا “مرصاد” هم رجوی این نتیجه را به صدّام القا کرد که ما جلو می رویم و چنین و چنان می کنیم، تو هم حمایت هوایی کن».
– «در سازمان، هیچ کاری به صورت پراکنده وجود نداشت… چیزی به اسم پراکنده کاری در سازمان سراغ نداریم، از این ذهنیت بیرون بیایید».
– «شما می دانید سازمان چند نفوذی در صدا و سیما داشت؟ ششصد نفر هوادار در این دستگاه داشتند و حدود سی چهل نفر هم کسانی بودند که هوادار تلقّی نمی شدند و نفوذی بودند. به همین نسبت در وزارت صنایع، در ارتش و دیگر ارگانها و دستگاهها. می دانید که چقدر نیرو در ارتش داشتند و چند نفرشان ضربه خوردند؟».
– «به جرأت می گویم که به شخصه هیچ نفوذی سراغ ندارم که پول گرفته و کار کرده باشد. اصلاً پول در این سیستم چندان معنایی ندارد».
– «جثه سازمان بزرگ بود، چون سی هزار نفر مسلح داشت».
– «یک تشکیلات منسجم مثل سازمان مجاهدین خلق وقتی کاری را انجام می دهد، حتماً معنای خطّی دارد و بر این اساس، یا تاکتیک است یا استراتژی. اگر هیچ یک از اینها نباشد، آن کار را انجام نمی دهد. هیچ گاه سازمان هیچ عملیاتی را برای انتقام صورت نمی دهد. عملیاتش یا معنای تاکتیکی دارد یا می خواهد شرایطی را دگرگون کند و شرایط را به نفع استراتژی در درون استراتژی بیاورد یا معنای استراتژیک دارد».
-«کسی که می گوید سازمان با کیش این و آن، به اینجا و آنجا می رود، اصلاً سازمان را نفهمیده است. سازمان با کیش من و تو به عراق نمی رود، همین طور به فرانسه. اگر سازمان به عراق می آید، به خاطر “جنگ نوین” است و این “جنگ نوین” موضوعی تئوریزه شده است».
ادامه دارد.
درهمین زمینه:
چگونه سپاه و وزارت اطلاعات در طرحهای تروریستی همکاری میکنند؟: گفتگو با مجید حریری
تحریم بخشی از وزارت اطلاعات توسط اتحادیه اروپا؛ مجاهدین در کانون مسئله ایران







