مامورشهرداری در خدمت مردم یا مردم اسیرآنها
برخورد شهرداری و مامورشهرداری در حاکمیت ولایت فقیه خودش موضوعی است که شاید در هیچ کجای دنیا مشابهی نداشته باشد.
ارگان شهرداری همانطور که از اسمش هم بر میاید کلا برای رسیدگی به شهرها و اماکن و یکی از کارهایی است که باید بیشترین خدمت و رسیدگی را به مردم و ساکنان هر شهر و کشوری بکند.
در ایران ولی این موضوع مانند تمامی ارگانها و کارها تماما استحاله شده و تنها چیزی که در عملکرد یک مامور شهرداری نمیتوان دید خدمت به مردم است.
حکومت و مزدورانش ازجمله یک مامورشهرداری به این بهانه که دارد قانون را اجرا میکند جنایتهایشان را مشروع جلوه میدهند. [فریاد و استغاثه یک کاسبکار بندرعباسی از ظلم شهرداری + کلیپ]
درحالیکه قانون بدست سردسته دزدان نوشته و تایید شده و ازطرف دیگر وقتی هیچ کدام از قوانینی که به نفع مردم است اجرا نمیشود چرا به این نقطه که میرسد یک مامورشهرداری اینقدر احساس مسئولیت میکند که قانون را دقیقا اجرا کند.
مامورشهرداری به نفر میگوید برو از شهرداری مجوز بگیر که راحت بتوانی با گاریت کار کنی. داستان از این قرار است که شهرداری حتی برای فقیرترین قشر جامعه که مجبور به جمع آوری ضایعات و زباله هستند هم کیسه دوخته و آنها به اسم گرفتن جواز از شهرداری مجبورند ماهیانه بیشتر درآمدشان را به شهرداری تقدیم کنند.
البته در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه این زیاد هم چیز عجیبی نیست چرا که کدام موضوع را میتوان بررسی کرد که حتی یک نقطه مثبت رو به مردم داشته باشد. تمام قوانینی که توسط این حکومت تصویب شده و میشود درراستای منافع حکومت است و تنها چیزی که درآنها وجود ندارد منافع مردم و راحتی مردم است.
بنابراین درمقابل این حرف که این کارها قانون شکنی است تنها باید پاسخ داد که قوانین و کل کارهای شما ضدانسانی است. قبل از اینکه مامورشهرداری بخواهد یک جوانی که برای یک لقمه نان مجبور به جمع آوری زباله روی بیاورد را بزند و اموالش را بگیرد باید سراغ حاکمیت برود و سوال کند که چرا کشوری مثل ایران با اینهمه سرمایه باید اینقدر فقیر و بیکار داشته باشد که جوانانش و حتی با تحصیلات بالا مردم مجبور به انجام این قبیل کارها باشند.






