سایت صوت العراق در تاریخ ۱۴بهمن ماه موضوع ترس حداکثری خامنه ای به قلم محمدحسین میاحی نویسنده عراقی را درج کرده است. میاحی در این مقاله موضوع فشار حداکثری ترامپ و ترس حداکثری خامنه ای را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
در شرایط کنونی، نگاهها بیش از هر زمان دیگری به وضعیت ایران دوخته شده است، بهویژه پس از تحولات غیرمنتظره در منطقه که موجب از دست رفتن عمق استراتژیک رژیم ایران در سوریه شد. این در حالی است که بازگشت دونالد ترامپ به صحنه سیاست، همراه با احیای سیاست فشار حداکثری علیه تهران، موقعیت جمهوری اسلامی را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است بطوریکه میتوان آن را مرحلهای بسیار حساس دانست. اکنون تمام راهها یکی پس از دیگری به روی رژیم بسته میشود و دیگر هیچ گزینه مؤثر و کارآمدی برای مقابله با این وضعیت ندارد، جز اینکه دست به احتیاط و ترس حداکثری بزند.
در همین زمینه
فرصت های از دست رفته خامنه ای برای ایجاد بحران و جنگ درمنطقه
آنچه این شرایط را برای رژیم ایران سختتر کرده، این است که برخلاف گذشته، دیگر نمیتواند با ایجاد بحران یا جنگ، اوضاع را به نفع خود تغییر دهد و با دامن زدن به آشوب، «آب را گلآلود کرده و از آن برای خود ماهی بگیرد» و فرصتی برای بقای خود فراهم نماید.
اکنون رژیم ایران بهجای خلق تحولات، منتظر وقوع آنهاست و همین موضوع، رژیم را یک گام عقبتر از آمریکای ترامپ و مقاومت ایران (اپوزیسیون اصلی جمهوری اسلامی) قرار داده است. بخصوص که در این میان مقاومت ایران به فعالیتهای خود، هم در داخل کشور و هم در سطح بینالمللی ادامه میدهد، چرا که بهخوبی میداند این مرحله برای جمهوری اسلامی بسیار حساس و حیاتی است. بنابر این چه در پهنه داخلی و چه در صحنه بینالمللی فعالیتهایش را ادامه میدهد. و بیتردید بیش از هر چیز با ترس حداکثری خامنه ای نگران چهار سال آینده میباشد.
نگرانی از نقش مقاومت و ترس حداکثری خامنه ای
اما نگرانی بزرگترش از نقشی است که مقاومت ایران در این دوره ایفا خواهد کرد. نشانههای این تحولات را میتوان در دهها عملیات انقلابی شبکههای داخلی مقاومت علیه حکومت در هفتههای اخیر، برگزاری کنفرانسهای بینالمللی توسط مقاومت، و راهپیمایی عظیمی که در 8 فوریه در پاریس برگزار خواهد شد، مشاهده کرد. در این تظاهرات، دهها هزار ایرانی، خواستار سرنگونی رژیم و برقراری یک جمهوری دموکراتیک خواهند شد و این تنها یک آغاز است.
رژیم ایران همواره از بحرانهای منطقهای و بینالمللی به نفع خود استفاده کرده و از آنها بهعنوان ابزاری برای حفظ بقای خود و سرکوب مبارزاتی که مردم و مقاومت ایران برای آزادی و برپائی یک جمهوری دموکراتیک پیشمیبرند، بهره برده است. اما اینبار، چنین راه گریزی برایش باقی نمانده است و علیرغم تلاشهای گسترده در جهت یافتن یک راه نجات برای عبور از این بحران سرنوشتساز، هیچ امید و یا حتی احتمالی در این رابطه برای بقای رژیم وجود ندارد. ترس حداکثری خامنه ای و نگرانی بیحد و حصر سران رژیم، که ناشی از ترس از طوفان تحولات پیشرو است، به شدت روحیه نیروهای سرکوبگر را تضعیف کرده و روند فروپاشی داخلی را تسریع میکند.







