حاکمان ایران با پول نفت چه کرده اند؟
درآمدهای نفتی ایران از زمان مظفرالدین شاه و قرارداد دارسی تا سال ۱۳۵۲ جمعا ۲۶ میلیارد دلار بوده است. پس از افزایش بهای نفت در سال ۱۳۵۳ تا سال ۱۳۵۷ حجم درآمدهای نفتی در این پنج سال ۱۱۲ میلیارد دلار بودهاست. بر اساس آمارهای موجود درآمدهای نفتی ایران در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی ۱۱۰ میلیارد دلار که این عدد در زمان ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی به ۱۴۱ میلیارد دلار رسید.
با این وجود درآمدهای نفتی ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی با اندکی افزایش در مقایسه با هشت سال پیش از آن به ۱۵۷ میلیارد دلار رسید. اما درآمد نفتی دوران احمدینژاد بیش از کل در آمدهای نفتی تاریخ ایران بوده است.
مجموع درآمدهای نفتی قبل و بعد از انقلاب
مجموع درآمد نفتی قبل از انقلاب ۱۴۰میلیارد دلار و مجموع درآمد نفتی پس از انقلاب تا سال ۹۰ خورشیدی ۹۹۸ میلیارد است . درآمد نفتی از سال ۱۳۹۱ تا شش ماهه نخست سال ۱۴۰۰ حدود ۳۲۰ میلیارد بوده که البته در دو سال اخیر با شدت گرفتن تحریمها میزان درآمدهای نفتی در آمارهای رسمی به کمتر از ۴ میلیارد دلار رسیده است.
بنابراین میتوان اذعان نمود که کل درآمد نفتی ایران پس از انقلاب حدود ۱۳۲۰ میلیارد دلار بوده است. مستقل از شیوه هدر دهی درآمدهای ناشی از فروش نفت در حکومت دیکتاتوری شاه و شیخ به خوبی میتوان دریافت استراتژی هر دو رژیم مبتنی بر هزینه حداکثری در حوزه نظامی و بذل و بخششهای بی حساب و همچنین ورود به اقتصاد سیاه بوده که حاصلش چیزی جز تباهی برای ملت ایران نبود.
به اختصار موارد ولخرجی درآمدهای نفتی در رژیم شاه را اشاره میکنیم و خواهیم دید تا چه حد استراتژیهای دو رژیم با دو هدف ظاهرا متفاوت ولی باطنا یکسان کاملا یکی بود. شاه با افزایش درآمدهای نفتی به درجهای از غرور رسیده بود که عملا به جای افزایش سطح رفاه اجتماعی رو به هزینههایی آورد که نتیجهاش در سال ۵۷ روشن شد تا حدی که در مقابل اراده مردم زانو زد و تاج از سرش افتاد.

درباره؛ فساد در سپاه بیشتر بخوانید
سپاه پاسداران سر منشأ فساد؛ افشای فایل صوتی فرمانده سابق سپاه + فیلم
ریخت و پاشهای زمان شاه
خرید اسلحه و تجهیزات جنگی اعم از هواپیما، تانک و تجهیزات سبک و سنگین از کمپانیهای بزرگ آمریکا، به میزان حدود ۲۰ میلیارد دلار (حدود ۱۵ درصد کل درآمد نفت) در بین سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ که همه این قراردادها مشحون از فساد و رشوه بود.
وام به کشورهای غربی نظیر توسعه و تعمیر تأسیسات آب لندن، در زمانی که بسیاری از مردمش آب لوله کشی نداشتند.
ساخت یک شهرک در کشور آفریقایی سنگال با پول ملت ایران به نام شهرک فرح.
دریافت رشوه از شرکتهای بزرگ توسط مقام های دولتی که بالغ بر یك میلیارد دلار بوده است.
دخالت ارتش ساخته شده با پول نفت در جهت حفظ منافع آمریکا در کشورهایی که ربطی به منافع ایران نداشته نظیر کنگو، مراکش، ویتنام و شاخ افریقا و یا جنگ ظفار که بنا به خواست آمریکا انجام شد.
برگزاری جشنهای سالگرد ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی با ریخت و پاش چند صد میلیون دلاری
هزینههای سرسام آور در مسیر توسعه صنایع مونتاژ.
واردات غیر ضروری از محل درآمدهای نفتی به قیمت بیکاری نیروهای مولد، درماندگی روستاییات پس از اصلاحات ارضی و رفاه نامتوازن.
افزایش بودجه ارتش از ۲۵۲ میلیون دلار در سال ۱۳۴۲ به حدود ۸ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۵ معادل ۳۰ درصد بودجه کل کشور.
با نگاهی اجمالی به جنس هزینههای انجام شده از محل درآمد نفت در حکومت آخوندی متوجه عمق و شباهت خباثت حکومت شاه و شیخ در به هدر دهی سرمایههای ملت ایران خواهیم شد.
هزینه های جنگ در زمان شیخ
هزینه ایران برای جنگ سالانه ۲۱.۶ میلیارد دلار بوده است که در مجموع هزینه جنگ هشت ساله به ۱۷۳ میلیارد دلار میرسد.
هزینه خسارتهای مالی پس از جنگ حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. (البته با در نظر گرفتن خسارتهای جانی این عدد بالغ بر ۱۰۰۰ میلیارد دلار است).
هزینه حضور حکومت ایران صرفا در کشور سوریه بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار اعلام شده است.
هزینه ساخت شهرکهای مسکونی فقط در لبنان پس از حمله اسراییل حداقل یک میلیارد دلار برآورد شده است.
از زمان تشکیل حزب الله در سال ۱۳۶۰ تاکنون حداقل متوسط سالیانه ۵۰۰ میلیون دلار به حزب الله لبنان کمک مالی شده است که برآوردی حدود ۲۰ میلیارد دلار را میتوان مفروض دانست.
کل هزینه انجام شده برای تأسیسات هستهای ایران حدود ۴۰ میلیارد دلار بر آورد شده است. البته ناگفته نماند که تحریم ناشی از این فعالیتها بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار به صنعت نفت گاز و پتروشیمی ایران صدمه زده است.
بودجه رسمی نظامی و امنیتی به طور تقریبی پس از جنگ در طول سی و سه سال گذشته حدود ۳۵۰ میلیارد دلار بوده است .
۵۰درصد درآمد صرف بلندپروازی نظامی شیخ
جمع مبالغ بالا ذکر شده که بسیار خوشبینانه لحاظ شده است حدود ۷۲۰ میلیارد دلار است که بیش از ۵۰ درصد درآمد نفت ایران است. رژیم ولایت فقیه در طول ۴۰ سال گذشته بیش از ۵۰ درصد درآمد حاصل از نفت را صرف بلند پروازیهای نظامی و هستهای خود برای به اصطلاح پیشبرد اهداف مقاومت در مسیر نابودی اسرائیل و آمریکای جهانخوار! کرده که حاصل آن چیزی به جز اضمحلال همه مولفههای اساسی زندگی شرافتمندانه نبوده است.
حکومت اگر چه در یک دجالیت آشکار به جای مقایسه خود با کشورهای همسایه از جنبههای مختلف، شرایط کنونی خود را با سال ۵۷ در زمان دیکتاتوری شاه مقایسه میکند و بر اساس آن بوق پیشرفتهایش گوش فلک را کر میکند.
امروز به روشنی و به دور از هر گونه احساس میتوان جملاتی راکه در رسانه های حکومتی برای معرفی رژیم شاه به کار میبردند بازنویسی نمود و شباهت شاه و شیخ را بیش از پیش از زبان خودشان درک نمود.
شیخ برای شاه مکررا عنوان میکرد که «رونق حاصل از درآمد نفت نتیجهای جز و ریخت و پاش، تورم، شكاف عمیق بین درآمدهای شهری و روستایی، مهاجرت بیرویه و ركود كشاورزی در روستاها، بیكاری پنهان در شهرها، نابرابری درآمدها در مناطق شهری و فاصله بیشتر طبقاتی نداشته است.
طبقه كم درآمد بیشترین سنگینی ناشی از تورم، بیبرنامهگی، فساد مالی و اقتصاد بیمار را تحمل میكردند. در دوره حکومت پهلوی، شهرنشینان فقیر از كمبود مسكن رنج میبردند و مجبور بودند هفتاد درصد درآمد خود را به اجاره مسكن اختصاص دهند.
فساد گسترده اعضای خانواده سلطنتی بر وخامت اوضاع اقتصادی افزود. از هم گسیختگی توزیع منابع مالی و فساد در نظام بانكداری باعث فزونی ثروت اغنیا و فقر بیشتر طبقه فرودست گردید».
بازخوانی این جملات در سطحی دهها برابر در حکومت شیخ عینیت پیدا نموده است و عملا راه را بر اصلاح رژیم ازبیخ و بن مسدود کرده است. [خمینی که بود و چه مأموریتی داشت؟]
مردم ایران امروز بخوبی میدانند که شاه و شیخ تنها در ظاهر دیکتاتوری تفاوت داشتند و نهاد وجودی شان از یک منشا سرچشمه میگیرد که همانا فساد و تباهی آزادی و دموکراسی خلقی است که بیش از 100 سال در راه تحقق عدالت جنگ بی امان داشتهاند.
انقلابی واقعی با امید به تابیدن خورشید آزادی در آسمان تیره و تار استبداد تا آخرین لحظه امید خود را از دست نخواهد داد و این رمز پیروزی ملت بپاخواسته است.
ر. ح. فروغ







