سیل ویرانگر در ایران و علل آن
از: دکترخلیل خانی
سیل بازهم در مناطق جنوب کشورمان ویرانی، صدمات جانی و مالی بسیاری را به بار آورد. این تخریب در مناطق جنوبی استانهای محروم و تحت ستم سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان بوده و در منطقه بشاگرد بیش ازجایهای دیگر تخریب داشته است. قبل از اینکه عوامل سیل در منطقه ای توضیح داده شود، ضروری است که سیل را تعریف کنیم.
سیل اصولا به مقدارمتنابهی از حجم باران که در زمانی محدود، در منطقه ای قاعدتاخشک فرود میآید و چون خاک آن منطقه قادر به جذب و نفوذدادن این حجم اضافی از باران نیست، تبدیل به سیل میشود. در نیتجه، میزان اضافی باران در مسیلها و رودخانه ها جاری شده و آنچه در مسیرش قرارگرفته همراه خود برده و نابودمیکند. سیل چنانچه با مانع جدی روبرو نشده و ازقدرت تخریبش کاسته نشود، قادراست سیل بندها، پلها، جاده ها، مزارع، باغات و تاحتی سدها را جاکن کرده و همراه خود ببرد. نوعی از سیل که به آن سیل ناگهانی ((flash floods گفته میشود، مخربتر و غیرقابل پیش بینی تر از انواع سیلابهاست.
بطورکلی هشت عامل درهرجایی باعث بوجود آمدن سیل وتشدید آن میشود:
اولین عامل بارندگی شدید، ناگهانی وسیل آساست.
دلیل دیگر عدم توانایی مسیل یابستررودخانه ها برای هدایت حجم بیش از اندازه سیلاب بخاطردخل و تصرفهای غیراصولی در امتداد و یا درون مسیل هاو بستررودخانه هاست.
شکته شدن سد یا سیلبند در بالادست آبخیز: اگردربالای مسیرآبخیزسدی وجود داشته و در اثر انباشت حجم سیلاب قادربه استقامت نبوده وشکسته است، باعث سیلاب میشود.
عامل دیگرعدم توانایی نفوذ سیلاب درمناطقی است که مسیرسیلاب بابتون، آسفالت وموادغیرقابل نفود دیگر پوشانده شده است و این عامل باعث رانش و سرعت سیلاب میشود. عوامل ناگهانی و کاملا تصادفی جوی و یا طبیعی دیگری نیزباعث شدت بارندگی وسیل میشود. نمونه بارزاین فاکتورزلزله ای بودکه درسال ۲۰۰۴در سواحل کشوراندونزی روی داد و باعث سونامیی گشته و بارانهای شدید و وحشتناکی را بدنبال داشت.
عامل دیگر، وجود مسیل و یا کانالهایی باکنارههایی باشیب تند: این عامل باعث شسته شدن پایه های دیواره مسیل شده و مقادیر متنابهی خاک را وارد سیلاب نموده و به قدرت تخریب سیلاب میافزاید.
اما مهمترین عامل سیل عدم وجود پوشش گیاهی است: وجودگیاهان درهرمنطقه ای باعث میشوند میزان زیادی از بارندگی را جذب شاخ و برگ خودکرده و آنرا نفود دهند و سدی طبیعی برای کاهش شدت سیل بوجودآورده و تاحتی با مدیریت درست سیل را متوقف کنند.
هرچه گسترش پوشش گیاهی درمنطقه ای گسترده و بیشترباشد، وقوع سیل و تخریب محدودترمیشود.
آخرین فاکتورکه معمولا باگرمای بهاری مصادف است، ذوب شدن ناگهانی برف و یخ دربهار است که درمناطقی باعث وقوع سیلابهایی شده و خطرات زیادی را بهمراه میآورند.
هنوز ۶ ماه از وقوع سیلابهای بهاری که با تلفات انسانی و حیوانی زیاد و ضایعات اقتصادی هنگفتی همراه بود نگذشته که مردم بیدفاع ما باید با بارانهای موسمی وپائیزی مواجه شوند. خاطرات تلخ آن سیلابهای وحشتناک که بیش از ۲۵ استان کشور را در کابوس خود فروبرده بود همچنان وجدانهای هر متخصص مسائل زیست محیطی را زجرمیدهدکه همراه است با بی عملی مطلق حکومتگران غاصب که خود عامل اصلی تخریب طبیعت و غارتگرمحیط زیست دراین چهل سال حکومت پرازجنایتشان بوده اند.
تمامی وعده هایشان راخلف کرده اند و مردم را با همان شرایط دردناک در استانهای ایلام، لرستان، خوزستان، بختیاری، فارس، گلستان، گنبد، گرگان و جایهای دیگر بی پناه و بیدفاع بامان خدا رها کرده اند.
اما سؤال پایه ای که دراین مورد مطرح میشود اینست که چرا سیل؟ علت اینهمه سیلهای وحشتناک درکشور ما چیست؟ وظیفه حکومت و ستاد باصطلاح بحران دراین مواقع چیست؟
ایران بخاطر شرایط ویژه اقلیمی وآب و هواییش به غیر از مناطق مشرف به دریای خزر، ارسباران و مناطقی از کردستان، کشور سیلابها محسوب میشود. خاطرنشان میشودکه به یمن چپاول و غارت چوب صنتعی، قطع یکسره درختان و ویلاسازی درمناطق مستثنا شده، حکومت آخوندها آن مناطق راهم تبدیل به مناطق سیلخیز کرده است.
مهمترین عاملی که باعث تشدید سیل در این سالیان شده است دخل و تصرف در مسیل و مسیررودخانه ها، همرا باسدسازیهای بیش از اندازه نیاز کشور و بدون مطالعات دقیق و پایه ای ضد منفعت زیست محیطی آن بوده است
ارگانی که پروژه سدسازی هارا پیگیری میکند چیزی نیست جزمجموعه غارتگر و جنایت پیشه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از طریق قرارگاه خاتم الانبیا کارهای خود را جلو میبرد.
این قرارگاه به هیچ ارگان دولتی و مالیاتی جوابگو نیست و مطلق العنان است. همچنین، اینان چون حافظ کیان رژیم آخوندی هستند و با صرف بودجه های کلان ازجیب مردم ایران سرکوب شدیداعتراضات مردمی را درداخل ایران، تروریزم و جنگ افروزی را در منطقه و جهان پیش میبرند.
علاوه بر عامل اصلی فوق، رژیم آخوندی شرایطی را بوجود آورده است شبیه یک سیستم مافیایی، که درهر استان و شهرتان بسته به میزان سرسپردگی افراد به رهبر یا دیگر باندهای مافیایی نظام، امکانات منابع طبیعی یک منطقه، که باید قاعدتا در اختیار عموم باشد را در انحصارخود میگیرند و هرآنگونه که صلاح بدانند بدون توجه به ضوابط سنتی و قانونی، در ازای مبلغی در اختیارهرآنکه بخواهند قرارمیدهند.
از آنجائیکه این افراد وابسته و مافوق قانون هستند و بنیه علمی ضروری در مورد مسائل زیست محیطی راندارند، از منابع آبی، گیاهی، جنگلی و خاکی حداکثر استفاده را برده و با انجام چرای بی رویه مراتع، استفاده بیش از اندازه منابع آبی باعث به قهقرابردن طبیعت میشوند.
در این خلال، افراد بومی که به حاشیه رانده شده اند و عموما فاقد امکانات مدرن امرار معاش هستند، برای گرمایش آلونکهایشان و پخت وپز روی به طبیعت آورده وبابوته کنی، قطع درختان وجمع آوری هیزم سهم بیابانزایی خودرادارند.
علی القاعده همه حکومتها درمواقع بلایا و سوانح طبیعی این چنینی تمام امکانات خود را بسیج نموده وبه یاری مناطق مصیبت دیده و بلازده میشتابند. این مورد تا حتی درکشورهایی باتعریف کلاسیک دیکتاتوری، صحت دارد. نمونه بارز این مثل سیل مهیب دوسال پیش درچین بودکه علاوه بربسیج کامل ستادبحرانش، تاحتی نیروهای نظامی اش را برای یاری رساندن و اسکان سیلزدگان بسیج کرده بود.
امانظام آخوندهادرایران یک استثنای از این قاعده است.
اولا، ستادبحرانش کاملاشبیه به یک جوک است، بی خاصیت و شبیه خودآخوندها مفتخور.
دوما، نظام آخوندهانظامی است دزد، غارتگر، جنایت پیشه و قسی که تا حتی کمکهای مردمی به مناطق مصیبت زده را، توسط پاسدارن جنابتکارش غارت کرده و در بازار آزاد بفروش میرسانند.
نمونه بارز این اعمال جنایتکارانه خرابیهای باقیمانده از زلزله ویرانگر بم است و فروش پتوهای اهداشده صلیب سرخ کشورآلمان به آن زلزله زدگان در بازارسیاه.
دیگرنمونه، عدم رسیدگی به زلزله زدگان استان کرمانشاه و شهرستان سرپل ذهاب بود که هنوزبسیاری مردم آن استان در سرما و گرما درچادر و کانکس زندگی میکنند
آخرین شاهکار این نظام ضدمردمی ودشمن بشریت عدم هرگونه کمک به سیلزدگان بهار۹۸است.
البته باید توجه داشت که در قاموس نظام آخوندی ذره ای نوعدوستی و قصدکارخیر وجود ندارد. به همین دلیل و بخاطر خصلت خودبزرگ بینی، خودپرستی و مال اندوزی، آخوند قادر به انجام کاری از این نوع نیست. علاوه براین نظام آخوندی در خلال این چهل سال حکومت ننگین و پرجنایتش باتمام وجود، نفرت مردم و مقاومت سرفرازشان رانسبت به تمامیت نظامش درک کرده و هرلحظه سرنگونی سلطه دیکتاتوری خودرامیبیند.
پس، بسیارطبیعی به نظرمیرسدکه مردم را همانطوریکه رئیس جمهوربرگزیده مقاومت ایران، خانم مریم رجوی گفته اند: رژیم آخوندی که باغارت محیط زیست و منابع طبیعی ایران، مردم را در برابر بلایای طبیعی بیدفاع کرده است را، سرگرم نگهدارد و باوعده های سرخرمن، گفتاردرمانی و امید درمانی دورسر بگرداند.
بی جهت نیست که رئیس جمهور برگزیده مقاومت درتمام سرفصل های بلایای طبیعی فراخوان به کمک و همیاری مردم ازطریق شوراهای انقلابی و کانونهای شورشی داده اند. در مورد وقوع سیل اخیردراستان سیستان و بلوچستان هم، چنین فراخوانی راشاهدیم.
بطورکلی و بعنوان یک اصل واضح، تامادامیکه این نظام ضد مردمی درایران حاکم است، انتظاربهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مقوله ای ماورای تخیل است.
فقط باسرنگونی این رژیم و باتمام جبهه بندیهایش مردم ما قادر خواهند شد از آزادی، رفاه، آسایش و صلح برخوردارشوند و در برابرمصائب طبیعی و ناگهانی بیدفاع نباشند.
❊ دکترخلیل خانی متخصص مسائل زیست محیطی بوده ویک فعال حقوق بشر است.
درهمین زمینه:
نقش ویرانگر سپاه در سیل و تخریب محیط زیست : گفتگو با مجید حریری
سیل؛ اثبات ضرورت سرنگونی سلطنت ولایت مطلقه فقیه است
خامنهای در هراس از سونامی اجتماعی سیل







