سراوان؛ کابوسی که به حقیقت پیوست!: روز دوشنبه چهارم اسفندماه، سپاه پاسداران و هنگ مرزبانی سراوان، با اجرای عملیاتی مشترک، سوختبران را در نوار مرزی این شهر به گلوله بستند. در نتیجه این عملیات گفته میشود که دهها تن از هموطنان بلوچ کشته و مجروح شدند. روز سهشنبه ۵ اسفندماه، خانواده قربانیان این جنایت و مردم شهر در حرکتی اعتراضی و با هدف محکومیت آن در مقابل ساختمان فرمانداری شهر تجمع کردند. اعتراض حقطلبانه آنان توسط نیروهای مسلح حکومت و لشکرکشی سپاه شهر به خشونت کشیده شد. مردم دست به مقاومت زدند. در جریان این اعتراض ساختمان فرمانداری شهر سراوان به تصرف مردم درآمد. شماری از خودروهای نیروی انتظامی به آتش کشیده شد و بخشهایی از شهر از کنترل نیروهای مسلح حکومت خارج شد و به تصرف مردم درآمده است.
اعلام همبستگی با مردم سراوان
پس از آن بود که جوانان زاهدان نیز با مردم سراوان اعلام همبستگی کردند. خطر همهگیر شدن اعتراضات در بلوچستان، مقامات حکومتی را به هراس افکند. بلافاصله اینترنت سراوان قطع شد تا صدای اعتراض سراوان منعکس نشود. در شهر به طور غیررسمی اعلام حکومت نظامی شد و بر اساس آخرین خبرها، ادارات این شهر در هراس از شکل تهاجم مردم، به حالت تعطیل در آمدند.
مردم در روستای کشتگان از توابع « بم پشت» نیز با مأموران سپاه پاسداران درگیر شدند. مردم با حمله به پایگاه سپاه با پرتاب سنگ حمله کردند.
آخرین خبرها حاکی است بلوچستان در اعتراض به این سرکوب وحشیانه سوختبران در اعتصاب است. حداقل در زاهدان و ایرانشهر اعلام اعتصاب عمومی شد. وقایع سراوان و بلوچستان ممکن است به طور موقت فروکش کند اما آتشفشان قیام و خروش مردم، خاموش ناشدنی است.
بیشتر بخوانید
پاسداران دهها سوختبر بلوچ را به گلوله بستند
خشم بلوچ؛ فرمانداری سراوان به تصرف مردم در آمد
اذعان به حقیقتی سخت و واقعی
در مورد این تحولات چند واقعیت را باید به آن اذعان کرد.
۱. بلوچستان در حال جنگ بقا با حکومت است. کما اینکه تمام مردم ایران نیز درگیر چنین جنگ بقایی هستند. احسان هوشمند یک کارشناس حکومتی اعتراف کرده بود که: حجم سوختی که توسط باندهای مافیایی حکومتی از مرز بلوچستان به پاکستان قاچاق میشود روزانه بین ۱۰تا ۱۵میلیون لیتر گازوئیل است. اما مردم بلوچ به خاطر حمل یک گالن گازوئیل به رگبار بسته میشوند و زنده زنده در آتش میسوزند. این جنگ اکنون به مرحله نهایی خود نزدیک شدهاست. چون مردم گرسنه هستند و مجبورند برای بقای خود بجنگند.
۲. طی سه ماه اخیر اعدام در زندانهای بلوچستان به شکل غیر عادی افزایش یافته بود. اعدام بسیاری از زندانیان بلوچ که در دیگر شهرها زندانی بودند در دستور کار قرار گرفت. طوری که طی کمتر از دوماه ۲۰شهروند بلوچ اعدام شدند. این اعدامها در حقیقت تلاشی بود برای خفه کردن و ترساندن مردم به جان آمده بلوچ اما افاقه نکرد.
۳. سراوان تنها یک نمونه منحصر به فرد نیست. سراوان در حقیقت آینهیی تمام قد برای تمام ایران است. این آتشفشان خشم در همه جای ایران دیده میشود. در حال نضج گرفتن و به خروش در آمدن است. خامنهای هم به خوبی این را میفهمد و تلاش دارد که چنان دست به عصا حرکت کند که باعث جرقهیی نشود.
۴. سراوان کابوس به حقیقت پیوسته است. خامنهای می داند که به محض کنار رفتن سرپوش کرونا این کابوس در همه جای ایران رخ خواهد داد. او هم دارد خود را برای شرایط پساکرونایی آماده میکند. اما مردم دارند خود را برای پسا ولایت فقیه آماده میکنند.
سراوان؛ کابوسی که به حقیقت پیوست!







