نمی دانم تابحال صدای زوزه گرگ را شنیدید یا نه؟! اما شک ندارم که هرگز زوزه وحشت یک گرگ را از تریبون جمعه بازار نشندید! برای همین از شما درخواست دارم که سخنان دری نجف آبادی نماینده خامنه ای در اراک را بشنوید.
البته زمانی از این زوزههای وحشت دری نجف آبادی بیشتر خوشحال می شوید که بدانید وی زمانی وزیر اطلاعات همین رژیم بوده و قتلهای زنجیرهای نویسندگان و دگراندیشان در دهه ۷۰ در زمان وزارت او اتفاق افتاد.
حالا معنای زوزههای این گرگ را می فهمید:
دری نجف آبادی امام جمعه خامنهای در اراک گفت: اگر غفلت کنیم اینها به من و شما هم رحم نخواهند کرد.
این صدای زوزه گرگ است
دری نجف آبادی وحشت زده ادامه داد:
«باید راه را با قدرت ادامه بدهیم، دشمن داریم، گرگ داریم گرگهای درنده که به صغیر و کبیر رحم نمیکنند. نمیدانم توی سایتها دیدید سر میبرند چه جوری آدم میکشند.
اگر غفلت کنیم اینا به من و شما هم رحم نخواهند کرد، به حدی مگه منافقین در زمان عرض کنم تسلطشان یا در زمانی که اصلاً ترور میکردند به کسی رحم کردند. تو اراک به کسی رحم کردند این مرحوم سلطانی را ترور نکردند.
هر آخوندی را غیرآخوندی را ترور نمیکردند. کسی جرأت میکرد ۴۰ تا از نمایندگان دور اول را کشتند.
۴۰نفر را مگر مرحوم سلیجانی را شهید نکردند، مگر مرحوم صادقی نماینده ازنا و درود را شهید نکردند، مگر مرحوم دانش آشتیانی استان ۵ تا استانمان فقط شهید داشت، ۶ تا شهید داد بنابراین دشمنها اینجوری هستند.
ما را آدم حساب نمیکنند… به کی میشه اعتماد کرد؟ کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. ما اگه درس نیاموزیم ضرر خواهیم کرد.
وای وای یک آیه نماز رو من گفتم نماز خوف را ها خیلی دلم میخواد الآن حاج آقای انصاریان باشند.
نماز خوف میخونی تو نماز خوف تو سرت باشه هوشیاریت باشه مراقبتت باشه چشمت باز باشه گوشت باز باشه غفلت کنی دشمن تورو دور میزنه. غفلت کنی دشمن از پشت حمله میکنه، غفلت کنی وعده میده میگه تو در امانی میگه در امانی که تو را توی دام بندازه و با بمب تو سرت بزنه، ما دشمن زیاد داریم هم العدو فاحذرهم.»
یادمان نمی رود که زوزههای این گرگ وحشت زده بعد از تماشای سرنوشت جنایتکاران بشار اسد در خیابانهای سوریه است. او می داند برای جنایتکارانی مثل او روزهای تیره و سختی در پیش است. پس حق دارد زوزه بکشد. فردا دیگر فرصت این کار را نخواهد داشت.







