زوال صنعت خرما در خوزستان؛ میراثی که رو به نابودی است
صنعت خرما در خوزستان، که روزگاری مایهی افتخار و یکی از پایههای اصلی معیشت و اقتصاد محلی بود، امروز با چالشهای عمیق اقلیمی، مدیریتی و اقتصادی مواجه است. این صنعت استراتژیک نهتنها بخشی از هویت فرهنگی مردم خوزستان را شکل داده، بلکه در تأمین امنیت غذایی و صادرات غیرنفتی کشور نقشی کلیدی داشته است. با این حال، زنگ خطر نابودی این میراث کهن اکنون بیش از هر زمان دیگری به صدا درآمده است.
بحران در نخلستانهای خوزستان
بر اساس گزارشی که خبرگزاری برنا در تاریخ ۲۹مهرماه ۱۴۰۴منتشر کرده است، وضعیت نخلستانهای خوزستان بهمرز هشدار رسیده است. در این گزارش آمده است:
«صنعت خرما در خوزستان فراتر از یک فعالیت کشاورزی است؛ حفظ نخلستانهای استان نه تنها برای معیشت محلی، بلکه برای امنیت غذایی و صادرات کشور حیاتی است. اگر اقدام نکنیم، میراثی ارزشمند را از دست خواهیم داد.»
این اعتراف رسمی نشان میدهد که نخلستانها در معرض تهدیدی جدی قرار دارند؛ تهدیدی که ریشه در خشکسالیهای پیاپی، شوری آب و خاک، آفات مخرب و سوءمدیریت دارد.
صنعت خرما؛ محصولی استراتژیک در معرض خطر
خرمای خوزستان، با ارقامی همچون استعمران، برحی، بریم، دیری، زاهدی و گنطار، یکی از ذخایر ژنتیکی مهم کشور بهشمار میرود. رقم استعمران بهدلیل قابلیت نگهداری بالا و امکان صادرات بدون نیاز به سردخانه، جایگاه ویژهای در بازارهای بینالمللی دارد.
اما عملکرد تولید خرما در خوزستان نسبت به وسعت سطح زیر کشت پایین است؛ نشانهای روشن از کاهش بهرهوری و نبود برنامههای حمایتی مؤثر. بسیاری از نخلداران از هزینههای سنگین تولید، نبود قیمتگذاری عادلانه و سودجویی واسطهها گلایه دارند؛ مسائلی که باعث شده است تا بخش قابل توجهی از درآمد صنعت خرما به جیب دلالان برود، نه کشاورزان.
نخلستانهایی در محاصره بحرانهای چندلایه
به گزارش خبرگزاری حکومتی برنا: «نخلستانهای خوزستان با مجموعهای از بحرانهای زیستمحیطی روبهرو هستند. شوری خاک و آب ناشی از کاهش بارندگی، افت کیفیت منابع آبی، و ورود پسابهای صنعتی، به نابودی گسترده نخلها انجامیده است. این وضعیت بهویژه در مناطق جنوبی استان مانند شادگان، آبادان و خرمشهر حادتر است.
در کنار این عوامل، آفت خطرناک کرم چوبخوار که به «سرطان نخلستان» شهرت یافته، هزاران هکتار از درختان را آلوده کرده است. افزایش هزینهی کود، سموم و تعرفههای آببها نیز بر مشکلات افزوده و فشار اقتصادی مضاعفی بر دوش نخلداران گذاشته است.
همایش ملی خرما؛ احیا یا بازتعریف منافع؟
در حالیکه صنعت خرما در شرایط بحرانی بهسر میبرد، دولت با برگزاری همایش ملی خرما در ۳۰مهر و ۱آبان ۱۴۰۴از «لزوم نجات این صنعت» سخن گفته است. «برای نجات صنعت خرما، باید آب پایدار تأمین شود، سامانههای آبشیرینکن نصب گردد و دولت بودجه نجاتبخش اختصاص دهد».
اما کارشناسان معتقدند که این توصیهها تا زمانی که در حد «باید» باقی بمانند، عملاً تأثیری بر وضعیت موجود نخواهند داشت. تجربه نشان داده که بسیاری از مصوبهها و وعدهها، از جمله تأمین حقآبه نخیلات، اصلاح تعرفههای آببها و حمایت از نخلداران، همچنان بدون اجرا باقی ماندهاند.
نگاهی دوباره به میراثی در حال فراموشی
حقیقت این است که صنعت خرما در خوزستان نه در آستانه خطر، بلکه در مرحلهی ویرانی قرار دارد. نخلستانهایی که قرنها مایهی حیات مردم این سرزمین بودند، امروز به دلیل بیتوجهی و تصمیمهای ناهماهنگ مدیریتی، یکی پس از دیگری خشک میشوند.
اگرچه در گزارشهای رسمی همچنان از «ضرورت اقدام فوری» سخن گفته میشود، اما بدون تغییر در سیاستهای آبی، اقتصادی و حمایتی، که در حاکمیت آخوندی سراب است، هیچ طرحی نمیتواند این صنعت را نجات دهد. آیندهی خرمای خوزستان در گرو تصمیماتی است که باید اکنون و با محوریت منافع واقعی مردم و نخلداران گرفته شود؛ نه صرفاً برای آمار، نه برای تبلیغات و نه برای ارزآوری مقطعی که حکومت ویرانگر خامنه ای دنبال آن است.
صنعت خرما در خوزستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه راهبردی، شفاف و مردمی است. احیای این میراث تاریخی تنها با شفافیت، مدیریت علمی، اصلاح سیاستهای کشاورزی و حمایت از تولیدکنندگان واقعی ممکن است. امری که دراین حاکمیت غارتگر محال است. در واقع، نگاه حکومت نه به بهبود معیشت مردم، بلکه به منابع ارزی صادرات خرما دوخته شده است در کشوری که سوءمدیریت، فساد و چپاول نهادینه شده، آیا جایی باقی مانده است که از آسیب حکومت ولایت فقیه در امان مانده باشد؟ در غیر این صورت، آنچه باقی میماند، نه نخلهای ایستاده در باد، بلکه یاد و حسرت میراثی است که میتوانست همچنان منبع حیات و هویت این سرزمین باشد.







