چرا امام جمعه ها سراسیمه شدند.کشته شدن دو قاضی مرگ، علی رازینی و محمد مقیسه، که به دلیل نقش مستقیم در اعدامهای گسترده دهه ۶۰ شناخته میشدند، موجی از شادی و امید را در میان مردم ایجاد کرد. جامعه ایران، چه در فضای حقیقی و چه مجازی، با ابراز احساسات مختلف این رویداد را نوعی تحقق عدالت دانست. اما در سوی دیگر، این حادثه موجب هراس و واکنشهای شدید در میان مقامات حکومتی و امامان جمعه شد.
در همین زمینه
واکنش امام جمعه ها
رضا نوری، امام جمعه بجنورد، در واکنش به این ترور، از رازینی و مقیسه بهعنوان «قضات شجاع و عادل» یاد کرد و گفت:
«این عزیزان بیش از ۴۰ سال مشغول قضاوت بودند و پروندههای سنگین، از جمله پروندههای منافقین را رسیدگی کردند. این ترورها تلاشی برای جلوگیری از رشد معنویت و تدین در جامعه است. اگر این دو قاضی کسانی را در دهه ۶۰ اعدام کردند، آن افراد قاتلانی بودند که ۱۲ هزار نفر را به شهادت رساندند. مگر میتوان در برابر گرگ درندهای که هر روز جان مردم را میگیرد، سکوت کرد؟»
محمدنقی کریمیتبار، امام جمعه ایلام، نیز این ترور را نشانه ضعف مخالفان دانست و افزود:
«رازینی و مقیسه قضات عادل و شجاعی بودند که بهخاطر اجرای عدالت به آرزوی دیرینه خود، یعنی شهادت، رسیدند. ترور، نشاندهنده درماندگی دشمنان نظام است. عشق به شهادت در میان مسئولان جمهوری اسلامی هرگز خاموش نمیشود و انگیزه آنان برای اجرای عدالت را قویتر خواهد کرد.»
احمد خاتمی، امام جمعه تهران، نیز با اشاره به این حادثه گفت:
«این ترور، کار گروهکی بود که از عامل نفوذی خود استفاده کرد تا این دو شهید خدمتگزار را از ما بگیرد. اما باید بدانند که دستگاه قضایی که ۷۷ شهید قاضی داده، اهل عقبنشینی نیست. آنها میخواستند جرأت را از قضات شجاع بگیرند، اما چنین نخواهد شد.»
وی همچنین به موضوع نفوذ اشاره کرد و گفت:
«خطر نفوذ، خطری است که بارها مقام معظم رهبری بر آن تأکید کردهاند. دشمنان با نفوذ در نظام، تلاش میکنند اعتماد مردم را از بین ببرند. اما ما این توطئهها را خنثی خواهیم کرد.»
نتیجهگیری: ترور یا نشانهای از وحشت رژیم؟
ترور رازینی و مقیسه، که نقش اساسی در سرکوبها و اعدامهای گسترده داشتند، علاوه بر شادی مردم، ترسی عمیق در میان مقامات حکومتی بخصوص امام جمعه ها ایجاد کرد. واکنشهای شدید امام جمعه ها و تأکید آنها بر «عشق به شهادت» و «شجاعت قضات» نشاندهنده وحشت رژیم از تکرار چنین رویدادهایی است.
این واکنشها در واقع، بیش از آنکه قدرت و قاطعیت حکومت را به نمایش بگذارد، نشانهای از فرسایش داخلی و شکنندگی نظام است. رژیمی که روزگاری با سرکوب و اعدام مخالفان، احساس امنیت میکرد، اکنون با از دست دادن برخی از نمادهای قدرت خود، در برابر موجی از خشم عمومی، به لرزه افتاده است.







