این زخم را التیامی هست؟!
رکسانا بلوچ دخترخردسالی که به دلیل فقر مجبور به کار بود. او به دردهای خود نمیاندیشید و تنها به فکر تامین قوت ناچیزی بود که برای خانوادهاش تامین کند. رکساناهای زیادی هستند که بار تامین هزینه زندگی را به دوش میکشند. آنان همچون پروانههای زیبا در ظلمت سیاه حکومتی که بر چهره ایران سایه افکنده، پیکر خویش را به آتش فقری دردناک میزنند و میسوزند و میسوزند.
روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردان با جان انسان میکنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
“گفتگو از مرگ انسانیت است”
رکسانا و ۵ سال کار در خیابان
بر اساس گزارشات رکسانا بلوچ که تنها ۱۲ سال بیشتر عمر نداشت، از هفت سالگی کودک کار بوده است. برخی رسانههای اجتماعی رکسانا را روشنک معرفی نمودند. رکسانا دچار عفونت کلیه بوده است. اما شرایط فقر و بارمسولیتی که بر دوش خودش احساس میکرد که کمک کار تامین هزینه خانواده باشد، از دردهای خود چشم پوشی نمود تا اینکه هردو کلیه اش را از دست داد و روز ۲۴ بهمن ماه در یکی از بیمارستانها جان باخت. او ساعتهای زیادی را در خیابان کار میکرد.
آمار کودکان کار درحکومت ولایت فقیه
اگر چه هیچ وقت آمارهای ارائه شده از جانب کارگزاران حکومتی دقیق نیست و تلاش میشود که برای جلوگیری از بازتابهای منفی در جامعه آمارها خیلی کم نشان داده شود، اما رئیس اورژانس اجتماعی حکومت بر اساس آمار سال ۹۶ وزارت کار گفت که «در ایران ۵۰۰هزار کودک کار وجود دارد. تنها در تهران نزدیک به چهار هزار کودک زباله گرد وجود دارد.»
این یک فاجعه است . آمار واقعی باید خیلی بیشتر از این تعداد باشد. به دلیل اینکه ۶۰درصد مردم ایران جمعیت فقیر را تشکیل میدهند. بنا به گزارش خود کارگزاران حکومتی تنها ۲۰میلیون ایرانی حاشیه نشین هستند و حاشیه نشینی هم ویژگیها و شرایط زیستی خودش را دارد. مردم حاشیه نشین فقیرترین بخش جامعه راتشکیل میدهند که به دلیل فقر شدید به حاشیه شهرها رانده شده اند و بدون اینکه کمترین درآمدی داشته باشند زندگی را با سختیها و مرارتهای آن سپری میکنند. بخشی از کودکان کار از همین حاشیه نشینها میباشند که برای کمک هزینه خانواده مجبور به ترک تحصیل و وارد بازارکار میشوند.
واکنش شبکههای اجتماعی
بعد از درگذشت رکسانا برانگیختگی شدیدی در شکبههای اجتماعی ایجاد شد. بی تردد مسبب اصلی این فجایع تنها حکومت چپاول گر ولایت فقیه میباشد. آنان که تمام اقتصاد ایران را بدست گرفته اند و تنها به فکر غارت و سرقت اموال مردم میباشند و نه تنها سهمی این مردم فقیر ندارند بلکه به شدت هم سرکوب میشوند. قتل عام آبان ۹۸ که به دستور خامنهای صورت گرفت و گلولههای پاسداران، سینههای جوانان را شکافتند، اکثرآنها همین جوانان گرسنه بودند که به بیرحمانه ترین صورت قتل عام شدند.
در رابطه با رکسانا پرکشیدن این غنچه نو شکفته در بازار کار، کاربران شبکههای اجتماعی واکنش شدیدی نشان دادند. یکی از کاربران مینویسد « هر روز هزاران کودک کار مثل رکسانا، سر چهارراهها و تو کارگاهها، مستاصل و بی پناه، زیر بار بی تفاوتی جامعه و بی کفایتی مسئولین، ذره ذره آب میشن.» کاربر دیگری در توئیتر مینویسد« فوت رکسانا شهادتی است بر فرسایش عذاب آور جسم و جان کودکان در نتیجه کار اجباری.»
کاربری دیگر رکسانا بلوچ را نمادی از همه کودکان قربانی در ایران دانست.
وضعیت جامعه ایران اسفناک است. مردم ایران از گرسنگی و بی چیزی رنج میبرند. حکومت ولایت فقیه به دلیل ماهیت ضد انسانی هرگز به فکر این مردم ستمدیده نبوده و نیست. هزاران کودک قربانی جامعهای هستند که عامل اصلی سیه روزی آن جامعه، حکومت ولایت فقیه است. این جامعه وقتی از ورطه نابودی رهایی خواهد یافت که حکومت ولایت فقیه بساط ظلم و چپاول آن برچیده شود. با وجود حکومتی دزد وچپاولگر و جنایت کار هرگز ایران و مردم ایران از دام فقر و گرسنگی و محنت و ماتم خلاصی نخواهند یافت.








