با پایان جنگ ۱۲ روزه و آشکار شدن ضعفهای استراتژیک و سیاسی رژیم ایران، بار دیگر فضای بینالمللی حول چشمانداز تغییر در ایران متمرکز شده است. مجموعهای از تحولات دیپلماتیک، امنیتی و رسانهای در روزهای اخیر، گویای آغاز فاز جدیدی از فشار بینالمللی بر رژیم ایران است. از هشدارهای آشکار انگلستان درباره بازگشت تحریمهای شورای امنیت گرفته تا تحلیلهای نهادهای سیاستگذاری غربی، نشانهها بهسمت تنگتر شدن حلقه محاصره سیاسی و اقتصادی تهران پیش میروند.
افزایش فشارهای غرب؛ مکانیزم ماشه در آستانه فعالسازی
دیوید لمی، وزیر خارجه جدید انگلستان، روز سهشنبه ۱۷ تیرماه در نشستی با اعضای پارلمان این کشور، صراحتاً اعلام کرد که رژیم ایراندر معرض یک فشار بیسابقه قرار دارد. او هشدار داد که اگر تهران از جاهطلبیهای هستهای خود عقبنشینی نکند، لندن بههمراه پاریس و برلین احتمالاً مکانیزم ماشه را فعال خواهند کرد؛ روندی که منجر به بازگشت خودکار تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد میشود.
لمی تصریح کرد: «این صرفاً به تحریمهای یکجانبه ما محدود نمیشود. ساختار حقوقی سازمان ملل نیز وجود دارد که میتواند تمامی حوزههای اقتصادی ایران را در بر گیرد و تحریمهای شدیدی را اعمال کند». این موضعگیری، نشاندهنده تغییر لحن غرب در برابر تهران است؛ از تلاش برای حفظ توافق هستهای بهسمت اعمال حداکثری فشار.
در کنار این هشدار دیپلماتیک، وزارتخارجه انگلستان نیز همزمان با انتشار بیانیهای به شهروندانش توصیه کرد از سفر به ایران خودداری کنند و مخاطرات امنیتی موجود در این کشور را «بسیار بالا و رو به وخامت» توصیف کرد. چنین توصیههایی، اغلب زمینهساز اقدامات دیپلماتیک شدیدتر هستند و حامل پیامهای صریح به طرف مقابلاند.
در همین زمینه
جامعه ایران در آستانه انفجار؛ همدان و خاش شواهد یک وضعیت انقلابی!
آتشبس در جنگ ۱۲ روزه؛ آغاز بحران درونمرزی رژیم
پایان جنگ ۱۲ روزه در منطقه، اگرچه موقتاً آرامش نسبی ایجاد کرده، اما به گفته ناظران بینالمللی، وضعیت رژیم ایران را بهلحاظ استراتژیک تضعیف کرده است. در حالیکه تهران تلاش میکرد از طریق گروههای نیابتی بر تعادل قوا در منطقه اثر بگذارد، نتیجهی نهایی جنگ، برملاکنندهی محدودیت عملیاتی و شکنندگی سیاسی این رژیم بود.
همزمان با این تحولات، رسانههای معتبر بینالمللی به تحلیل چشمانداز تغییرات سیاسی در ایران پرداختهاند. روزنامه والاستریت ژورنال در یادداشتی به قلم ست کراسپی، از فرماندهان پیشین نیروی دریایی آمریکا، نوشت: «اکنون زمان مناسبی برای تغییر رژیم در ایران است». او تأکید میکند که در حالیکه آمریکا تجربهی تلخ مداخله در عراق ۲۰۰۳ را در ذهن دارد، اما وضعیت کنونی بیشتر به سال ۱۹۹۱ شباهت دارد؛ زمانی که فروپاشی رژیمها نه از طریق اشغال نظامی، بلکه با فشار چندجانبه و حمایت از آلترناتیوهای داخلی و منطقهای رقم خورد.
تهران؛ تهدیدی چندوجهی برای نظم بینالمللی
تحلیلگران غربی رژیم رژیم ایران را تنها بهخاطر برنامه هستهایاش تهدید نمیدانند؛ بلکه نقش آن در بیثباتسازی منطقه، حمایت از گروههای شبهنظامی و تروریستی، دور زدن تحریمها در صدر نگرانیها قرار دارد. کراسپی در مقاله خود خاطرنشان میکند که مهار ایران، به ایالات متحده اهرمهای بیشتری برای مقابله با نفوذ فزاینده چین و روسیه خواهد داد.
از این زاویه، برخورد با رژیم تهران نهفقط یک مسئله منطقهای، بلکه بخشی از استراتژی گستردهتر غرب برای بازسازی توازن جهانی پس از جنگ اوکراین و در رقابت با بلوک شرق تلقی میشود.
دو راهی استراتژیک: عقبنشینی یا سرنگونی
نظام رژیم ایران در شرایطی قرار گرفته که نه قادر به پیشروی است و نه تمایلی به عقبنشینی دارد. این بنبست، همان دو راهی سرنوشتساز است: یا عقبنشینی از جاهطلبیهای منطقهای و هستهای، که به معنای فروپاشی اعتبار ایدئولوژیک نظام در درون خود آن است؛ یا اصرار بر ادامه مسیر، که بهاحتمال بالا منجر به فعالسازی مکانیزم ماشه، انزوای کامل بینالمللی و تسریع روند نارضایتی داخلی خواهد شد.
در این معادله، چشمانداز تغییر بنیادین در ایران دیگر صرفاً یک شعار نیست، بلکه بخشی از گفتار رسمی برخی محافل سیاستگذاری غربی شده است. این تغییر لحن، زمانی بیشتر معنادار میشود که بدانیم همزمان، شبکههای مقاومت درون کشور و نیروهای اپوزیسیون در خارج، فعالتر از همیشه در حال تبیین آلترناتیو دموکراتیک برای ایران آینده هستند.
آیا زمان اقدام فرا رسیده است؟
در سالهای اخیر، تئوری «گذار از درون» بارها مورد آزمون قرار گرفته و ناکام مانده است. تجربیات خونین سرکوب قیامهای مردمی در دی ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، نشان داد که نظام نهتنها قابل اصلاح نیست، بلکه بقای آن، تنها از طریق خشونت و سرکوب ممکن شده است. در چنین شرایطی، گزارهی «تغییر رژیم» از منظر راهبردی و انسانی، به یک ضرورت تبدیل شده است؛ نه تنها برای مردم ایران، بلکه برای امنیت منطقه و صلح جهانی.
تحلیلگر والاستریت ژورنال این وضعیت را چنین جمعبندی میکند: «سؤال سیاستگذاری اکنون این نیست که آیا باید با تهدید ایران مقابله کرد یا نه، بلکه این است که آیا باید برای سرنگونی رژیم فعلی اقدام کرد – و تاریخ نشان میدهد که زمان اقدام، اکنون است».







