وزن دیپلوماسی ایران با حجم بمبها و تعداد گروگانها سنجیده میشود!
تا جاییکه به دنیای سیاست بر میگردد معمولا افرادی را سکاندار دیپلوماسی کشور میکنند که دانش و صلاحیت تخصصی لازم را داشته باشد. در حکومت ولایت فقیه کسب صلاحیت ناشی از تخصص و دانش لازم در امر بخصوصی نیست. بلکه کسانی در این منصب قرار میگیرند که سر سپردگی خودشان را در تمام زمینهها اثبات کرده باشند.
دیپلوماسی در حاکمیت ولایت فقیه بالذات وجود ندارد بلکه همزاد دیگری به نام تروریزم و گروگانگیری دارد که همان عمق استراتژیک است!
عملکرد عبداللهیان دیپلومات دولت رئیسی
جلال محمودزاده نماینده مجلس حکومتی از مهاباد در مورد دیپلوماسی عبداللهیان می گوید: «ما دیپلماسی بسیار ضعیفی را از دولت آقای رئیسی دیدهایم، علیالخصوص از آقای امیرعبداللهیان که واقعاً از نظر سطح دیپلماسی، پایینترین وزیر امور خارجه در تاریخ جمهوری اسلامی است».
با دیپلومات رئیسی، نشانی از دیپلوماسی عزتمندانه نیست
ماجرای پولهای آزاد شده محصول دیپلوماسی گروگانگیری است. اما علیرغم تمام عملکردهای مماشاتگرانه غرب و امتیازاتی که حکومت ولایت فقیه گرفت و از هفت میلیارد دلار بلوکه شده در بانکهای کره جنوبی تنها شش میلیارد دلار به حکومت واگذار میشود. البته نه به صورت نقد، بلکه این پولها در بانکی در قطر سپرده میشود و حکومت خامنهای برای مصارف انسان دوستانه مانند غذا و دارو که شامل تحریمها نمیشود از آن میتواند استفاده کند.
محمودزاده در این رابطه میگوید: «آزاد شدن هفت میلیارد دلار پول مملکت و انتقال آن به کشور ثالث و گرفتن خسارت از ایران و اینکه دولت نمیداند و نمیتواند تشخیص دهد که در کشور چه نیازی وجود دارد که برای آن هزینه کند، نشانی از عزت و دیپلماسی عزتمندانه ندارد». وی در ادامه دیپلوماسی حکومتی را زیر سوال میبرد و میگوید: «پول آزاد شده ایران به صورت نقد به دست ما نمیرسد و برای خرید غذا و دارو است. یعنی باید اینها را با مبالغ بالا از کشورهای دیگر بخریم تا از حساب بانکهای قطری به حساب کشورها، پولش واریز شود. کجای این روند عزتمندانه است؟».
در همین زمینه
واکنش جنون آلود حکومت ایران به لیست گذاری تروریستی سپاه پاسداران
تندروی یا سیاست بینادگرایی و تروریسم
محمودزاده که سیاستهای حکومتی که مبتنی بر بینادگرایی و تروریسم است را با نام مستعار تندروی نقد میکند و آن را بیتدبیری قلمداد میکند، میگوید: «وقتی تندروی صورت می گیرد و در عالم سیاست بینالملل، چالشهایی گریبانمان را میگیرد، با مولفههایی مثل تورم، بالا رفتن قیمت ارز و عدم اشتغال روبرو میشویم و متاسفانه این مردم هستند که باید بار سنگین این بیتدبیریها را تحمل کنند».
بهرحال دیپلومات رئیسی که از بازجویی و شکنجه کردن به دستگاه دیپلوماسی راه یافته است و سیاست یک جلاد را پیش میبرد، نباید انتظار داشت که عزتمندانه باشد. درحال حاضر مردم ستمدیده ایران اولین ضررکننده سیاستهای حکومتی هستند که فاقد دیپلوماسی شایسته میباشد و دیپلوماتهای او هم از میان بازجوها و شکنجه گران انتخاب میشوند و تنها ذلت و ضعف است که از خود نشان میدهند.
البته بیدلیل نیست، چون روزی خامنهای برای عربستان گردن کشی میکرد. اما وقتی حکومت نامشروعش را رو به زوال دید، دست دریوزگی به طرف «دولت خرپول منطقه» دراز کرده است. این است ماهیت حکومتی که هیچ مشروعیت سیاسی ندارد و به مقتضای شرایط عمل میکند و هم اکنون که درگرداب سرنگونی گرفتار آمده است، فرش قرمز برای همان کسانی پهن میکند که تا مدتی قبل بیدنده و ترمز هم به سفارتهایشان حمله میکرد، هم موشک به آرامکو میزد، هم حوثیها را میشوراند و حالا در پیش پای همان شیوخی که آنها را مرتجع خطاب میکرد از طریق دیپلوماتهایش سر تعظیم فرود میآورد.







