دیدار جوزف بورل از تهران برای نجات برجامی که مرده است
جوزف بورل، دیپلمات ارشد اسپانیایی که از تیرماه امسال به عنوان جانشین فدریکا موگرینی، مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا شده است روز ۱۴بهمن۹۸، در رأس هیئتی به تهران آمد. بگفته وی، هدف از سفر او به تهران، ممانعت از فروپاشی برجام است. اما سیاست حاکم بر تهران، با گامهای پنجگانهای که در مسیر عدم تعهدات برجامی برداشته، گواه آنست که برجام مرده است و اینگونه مراودات، چوب زدن به جسم بیجان برجام است.
درنگاه اولیه به این دیدار، این سوال تداعی میشود که وقتی از جانب رژیم ایران، برجام دیگر از موضوعیت افتاده و سه کشور اروپایی عضو برجام نیز، با صدور بیانیه مشترکی خواهان فعال شدن مکانیزم ماشه، یعنی بازگشت اتوماتیک تحریمهای شورای امنیت علیه ایران شدهاند، این سفر با چه انگیزهای و در راستای پیشبرد کدام سیاست است؟
بورل در دیدار با حسن روحانی گفت: «به عنوان هماهنگکننده عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا، همه توان خود را برای ایجاد تعاملی قدرتمند، در راستای حفظ برجام بهکار خواهم بست».
روحانی نیز در این دیدار تاکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران همچنان آماده تعامل و همکاری با اتحادیه اروپا برای حل و فصل مسائل بوده و هر زمان طرف مقابل، به طور کامل به تعهداتش عمل کند، ایران نیز به تعهدات خود بازخواهد گشت».
جوهره گفتههای طرفین تاکیدی بر بازکردن راهی جهت مذاکره است. همان مرزسرخی که خامنهای ترسیم کرده که بصورت علنی اینکار را نخواهد کرد. اما در پشت پرده، از تمام میانجیهای اروپایی و ژاپنی و عمانی و عراقی و پاکستانی استقبال کرده است.
آنچه در یکماه گذشته در صحنه سیاسی ایران اتفاق افتاده، نشان میدهد که این رژیم بشدت در تعادل قوای بینالمللی پایین رفته است. بطوریکه عربستان برای شرکت ظریف در اجلاس جده، برایش ویزا صادر نکرد. نشستی که مربوط به وزرای خارجه کشورهای اسلامی بود و مهمترین موضوع مورد بحث آنان، طرح صلح ترامپ، موسوم به «معامله قرن» بود.
موضوع انزوای بینالمللی و منطقهای رژیم، هر روزه گستردهتر و عمیقتر میشود. به هواپیماهای رژیم که در فرودگاه کشورهای دیگر فرود آمدهاند سوخت داده نمیشود. آمریکا همواره بر تحریم شخصیتها و شرکتهای جدید میافزاید که آخرین آن، در لیست سیاه قرار دادن علیاکبر صالحی رئیس آژانس انرژی اتمی ایران و خود سازمان انرژی اتمی ایران بود. اخراج آقازادهها از آمریکا نیز از جمله اقدامات تنبیهی علیه رژیم است که از طرف آمریکا دنبال میشود. به حداقل رسیدن فروش نفت، و بسته شدن بسیاری از راههای پولشویی و دور زدن تحریمها، نفس رژیم را بلحاظ اقتصادی گرفته است و هیچ راه برون رفتی هم برای آن ندارند، الا اینکه راه مذاکرهای باز شود.
وضعیت داخلی رژیم پس از کشتارهای آبانماه و گرانی کمرشکنی که بر عمده آحاد جامعه وارد میشود، شرایط انفجاری خفتهای را ایجاد کرده که رژیم از ترس فعال نشدن این آتشفشان تودهای، سعی بر سرکوب و اختناق هرچه بیشتر نموده که خلاف خواستهاش در فصل انتخابات است. زیرا در این انزوای بینالمللی، نیاز دارد که خودش را در داخل کشور مشروع نشان داده و شرکت کنندگان زیادی را به پای صندوقهای رای بکشاند.
با چنین وضعیت نابهنجاری که رژیم در آن قرار گرفته، سوال اصلی این است که آقای بورل با کدام انگیزه و چه چشماندازی به این سفر اقدام کرده است؟ آیا در این رژیم ظرفیتی سراغ دارد که برای فعال کردن آن ظرفیت اقدام به این سفر نموده؟
روز ۱۳بهمن محمد جواد ظریف طی سه رشته توئیت، خطاب به دولتهای اروپایی شریک در برجام، انتقادهای شدیدی را از بی عملی اروپاییها مطرح کرده و ادعاهای آنان درباره پایبندی به برجام به چالش کشید. وی در این رشته توئیتهای خود، سه راستیآزمایی را برای اروپاییها مطرح نموده و استدلال نمود که آنها به تعهداتشان عمل ننمودهاند.
در حرفهای ظریف هیچ نکته جدید و ناگفتهای نبود. اما اینکه چرا یکروز پیش از سفر بورل به تهران، چنین رشته توئیتهایی نوشته میشود، مصداق نعل وارو زدن زدن است. یعنی وقتی که در جو و فضای فعلی جامعه، هرگونه مذاکرهجویی و یا پاسخ دادن به چنین روابطی، شدیدا از طرف باند مخالف مورد حمله قرار گرفته و طرف مذاکرهجو را عامل بیگانه و یا حداقل جاده صافکن آمریکا تلقی میکنند، وزیر خارجه مفلوک و دست بسته رژیم، مجبور است که وقتی میبیند سفر بورل قرار است به تهران انجام شود، چنین مواضعی را بگیرد تا پیشاپیش دهان رقیب را ببندد. تا فردای خروج بورل از تهران، دوباره او را به صحن مجلس نکشیده و استنطاق کنند که چرا باز در میسر مذاکره قدمی برداشتهای.
اگر پوشالها و مواضع مصلحتی و تعارفات دیپلماتیک را کنار بزنیم، در جوهره این دیدار یک نکته مهم نهفته است. آن اینکه دولتهای اروپایی، بروشنی دریافتهاند که رژیم در تله افتاده و هیچ راه برون رفتی هم ندارد. از طرف دیگر رقبای آنها مانند چین و روسیه، در نزدیکی با این رژیم، در حال بستن قراردادهای هنگفت هستند و رژیم آخوندی نیز با خفت و خاری، به هرگونه شروط وطنفروشانهای تن داده است. رژیم بخاطر حفظ حمایت روسها، حاضر شده است که از سهم ۵۰درصدی خود در دریای خزر بگذرد، که بالاترین وطنفروشی در عصر حاضر است. ۷ حوزه بزرگ نفت و گاز را در ازای مبلغ ناچیزی به روسها واگذار کرده است، بوشهر و چابهار را در اختیار روسها قرار داده تا زیر دریاییها و سوخوهای خود را مستقر کند. چینیها با در اختیار گرفتن صنعت ماهیگیری در خلیج فارس، عملا در این منطقه ساکن شدهاند. علاوه برآن، چینیها بسیاری از معادن رو زمینی و زیر زمینی ایران را در ازای دادن اجناسی بجنل، از آن خود کردهاند.
در چنین نگاهی از موضع بالا و منافع آینده طرفین، اروپاییها خیلی مشتاق آن هستند به رژیم فرصتی دیگر داده تا در سیاستش تجدید نظر نماید. به همین دلیل آقای بورل گفت: « اگر ایران به تعهداتش برگردد، اتحادیه اروپا مکانیزم ماشه را بطور نامحدود تمدید خواهد کرد تا مانع ارجاع این موضوع به شورای امنیت گردد و از تحریمهای جدید علیه ایران جلوگیری خواهد کرد».
آنچه را که بورل درک نمیکند، درد اصلی ولیفقیه ارتجاع است که با خوردن هر جرعهای از جام زهر، دودمانش سراسر خواهد سوخت.








شرم بر دولتهای اروپایی و آقای جوزف بورل که حاضرند بخاطر منافع اقتصادی و جیب خودشون زندگی میلیونها ایرانی رو زیر پای آخوندهای جنایتکار لگدکوب کنند.
جوانان شورشی با بزیر کشیدن حاکمیت ولایت فقیه همه این رؤیاهای بیشرمانه رو باطل میکنند.