۳۰تیر روز مرز بندی نخست برای جریانات سیاسی ایران(قسمت دوم)
تلاش مجدانه و دفاع منطقی و مستدل دکتر مصدق در شورای امنیت تمام نقشههای دولت انگلیس را نقش بر آب کرد. با این وجود کمبود شدید منابع مالی او را مجبور میکرد تا بتواند به فروش نفت به دولت آمریکا و یا دریافت وام از صندوقهای بینالمللی مبادرت ورزد که متاسفانه کارشکنیهای آمریکا و انگلیس موجب شد، دولت مصدق هر روز بیشتر از روز گذشته در آستانه فروپاشی قرار گیرد. استخراج نفت ایران از ۳۲ میلیون تن درسال به حدود یک میلیون تن در سال تنزل پیدا نمود.
دکترمصدق ناچارا رو به فروش اوراق قرضه عمومی آورد تا از این بحران مالی رهایی یابد. با این وجود به جز طبقات متوسط و فرودست، اقشار مرفه نه تنها از خرید اوراق سرباز زدند، بلکه دیگران را نیز به عدم خرید ترغیب مینمودند و در این میان حزب توده به طور رسمی خرید اوراق قرضه را تحریم کرد.

بنابراین میتوان به صراحت گفت که مصدق همزمان ازسمت شاه و خانواده شاه از یکطرف، نمایندگان مجلس که مزدور بیگانه بودند ازطرف دیگر و حزب توده به همراه خیل افراد ذی نفوذ در دربار که جیرهخوار انگیس بودند مواجه بود. علیرغم همه اینها مصدق مردم و توده مردم را در کنار خود داشت و شاه میدانست تنها راه ساقط کردن او فقط ساقط شدن اعتبارش نزد افکار عمومی است .
بیشتر بخوانید
دکتر مصدق و قیام۳۰تیر؛ شعله ای که هنوز میدرخشد!
توطئههای شاه برای انداختن دکتر مصدق
براین اساس شاه تمام سعی خود را به کار بست تا افراد و عوامل وابسته به لندن را در کابینه وارد کند و وزیر جنگ یکی از مهمترین این اشخاص بود تا بدین طریق بتواند با توجه به هجمه حزب توده مبنی بر دست نشانده بودن اعضای کابینه، آرام آرام از جایگاه مردمی دکتر مصدق کاسته شود.
علاوه بر این شاه با شروع سال ۱۳۳۱ شاهد مشکلات مالی و گرفتاریهای اقتصادی بود و سعی میکرد با همراهی آمریکا که همه راههای کمک به دولت ایران را مسدود کرده بود، با اجرای طرح های عوامفریبانه و مسخره نظیر اصل ۴ ترومن به دنبال ضربه زدن به محبوبیت مصدق در بین اقشار فرودست جامعه بود.
اوج تقابل مصدق با آمریکا با عدم امضای پیمان امنیت متقابل توسط دکتر مصدق به اوج خود رسید. آمریکا با این طرح به دنبال ایجاد یک جبهه جهانی ضد بلوک شرق بود و میخواست از جیب کشورهای دیگر دراین مسیر هزینه کند که مصدق زیر بار نرفت. البته در نهایت با هوشمندی اعلام داشت که حکومت ایران درقبال دریافت کمکهای نظامی از دولت آمریکا فقط با قوایی وارد جنگ خواهد شد که آزادی و استقلال ایران را مورد تجاوز قرار دهد.
روز هفتم خرداد ماه سال ۱۳۳۱ مقارن با حضور دکتر مصدق به همراه هیئت همراه در دادگاه بینالمللی لاهه بود که در حین این دادگاه، مصدق با ادله و شواهد متقن پرده از مظالم استعمار پیر در ایران برداشت.
همزمان با حضور او در لاهه، دولت انگلیس کشتی حامل نفت ایران را که به سمت ایتالیا میرفت در خلیج عدن توقیف کرد تا بتواند مصدق را به ستوه آورد. مصدق اما پس ازبازگشت از لاهه در ۱۴تیر ماه ۱۳۳۱ با رای اکثریت مجلسین مجددا به نخست وزیری ایران نائل گردید و تلاشهای شاه و استعمار برای حذف دکتر مصدق به بن بست رسید.
استعفای دکتر مصدق
در روز ۲۵ تیرماه مصدق با آگاهی از همه توطئههای شاه و برای یکسره کردن فرایند خلع ید از شاه در مداخله امور حکومتی از پست نخست وزیری بدلیل عهدهدار نبودن پست وزارت جنگ مطابق قانون اساسی برای پیشرفت امور در شرایط حساس کشور استعفا کرد.
به عبارت سادهتر مصدق عملا هیچ نظارتی بر عملیات فرماندهان لشکرها و رییس ستاد ارتش و دوایر ارتشی نداشت. ولی عملا همه عملکرد آنها به پای مصدق نوشته میشد و این به معنای توطئهای روشن برعلیه ساختار دولت مصدق بود که او تیزبینانه در مقابل این توطئه مقاومت کرد. او با استعفایش و توضیح دلیل آن به مردم تیر خلاصی بر دخالتهای شاه و استعمار زد.
شجاعتی کمنظیر که در صد سال اخیر در دولت شاه و شیخ بیسابقه است. در آنسو اما شاه بسیار سریع استعفای مصدق را پذیرفت و در۲۶ تیرماه سال ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی بدون حضور نمایندگان طرفدار دکتر مصدق به نخست وزیری احمد قوام، نوکر شناسنامهدار انگلیس در ادوار مختلف رای اعتماد داد. این درحالی بود که خود شاه نیز از قوام دل خوشی نداشت ولی با توجه به فشار انگلیس و همراهی آمریکا و بازیهای پشت پرده اشرف پهلوی هیچ راهی به جز انتخاب قوام برایش باقی نمانده بود.
به این ترتیب ” لقب جناب اشرف ” که پس از حواث آذربایجان از قوام گرفته شده بود، با اعلام نخست وزیری او بی سر و صدا به غلام استعمار پس داده شد.
ایجاد فضای اختناق برای غلبه بر مصدق
همزمان با انتخاب قوام در روز ۲۶ تیر در مجلس فرمایشی به عنوان نخست وزیر، فرمانداری نظامی با دستور مستقیم محمد رضا شاه، اعلامیه بسیار تندی برای حفظ نظم صادر و سپس ماموران ارتش با تانک و زره پوش به خیابانها ریختند و مجلس را محاصره کردند. در این بین قوام نیز از قافله عقب نماند. او با انتشار بیانیهها و اعلامیه بر علیه هر گونه مقاومت مردم و سیاسیون تهدیدهای بسیار تندی ابراز کرد.
درآنسو اما به محض انتخاب قوام به نخست وزیری ۳۰نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی با انتشار اعلامیه مردم را دعوت به مقاومت کردند و براین اساس برای شکلگیری تظاهرات عمومی روز دوشنبه سیام تیرماه را در سراسر کشور تعطیل عمومی اعلام نمودند.
دراین بین آیت الله کاشانی نیز پس از سکوت طولانی وقت را غنیمت شمرد و برای میوه چینی به به میدان آمد و طی یک مصاحبه مطبوعاتی تلویحا از دولت دکتر مصدق دفاع نمود و مردم را دعوت به مقابله با نخست وزیری قوام کرد.
بیشتر بخوانید
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ شاه، کاشانی و خائنین علیه دکتر محمد مصدق
اعتصاب عمومی مردم
این در شرایطی بود که بستر اعتراض و اعتصاب از همان روز استعفای دکتر مصدق فراهم شده بود و بیشتر مغازهها و قسمت اعظم بازار برای همراهی با دکتر مصدق تعطیل بود و همه خود را برای تظاهرات 30 تیر آماده میکردند.
در این بین حزب توده همزمان با استعفای مصدق از نخست وزیری در روزنامه نوید آینده در سرمقاله خود بین رزم آرا و قوام و مصدق فرقی نگذاشت و همه را به طور یکسان دشمن مصالح اکثریت ملت و در اردوی غارتگران با نقابهای مختلف قلمداد کرد.
براین اساس موضع حزب توده همزمان با استعفای مصدق فقط بیاعتنایی و عدم همراهی با مصدق بود که نقش مهمی در ایجاد شکاف و تفرقه بین نیروهای انقلابی بازی کرد. روز 29 تیر جمعیت ملی مبارزه با استعمار وابسته به حزب توده نیز مجددا ضمن درخواست برکناری قوام از نخست وزیری ، مصدق را به اطاعت و تسلیم در برابر سیاست آمریکا متهم کرد و عملا در آن اعلامیه هیچ اشارهای به تظاهرات 30 تیر نکرد…
ادامه دارد







