دروغ عنصر ذاتی رژیم خامنهای
اسماعیل محدث
یکی از مشخصات نظام دیکتاتوری دروغگوئی است. هرکس با نگاهی به نظام های دیکتاتوری در تاریخ دور و نزدیک بیندازد به سادگی متوجه این موضوع می شود. هر نظامی، حتی دمکراتیک، به اندازه ای که از خواسته های مترقی و مردمی دور می شود، برای حفظ قدرت و برچیدن منافع ناشی از آن، به همان اندازه دست به دروغپردازی می زند. چرا که راستگوئی و جستجوی حقیقت از مشخصه های اولیه انسانی و از پایه های جامعه و حکومتی دمکراتیک و مترقی می باشد. حقیقت یابی همزاد عدالتخواهی است. نظام دیکتاتوری برای انحصار قدرت مجبور است که حقیقت را در انحصار خود داشته باشد و از آن خوانشی که به صرفش باشد به جامعه تزریق کند. به همین خاطر برای باوراندن دروغ بزرگی به نام رایش سومِ آدولف هیتلر، یوزف گوبلز وزیر پروپاگاندای او، دست به دروغ سازی و دروغپردازی بزرگتر می زد.
داریوش شاه هخامنشی، در اوج قدرت، گفته بود تا بر دیوار جنوبی کاخ آپادانا این دعا نوشته شود: «خدا این کشور را، از دشمن، از خشک سالی، از دروغ حفظ نماید».
در مورد دیکتاتوری نامتعارف ولایت فقیه اما دروغ به امری نهادی تبدیل می شود. منظور از نهاد در اینجا فقط ارگان های قدرت نیستند که طبیعتاً با دروغ ساخته و در دروغ امکان زنده گی دارند، منظور از نهاد در این نوشتهٔ کوتاه درون و ذات و سرشت سران رژیم آخوندی و سرمنشاء آن روح الله خمینی است. این نهاد از اصل بر دروغ بنا شده است و تنها با دروغ می تواند ادامه داشته باشد. خمینی که بعد از به قدرت رسیدن در تهران زیر تمام حرفهای گِرد و شیکِ نوفل لوشاتورا زد، خیلی ساده و با «هیچ» احساسی گفت: «خدعَه کردم!». خدعه یعنی دروغ برای فریب دشمن؛ معنی دشمن در نظام دیکتاتوری، در عصر آگاهی، معنی واضحی دارد. دیکتاتورها، مخصوصاً پس از مدتی، نسبت به جامعه و ادارهٔ آن به ورطهٔ خیالبافی می افتند و برای حفظ آن به دروغگوئی روی می آورند و اطراف خود را از کسانی پر می کنند که به این دنیای واهی ایمان داشته باشند. این امر در دیکتاتوری مطلق نظام حاکم بر ایران به اوج خود می رسد، و سران این نظام به خصوص خامنهای، سعی می کنند که خالی بودن این دنیای واهی را پوشال «اسلام عزیز» پر کنند.
علی ربیعی سخنگوی دولت در «راستگویی» در نظام ولایت فقیه نمونه است: «ایران در زمینه کرونا از شفافترین کشورها بوده است. برخلاف برخی از کشورها که مصلحتهای سیاسی، اقتصادی و… را مقدم بر جان مردم خود کردند، عمل نکردیم». این اظهارات را می توان با درجهٔ غلظت بی چشم و روئی سران دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران، مثل ربیعی عنصر پلید امنیتی، تفسیر نمود. اما در کُنه موضوع، سرشت دورغگوي این جماعت است که هم از روز اول با دروغ حاکمیت ملت ایران را به انحصار گرفت. اما دروغ هم مثل خشونت و سرکوب، فقط برای مدت زمان محدود می تواند کار ساز باشد. درست به همین دلیل امروز در ایران دروغ و سرکوب حکومتی، نه تنها دردی از دردهای رژیم درمانده را دوا نمی کنند، بلکه خود به دردی مضاعف تبدیل شده اند. روزنامه جهان صنعت، ۱۱اسفند ۹۸ می نویسد: «در همین مدت اخیر مسؤلان کم به مردم دروغ نگفتند ]…[ فردی که خبر دقیقی را در فضای مجازی نشر میدهد، بازداشت میکنند. عدهیی از مسؤلان بر این عقیده هستند که عدم آگاهی مردم، به نفع و آرامش کشور است. برای یکبار هم که شده با مردم صادق باشید. مردم در حد انفجارند». روزنامهٔ همدلی، ۱۱اسفند ۹۸ می گوید: « آماری که از تریبونهای رسمی اعلام میشود با آمار منابع بینالمللی تفاوت فاحشی دارد. این بیماری در همه دنیا و حتی شهر ووهان مرکز کرونا در جهان ۲درصد مرگ و میر داشته است، اما آمارهای رسمی در ایران نزدیک به ۸درصد مرگ و میر را نشان میدهد».
مطبوعات غربی، با کمی خجالت و مقداری هم شک و تردید، عمدتاً در مورد شیوع بیماری کرونا و نشر آمار از طرف رژیم آخوندی یا سکوت کرده و یا با ناباوری ابعاد فاجعه در نظام آخوندی را پته پته می کنند. در مقابل ایرانیانی که از کشور خارج شده و این بیماری را به بسیاری از کشورها برده اند پَتهٔ رژیم دروغگوی آخوندی را روی آب انداختند؛ مطبوعات کشورهای آزاد و دمکراتیک و منگ هنوز گیج ابعاد نامتعارف دغلکاری این رژیم مرتجع مانده اند. در حالیکه بیماری کرونا دربیش از ۲۵ استان کشور به طور جدی سرایت پیدا کرده است و سازمان مجاهدین خلق تا شب ۱۳ اسفند آمار اسفناک جان باختکان کروناویروس را حداقل ۱۲۰۰ نفر اعلام کرد، رژیم آدمخوار آخوندی تا همین تاریخ آمار رسمی را ۷۷ نفر گزارش کرده است.
آسیب شناسی دیکتاتوری نشان می دهد که هر چقدر که دیکتاتوری خطر سقوط را جدی تر حس کند، به همان جدیت بر روی عواملی که او را به خطر انداخته است پافشاری می کند، دروغ و سرکوب. درک چرائی این موضوع ساده نیست و در ظاهر یک حماقت محض به نظر می رسد، چرا که همه می بینند که دروغ و سرکوب رژیم آدمخوار آخوندی دیگر اثر ندارد. اما اجالتاً از فمیدن چرائی این حماقت صرف نظر می کنیم؛ ابعاد حیرت انگیز دروغپردازی سران حکومت نکبت در میهن ما، نشان از آن دارد که سرنگونی عاجل در راه است. این چنین باد!
بیشتر بخوانید:
زندانیان سیاسی ایران در محاصره کرونا
ورزشکاران ایرانی قربانی کرونای نظام خامنهای
ویروس کشنده کرونا، تهدید جان زندانیان در زندان حاکمیت آخوندی
فاجعه کرونا..سخنرانی تکاندهنده دکتر بهروز کلیدری، اصفهان







