خودكشی استاد دانشگاه یا اعدام دانشگاه و دانشجو؟!
روز جمعه اول بهمنماه، در شبکههای اجتماعی خبری مبنی بر خودكشی دکتر جواد صفری، استاد بازنشسته دانشگاه کاشان، به علت مشکلات مالی منتشر شد.
کانون صنفی اساتید دانشگاه بوعلی همدان طی بیانیهای ضمن ابراز تأسف از این واقعه نوشت: «دکتر صفری استاد تمام عالی شیمی دانشگاه خودکشی کرد. دلیل خودکشی عدم پرداخت پاداش ایشان پس از بازنشستگی بود».
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «مدتهاست دستهایی با همدستی صداوسیما تلاش در بدنام کردن اساتید دانشگاه دارند، در حالی که تا همین چندماه پیش حقوق یک استادیار پایه یک بین ۶ تا ۷ میلیون تومان بود. باید دید که چه بر سر آموزش عالی کشور آمده که برخی از اساتید را اینگونه به ستوه آورده و کارد به استخوان آنها رسیده است».

درباره؛ فقر و سرکوب بیشتر بخوانید
آن چه در پی می آید سرودهیی از یک شاعر هموطن است در وصف خودكشی استاد دانشگاه:
خودکشی؟!
در مملكتی كه استاد، بازنشسته، دانشگاهش؛
خودکشی میكند!
از كودكان و نونهالانی كه به خاطر نداشتن موبايل به زندگیشان پايان میدهند
از زنان جوانی كه به خاطر تحقير و سركوب،
خود را میسوزاندند
از آن كارگری كه خودش را از روی ُپل میاندازد
همه،
يك تراژدی است!
درديست جانكاه و استخوانسوز
فريادی است دردناك و مستمر در آتش؛
بخل و حسد آخوندی كه روغنش،
هزار فريب و توطئه است؛
كه دامن میزنند
و ريشه؛
در دروغ و شقاوت دارد،
غارتگری و كلاهبرداری دارد
بی اميدی و بی اعتماديست
خيانتيست بر انسانيت خون چكان
فرياد بیگناهان بر بام جهان بگوش میرسد،
مستمر و بدون وقفه
چه فرقی میكند جلاد!
آنكس كه اعدام ميكنی و ديگری كه از فقر خودكشی میكند!
در مردن هر دو قاتلی و تبهكار
آسمان، تيره وطنم، غرق فرياد هست
فريادهای عدالت خواهی و انتقام از دژخيمان
صدای مستمر مرگ بر ديكتاتور، بگوش میرسد.
فردای روشنی که فرا برسد؛
ديگر، كسی خودكشی نمیكند
اميدها و آرزوها گُل میدهند
مرگ آفرینان بايد در آتش قهر خلق بسوزند و
میسوزند
آن روز زود فرا میرسد
قبل از آنکه دانشگاه را باز به خودکشی وادار کنند!
محمود. ی – دی۱۴۰۰







