این روزها خامنهای دوباره درد حجاب گرفته و در کوی و برزن به تعقیب و گریز با زنان آزادیخواه میپردازد. شاعر مردمی گودرز در شعری طنز گونه به مقوله پرداخته است. همچنین دیگر شاعر آزادیخواه امیر سارم نیز به دین اجباری آخوندها در شعر نو پرداخته است.
بیشتر بخوانید
جنگ شقاوت و رفاقت در خیابانهای کرج
حجاب!
گودرز
«حضرت آقا » دوباره پیله کرده بر حجاب
مشکلی در جای دیگر نیست الا در حجاب
زن ستیزی های او محتاج شرح و بسط نیست
لیکن این دوران بود گویای اوضاع خراب
گوید «آقا» کار ما بی حکمت و بیهوده نیست
«روسری یا توسری» هم نیست از بهر ثواب
اندر این اوضاع داغان و قاراشمیش نظام
استرس داریم و هستیم روز و شب در اضطراب
خواب از چشمم ربوده باز کابوس قیام
چاره این دیدیم عَلَم سازیم بحران حجاب
پاسخش را داد بانویی فهیم و تیز بین
ای فقیه، از ترس مرگ افتادهای بر پیچ و تاب
آنچه حل ناگشته مانده تاکنون در مملکت
هست آیا بی حجابی و زنان بدحجاب؟
گوئیا دیگر نه فقر است و نه زیر خط فقر
کس ندارد مشکل ارزاق و درد نان و آب
کارمند و کارگر فرهنگی و کاسب همه
صاحب مسکن شدند و نیستند اندر عذاب!؟
رخت بر بسته گرانی فصل ارزانی شده
شد تورم ریشه کن تولید باشد پر شتاب
از سر بیچارگی بنبست و استیصال خویش
ظاهرا راهی نمانده جز توسل بر حجاب
در خیابانها رها گرداندهای سگهای هار
دیر نیست روز تقاص ملت و روز حساب
هرچه خواهی ملتی را روز و شب سرکوب کن
زود باشد تا دهندت سخت و آتشگون جواب
گودرز – تیر ۱۴۰۱
بیشتر بخوانید
چرا خامنه ای با تمام قوا به جنگ زنان آمده است؟!
گرایشهای بی مهار
از قعر چاه آمده بودند گفتند از بهشت…
حرف زدند و ساکت بودیم ما
خاک را دزیدند دریا را آسمان را کوه و رود و دریاچه را
جان آدمی را دزیدند
دوستی عشق را نان را و باز ساکت بودیم ما
تفنگ آب-پاش روی پشت بام زبانزد آسمان شد
زمین فریاد زن باران نور نسیم شست و شو شد
-که بروند و بازنگردند دیگر به جایی
حتا به زمزمهای یکپارچه از ما
که معنای ما را دزدیدند
معنای زندگی و زمین را
و هنوز ساکتیم ما.
تقویم میگوید دیگر بهار شده با همین ما
امیر سارم







