در این روزهای پرآشوب حکومت خامنهای، حکایت ضربالمثل قدیمی بار دیگر در جنگ وجدال باندهای حکومتی زنده شده است: «وقتی زمین سفت میشود، گاوها به هم شاخ میزنند.» حالا که بحرانهای مرگبار، از ناترازی انرژی گرفته تا فسادهای نجومی، کمر نظام را خم کرده، باندهای حکومتی بهجان هم افتادهاند و با تمام قوا در پی تسویهحسابهای جناحی هستند. روزنامه حکومتی آرمان ملی در تاریخ ۱۶اسفند ماه ۱۴۰۳در جانبداری از پزشکیان بخشی از جنگ و جدالهای باندهای درونی حکومت را افشا کرده است.
پزشکیان زیر تیغ تندروها، از شعارهای توخالی تا داماد در دفتر
دولت پزشکیان از همان روز نخست زیر باران حملات تندروها قرار گرفته است. تندروها، که از قضا باند فاشیستیترِ حلقه خامنهایاند، نهتنها لحظهای از فشار بهدولت کوتاه نیامدند، بلکه با هر بهانهای ناکارآمدی و بی لیاقتی آن را دستآویز حملات باندی کردند. رسانههای وابسته به باند پزشکیان شکوه میکنند که چرا رئیسجمهورشان آماج اهانتهاست؟
از انتصاب داماد در دفتر ریاستجمهوری گرفته تا تصمیمات بحثبرانگیز، همه دستاویزی شده برای هجمهها. اما واقعیت اینجاست که پزشکیان با شعارهای بلندبالا آمد و حالا که وعدهها رنگ عمل نگرفته است و محقق نشده است، دستش خالی و فقط برای خلاصی از عمیق شدن بحرانها می گوید دعوانداریم!.
تندروها هم که هیچ علاقهای به تعامل با او ندارند علیرغم اینکه پزشکیان مدعی ذوب در خامنهای است، فقط بهدنبال رنگ کردن پزشکیان به رنگ خودشاناند؛ چیزی شبیه رئیسی دوم که البته در این مدتی که پزشکیان در پاستور بوده کارنامه مشعشعی نداشته و تا کنون ۸۸۳اعدام در زمان صدارت او صورت گرفته است که مایه شرم و ننگ حکومتی است که برای بقای خود دست به اعدام میزند و از اهرم اعدام وسیلهای برای بقای حکومت فاسد خود میسازد.
زمین سوخته رئیسی، بهانه دعوای امروز
در این میان، باندهای حکومتی بدبختیها را مثل توپ به زمین هم پاس میدهند. باند پزشکیان، دولت رئیسیِ «به هلاکت رسیده» را مقصر ناترازی برق و مشکلات امروز میداند و تندروها را متهم میکند که بهجای منافع حکومت خامنهای، فقط به فکر قدرتطلبیاند. اما تندروها هم بیکار ننشستهاند و با وقاحت، پزشکیان و تیمش را مسبب همه چیز جلوه میدهند. کسی هم جرأت ندارد بگوید این زمین سوخته، میراث همان دولت قبلی است که حالا گریبان همه را گرفته است.
چای دبش و رسوایی تندروها: ضدفسادترین دولت یا بزرگترین فاسد؟
جالبتر از همه، ماجرای فساد چهار میلیارد دلاری «چای دبش» است که تندروها را رسوا کرده است. همانهایی که دولت رئیسی را «ضدفسادترین» میخواندند، حالا با صدور احکام زندان برای وزرای آن دولت، زیر سؤالاند. باند پزشکیان با طعنه میگوید: «به جای تخریب ما، از فساد دولت قبلی شفافسازی کنید!» سندی هم از پیشبینی دلار ۹۰تا ۱۰۰هزار تومانی در دولت رئیسی رو شده که نشان میدهد این آشوبها قابل پیشبینی بود، اما کسی گوشش بدهکار نبود.
در همین زمینه
تنگنای دیپلماسی رژیم آخوندی و جنگ گرگهای حاکم بر ایران
یهود و نصارا در قلمرو خامنهای، طعنه باند پزشکیان به تندروهای فاشیست
سعید شریعتی، از حامیان پزشکیان، با استناد به آیه قرآن میگوید: «دنبال راضی کردن تندروها نباشید، اینها وفاق نمیخواهند.» او معتقد است پزشکیان از روز اول اشتباه کرد که فکر کرد با کوتاه آمدن، تندروها دست از سر دولت برمیدارند. اما نتیجه؟ نه ظریف را تحمل کردند، نه همتی را، و حالا نوبت کنار زدن بقیه هستند. شریعتی هشدار میدهد که وفاق را باید در دل مردم جست، نه در سازش با گرگها؛ مردمی که البته ۹۰درصدشان انتخابات را تحریم کردند و به هیچکس دل نبستند. مردمی که خواهان سرنگونی صدر تا ذیل حکومت خامنهای هستند چشم طمع نجات از این وضعیت به هیچ کدام از این باندهای فاشیستی ندارند.
این جنگ گرگها در قلمرو خامنهای، حکایت همان گلهای است که وقتی طعمه کم میشود، به هم میتازند. از فساد چای دبش تا قطعی برق و دلار سر بهفلککشیده، همه نشان میدهد شیرازه این نظام در حال از هم پاشیدن است. و در این میان، تنها چیزی که قطعی به نظر میرسد، این است که این گرگها دست آخر همدیگر را پارهپاره خواهند کرد.







