سیستان و بلوچستان گوهر ناشناخته، باستانی، توریستی، کشاورزی و بسیار ثروتمند!- قسمت چهارم
در سه مقاله پیشین این مجموعه، به بعضی مشکلات و ظرفیتهای مختلف استان سیستان و بلوچستان پرداختیم. از جمله مسائل نقض شدید حقوق بشر، آبهای سطحی، کشاورزی متنوع، عدم مدیریت منابع طبیعی با روشهای علمی متداول و عدم تطبیق روشهای اجرایی با توّجه به توسعه پایدار توضیح داده شدند. در اینجا، جغرافیای استان، پستی و بلندیها، میزان بارندگی، شرایط اقلیمی و عوامل مؤثر دیگر در شکل کلی استان بازبینی میشود.
سیمای زمین در سیستان و بلوچستان بسیار متغیر، ناهموار و کوهستانی است و ارتفاع آن از دشت های ساحلی دریای عمان با ارتفاعی تقریبا صفر تا مناطق سرحدات، کوهپایههای ۱۵۰۰- ۲۰۰۰ متر، زمینهای باز در لبه فلات ایران، تا بیش از ۳۵۰۰ متر در شمال و شمال شرقی از سطح دریا متغیر است. کوه آتشفشان تفتان هم چهره ای منحصر به فرد به این استان میدهد. علاوه بر این، استانی با این وسعت، از نیمه بیابانها و بیابانهایی با ویژگی خاص و ریگزارهای رمز آلود تشکیل شده است. دما در ارتفاعات قارهای با زمستانهای بسیار سرد و تغییرات شدید روزانه و فصلی است. مناطق پست و ساحلی نیمه گرمسیری هستند. گرمای شدید تابستان با رطوبت بالا در فصل بارانهای موسمی و بادهای ۱۲۰ روزه در ارتفاعات پایین و دور از ساحل در دشت گچی، سیبی و درههای بزرگتر مکران زندگی ساکنین این مناطق را تحت تاثیر قرار میدهد.
از همین نویسنده

شمایی از کوه آتشفشان تفتان
ظاهراً اصلاح سرحدات بصورت تاریخی به سرزمینهای مرزی نسبت داده می شده است. ولی در اینجا، به جنوب سیستان گفته میشده است. سیستان فلاتی مرتفع با میانگین ارتفاع ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متر است که دو توده آتشفشانی، کوههای تفتان ۴۰۴۲ متر و کوه بزمان ۳۴۸۹ متر، در آن قرار دارند. اگرچه اکنون تصور میشود که این منطقه با شهرستان زاهدان هم مرز است، اما مرزهای تاریخی آن به طور دقیق تعریف نشده است و کاربرد این اصطلاح بسته به نوسانات قدرت نسبی حاکمان محلی متفاوت بوده است. گاهی اوقات تصور میشد که این منطقه تا بخش شمال شرقی فرورفتگی جازموریان و تا زهکش ماشکید سراوان و به سمت شرق از طریق استانهای جنوبی نیمروز و هلمند و چاگای و حتی تا خاران در افغانستان و پاکستان امتداد داشته است. این منطقه با زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل مشخص میشود و بارندگی در زمستانها به صورت برف در ارتفاعات این مناطق است. همچنین، مناطق شنی وسیعی در دو طرف مرز با افغانستان و پاکستان وجود دارد.

قایق های رها شده در حاشیه هامون
میزان بارندگی و درجه حرارت هوا عمدتاً بسته به ارتفاع متغیر است. اگرچه بارش تابستانی در فلات ایران نادر است، اما ممکن است بصورت بارانهای سیل آسا و ناگهانی رخ دهد. همانگونه، ممکن است برای چندین سال متوالی، به ویژه در ارتفاعات پایینتر اصلا بارشی نیآید. ارتفاعات و کوههای مرتفع در شرق و شمال شرقی تا ۴۰۰ میلیمتر بارندگی دارند، و در مکانهایی در قسمت شرقی بزمان می باید حتّی بیشتر باشد. مناطق دیگر استان به طور متوسط ۱۰۰ میلیمتر یا کمتر بارندگی دارند، اگرچه میانگینها به دلیل نوسانات گسترده سالانه گمراه کننده هستند. بارندگی بیشتر در زمستان و در ارتفاعات به صورت برف است. بادهای موسمی رطوبت تابستانی و گاهی اوقات باران قابل توجهی را به ساحل و زمینهای پست میآورد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۴۳، به مدت دو هفته در ماه مرداد، هر روز در منطقه وسیعی از مکران باران شدیدی میباریده است.
گاهی اوقات چنین شرایط آب و هوایی، بارانهای مانسون از کوهها عبور کرده و بر فلات مرکزی ایران نیز تأثیر میگذارد. باران تابستانی میتواند سیلآسا باشد و در کوهستانها سیل ناگهانی باعث خسارات قابل توجهی میشود. کما اینکه، سیلهای تابستانه سالهای اخیر، علاوه بر خرابی دهشتناک در استان سیستان و بلوچستان، باعث تخریب زیر ساختهای کشاورزی در استانهای همجوار نیز گردید. باران شدید، دشت ساحلی را به باتلاقی از گل رس تبدیل میکند که تا زمان خشک شدن، احتمالاً تا یک هفته، تردد انسان، حیوان یا وسایل نقلیه موتوری غیر قابل عبور میکند. در کوههای جنوبی، برخی رودخانهها فصلی و بعضی به طور مداوم برای مدت طولانی جریان دارند. در جاهای دیگر، حوضچههایی گاه به گاه تا سیل بعدی دیده میشوند.

جمع آوری سیل و رواناب در گودال هوتک در بلوچستان
قبایل اصلی کوههای مکران عبارتند از: گیچکی، بولدی، هوت، بیزنجو، نوشیروانی، میرواری، ریند، رئیسی، لندی، کتاور، کناگی زایی، ملازهی، شیرازی، مویراکان. لاشاری، اهورانی، جغال، سردارزهی. شیرانی ها گه، فنوج و بنت را دارند. مبارکی ها که شاخه ای از شیرانی هستند، چمپ و لاشار را در اختیار دارند. بولیدیها قلعههایی در راسک، قصرقند، بوگ و هیت داشتند و جنگجوی آنها یا پهلوانشان بار نامیده میشدند. کتریها و باپاریها بازرگانان غیر بلوچ هستند. ساکنین مکران اکثراً مالک زمین زراعی نیستند. در اینجا باید قید شود که موضوع زمین و زمینداری در استان سیستان و بلوچستان بسیار پیچیده و حل نا شده است.
بخش عمدهای از مکران، به جز بعضی مکانها، آب کمیاب و بیابانی است و دمای تابستان بالایی دارد. دهها روستای کشاورزی غنی در اطراف ایرانشهر که قبلاً فهرج، بلوچی پهره نام داشت و بمپور که بزرگترین آنها آپتار است وجود دارد که بخشی از آنها به قناتها و بخشی دیگر به سدی در بالای بمپور، که محل بزرگترین قلعه در غرب بلوچستان است، وابسته است.
تحقیقات انجام شده در مورد ساختار قبایل بلوچ نشان می دهد که تعداد قبایل به ده ها هزار نفر مبرسیده است و اکثر آنها دامدار بوده اند و با پرورش گوسفند و بز امورات میگذارند. مطالعات علمی صورت گرفته، این گروهها را بسته به دسترسی به آب و چراگاههای محلی، به عشایر دامدار، دامداران سیار و روستاییان سکونت یافته طبقهبندی میکنند. اگر نگوییم کاملاً به سبک کامل عشایری مانند سایر دامداران خاورمیانه ای، ولی بسیار متحرک بوده اند و قبیله ای زندگی میکرده اند و هنوز هم میکنند. جوامع آنها روابط اجتماعی خود را بر اساس معیارهای شجره نامه ای خطی از طرف پدر تنظیم میکرده اند. ولی، به خوبی با ساکنان محلی ادغام میشده اند. امّا، مدام مورد آزار و اذیت ساختار سیاسی قرار میگرفته اند.

قلعه ای قدیمی در بمپور
جمعیت کشاورزی عمدتاً از عشایر کم درآمد و روزمزد تشکیل شده است. مرکز قبیله بامری در ۱۰۰ کیلومتری غرب بمپور، در لبه شمال شرقی فرورفتگی، مرکزی است که بهترین شترهای تندرو را پرورش میدهند. آنها همچنین، دارای کشت و کار محدودی هستند که با استفاده از چاههای کمعمق، شادوف و استفاده از تیرهای بلند و متعادل آب را بالا میآورند و مورد استفاده قرار میدهند.
بسیاری از قبایل بلوچ در مجموعه ای بُنه مانند به نام میتگ، هالک، یا خلق و یا اردوگاه زندگی میکنند. معمولاً، همگی در مدیریت یک یا چند گله با خویشاوندان و بستگان خود همکاری میکنند. آنها قطعه زمین مناسب کوچکی را کشت میکنند که میوه و سبزیجات و گاهی کمی غلات یا علوفه تولید میکنند و رابطه ای متقابل و تنگاتنگ با یک جامعه کشاورزی محلی دارند که به آنها اجازه میدهد در ازای به اشتراک گذاشتن شیر و لبنیات خود در بهار، در برداشت خرما شرکت کنند. به عنوان نمونه، در گزارشی از تابستان ۱۳۴۳ قید شده است که، یک منطقه معمولی عشایر کوهستانی مکران مانند سلاحکوه شامل ۷۲ چادر در مساحتی حدود ۱۰۲۴ کیلومتر مربع بوده است.

سیستان و بلوچستان
قبایل مکران معمولاً در دوازده اردوگاه که هر کدام شامل دو تا نه چادر بودند، توزیع شده بودند. این مجموعه های عشایری مکران به خاطر بارندگی نامنظم و فقر پوشش گیاهی منطقه، دائم در جستجوی مراتع مناسب در حرکت هستند. باران اثرات مختلفی در زندگی روزمره آنها دارد. یک باران آرام و یکنواخت، مراتع اشان را احیا میکند، اما رواناب و سیل برای مراتعشان خیلی سودمند نیست. امّا، یک سیل ناگهانی با توّجه به میزان، شتاب و عمق سیلاب میتواند با ایجاد هوتکها، ذخیره شده و در زمین نفوذ داده شود. در نتیجه، به سفره های آبهای زیرسطحی افزوده شده که غیر مستقیم بر زمینهای کشاورزی نیز تأثیر میگذارد. بلوچها علاوه بر ترکیبهای مختلف کشاورزی و دامداری، تعدادی شتر، گوسفند، بز، گاو و حتی گاومیش، به علاوه الاغ برای حمل و نقل و در برخی مناطق قاطر یا اسب برای سواری یا پرستیژ، پرورش میدهند.

کوچ نشینی در منطقه مکران
کوچنشینی به بومیان بلوچستان این انعطاف پذیری را میدهد که نه تنها از بهترین مراتع موجود بهره برداری کنند، بلکه همه منابع مرتعی دیگر را نیز با توجه به تجربه و دانش زیست بومی محلی در چرخه سالانه خود بگنجانند. آنها جامعه خود را به جای مجموعهای از جوامع جداگانه، به عنوان اجتماعی یگانه و همسان میبینند. اگرچه از دهه چهل تمایل به اسکان و یکجانشینی وجود داشته است. این تمایل در سرحد، سراوان، جهلاوان و شمال شرقی بیشتر از مکران بوده است، جایی که عشایر همچنان میتوانند سالهای خشکسالی را با درآمد در کشورهای خلیج فارس جبران کنند.
نقطه ثابت و اصلی که چرخه سالانه عشایر منطقه مکران حول آن میچرخد، آمین یا فارسی هامین در برداشت خرما است. زمانی که همه، به جز تعداد کمی از چوپانانی که با گلهها میمانند، بقیه به مجاورت یک منطقه بزرگ خرماخیز نقل مکان میکنند. اگرچه بخش عمده محصول خرما احتمالاً توسط مناطق شهری کشت میشود، ولی خرما برای عشایر مکران از اهمیت بالایی برخوردار است. آمین همیشه به عنوان یک واقعه مهم در تقویم سالانه عشایر مکران مورد توجه است. نوعی شرط بندی یا پیشگوییهایی نیز در مورد روز دقیقی که خرماها رنگ میگیرند که یک ماه قبل از رسیدن خرما، اتفاق میافتد. همه در مورد میزان محصول نخلها نظر خواهند داد و بعداً در مورد چگونگی پیشرفت فصل و توسعه باغات خرما صحبت میکنند. نمونههایی از محصولات برداشتی خرما را، از جایگاهی به جایگاه دیگر برای مقایسه خواهند برد. زمان آمین، هیچ کار ضروری کشاورزی یا دامداری دیگری وجود ندارد. آمین فصل دید و بازدید و انواع جشنهایی است که لازم نیست در زمان دیگری از سال برگزار شوند.

نمونه ای از یک نخلستان در بلوچستان
بسیاری از عشایر بلوچ مکران بخشی از وقت خود را صرف نوعی کشت نواری میکنند. قبایل بلوچ مکران از سیستمهای بومی مدیریت سیلاب به نامهای خُشب (یا خوشاب) و دربند یا گبربند استفاده میکنند. این سیستمهای سنتی سیستان و بلوچستان، روانابهای فصلی متناوب را در نوارهای هندسی یا قطعات محدود در امتداد حاشیه رودخانهها و دامنه تپهها برای کشاورزی در مناطق خشک جمعآوری و هدایت میکنند. در کشت نواری از سیل، جریان نامنظم و زود گذر رودخانه یا رواناب ها حداکثر استفاده میشود که همزمان رسوبات خاک معلق در روان آبها را در زمینهای کوهستانی یا مواج، جایی که خاک یا رطوبت خاک در غیر این صورت برای کشت کافی نیست، جمع و یکنواخت نموده و باعث ترمیم مواد خاک نیز میشود. این عمل با افراختن یک سازه سنگی یا خاکی است که در امتداد مسیر زهکشی ساخته میشود تا آب را در حالی که گل و لای خود را از دست میدهد و با تحت نشست آرام رسوبات، آن قطعه مورد نظر را برای کشت و کار آماده میکند. این روش استفاده از سیل و روانآب، یک فناوری بسیار موثر، کمخرج در مناطق کوهستانی دورافتاده با جمعیت کم مانند بلوچستان و به ویژه مکران است. چنین ایده علمی و دانش بومی، این امکان را برای آنها فراهم میکند تا مقادیر کمی میوه و سبزیجات و دیگر محصولات را پرورش دهند. این روش سنتی ممکن است در زمانهای گذشته از کاربرد و اهمیت بیشتری برای بلوچها برخوردار بوده است.

نمای داخلی سکونتگاه بلوچها در جنوب بلوچستان
در اکثر مناطق بلوچستان بارندگی مستقیم برای کشاورزی شاید ارزش ناچیزی داشته بوده است. امّا، یکی از مهمترین منابع آب برای آبیاری، رواناب و جاری شدن سیلاب در وادی های آنجاست که از نتایج آنی و نا به هنگام بارندگی های سیل آساست. بلوچها با امکانات ناچیز، رواناب های كل حوضه آبخیز را بر اساس نوع و شیب زمين جمع آوري کرده و همراه با رسوبات ارزشمند معلق در آنها به مزارع آماده شده هدايت ميکنند یا در هوتکهای آماده شده برای نفوذ به آبهای زیر زمینی نگهداری میکنند. با این حال، اگرچه حجم قابل توجهی از آب در دسترس قرار میگیرد، امّا عرضه آن بسیار نامنظم است و به طور کلی از سکونت دائمی پشتیبانی نمی کند. مگر اینکه، در ذخیره گاههای زیرزمینی و حوضچه های زیر سطحی ذخیره شوند. همچنین، در بسترهایی جهت نفوذ در خاک و افزایش سفره های زیرزمینی منظور شوند. در مکانهایی که سطح آب در عمق کمی قرار دارد و حوزه آبخیز گسترده که، سطح آب میتواند به طور معقولی قابل اعتماد باشد، میتوان در استقرار دائمی کشاورزی مناسب با شرایط محیط را پیشنهاد کرد. در رشته کوههایی که در قسمت جنوبی منطقه قرار دارند، بسیاری از بسترهای رودخانههای بزرگتر، آب جاری را در بخشهایی از سال در خود نگه میدارند.
گوسفند داری توسط قبایل بلوچ
شرایط کشاورزی در مناطق اسکان یافته بلوچستان با کشت و زرع عشایر بسیار متفاوت است. شرایط کشاورزی در مناطق مسکونی بلوچستان شامل کشاورزی آبی در مقیاس بزرگ است که توسط حاکمان محلی یا خرده مالکان اداره میشود. در مرکز این قبیل اماکن قلعه ای بلند و با ابهت قرار دارد. این قلعه به طور سنتی توسط یک سردار یا خان حاکم اداره میشده است. در چنین حالتی، اشکال مختلف کشت یا مالکیت بخش عمدهای از تولید کشاورزی را در اختیار داشته و از موقعیت خود برای ایجاد و بازسازی شبکه های آبیاری و اتحاد با مراکز کشاورزی مشابه بهره مند بوده است. اگرچه بیشتر املاک در بلوچستان در مقایسه با بخش حاصلخیزتر فلات ایران کوچک بوده، امّا برخی از سرداران و خانها املاک قابل توجهی را در مالکیت خود دارند. در حالی که کشت عشایری به کاشت فصلی و انعطاف پذیر وابسته به دامداری سیار متکی است و معمولا اراضی مرتعی بین کوهها و بیابانهای بین سکونتگاههای دائمی در کنترل آنهاست. جمعیت جوامع شهری و روستایی بین چند صد تا چند هزار نفر متغیر است، اما عمدتاً از یک الگوی قابل مشخص پیروی میکنند. کشت مزارع عمدتاً توسط رعایا یا خرده مالکان به عبارتی غلامها انجام میشود.

نمایی از شهر زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان
با این حال، بیشتر سکونتگاههای اصلی کشاورزی بلوچها در مکانهای شهری توسعه یافتهاند، شهرهایی که رونق آنها بیشتر از قرون وسطی شناخته شده بودند و مبتنی بر سرمایهگذاری در تأمین منابع آب کشاورزی و تجارت بوده است. از دوران قرون وسطی، چه قبل و چه از زمانی که بلوچها به منطقه مسلط شدند، تا آغاز توسعه مدرن، سکونتگاههای کشاورزی وابسته به حمایت حاکمانی بوده است که در قلعهها زندگی میکردند. تعداد کمی از بازرگانان در اطراف قلعهها تجمع داشتند. اما مرکز ثقل فرهنگی زندگی بلوچها در میان عشایر بلوچ بوده که مناطق وسیعی بین سکونتگاهها را کنترل میکردند.








