روز سهشنبه ۹ مرداد در تهران مراسم تحلیف پزشکیان بهعنوان رییس جمهور جدید خامنهای برگزار شد. اسماعیل هنیه و بسیاری از رهبران دیگر نیروهای نیابتی رژیم در این مراسم شرکت داشتند.
برای خامنهای این یک روز خاص محسوب میشد.
خامنهای که هنوز از ضربه کمرشکن مرگ رییسی کمر راست نکرده بود، سودای آن داشت که با راه اندازی یک سیرک پرسروصدا کمی به خود و نیروهای روحیه باختهاش دلگرمی بدهد.
البته فقط داغ مرگ رییسی نبود که بر پیکر فرتوت خامنهای سنگینی میکرد.
ضربه دریافتی از ملت در تحریم انتخابات و تحمیل شدن پدیده بیخاصیتی بنام پزشکیان بر او هم شوک دیگری بود که خامنهای را بیش از همیشه تضعیف کرده بود.
حالا خامنهای و پزشکیان تازه داشتند خودشان را کشان کشان از این بحرانهای دامنهدار بیرون می کشیدند که خبر ناگوار دیگری رویاهای خامنهای را به کابوس تبدیل کرد؛ اسماعیل هنیه که میهمان رژیم بود، بیخگوش خامنهای ترور شد.
هر ساعتی که از این ماجرا میگذرد، ابعاد آثار و نتایجش بیشتر روشن میشود. پزشکیان گفت از شرف خودمان دفاع میکنیم، شرف که حرفمفت است. ولی روز اول ریاستش بهجای کار و بار خودش پیچید توی جاده غزه. اما خامنهای که بهشدت غافلگیر شده است، طبق معمول وعده مجازات سخت داد.
در همین زمینه
گزینههای پیش روی خامنهای کدامها هستند؟
حالا سوال این است: خامنهای چه گزینههایی پیشرو دارد؟ از دو حال خارج نیست، یا باید پاسخ جدی بدهد یا یک اقدام نمایشی هماهنگ شده مثل وعده صادق انجام دهد.
اگر پاسخ جدی ندهد، از آنجا که حیثیتش برباد رفته، ضعفش بیشاز پیش برملا میشود و راه قیام باز میشود
اگر پاسخ جدی بدهد، در اینصورت تا فرق سر در باتلاق جنگ فرو میرود، باز هم راه قیام باز میشود. جنگی که خودش راه انداخته تا مانع قیام بشود و تلاش میکرد دامن خودش را نگیرد.
درحالی که جنگ دوطرف دارد، همه چیز دست خامنهای نیست.
به این میگویند بنبست، از هرطرف برود، راه به قیام میبرد.






