بافت هیأت حاکمه در لبنان و نقش حزبالله در این کشور چگونه است؟ اهرمهای قدرت دست کیست؟ و اعمال نفوذ رژیم در این کشور به چه صورت است؟ سئوالاتی که ازطرف مراجعین به سایت ایران آزادی مطرح شده است. سئوالات با آقای عزیز الله پاکنژاد طرح شد و ایشان پاسخ دادند که درادامه آورده شده است
عزیزالله پاکنژاد:
بافت هیأت حاکمه در لبنان پارلمانی و سنتی است ، تقسیم بندی از مذاهب و فرقههای مختلف است که از زمان استقلال لبنان در هر قومی و دستهای سهمی از قدرت را داشته باشد. رئيس جمهور از مسیحیان مارونی و نخست وزیر از مسلمانان سنی ، رئيس پارلمان از شیعیان است و معاون نخست وزیر از مسیحیان ارتدوکس میباشد که بر اساس رای احزاب به این شکل تقسیم بندی میکنند.
۶۰ درصد مردم لبنان مسلمان (شیعه، سنی، علوی، دروزی) و ۴۰ درصد مسیحی ( کاتولیک، ارتدکس، مارونی) هستند و جمعیتی در اقلیت کرد نزدیک به ۱۰۰هزار نفر که از ترکیه و سوریه میباشند که در مناطق شمالی مستقر هستند.
مجلس ۱۲۸ کرسی دارد که بین مسلمان و مسیحیان بطور مساوی تقسیم میکنند. همه چیز بر اساس سهمیه بندی است، فساد هم از همینجا ناشی میشود رئيس جمهور و نخست وزیر برای ۶ سال با رای پارلمان انتخاب میشود.
حزب الله در سال ۱۹۸۲ تشکیل شد. خمینی با طرحی و با کمک سوریه در آن زمان در جنوب لبنان که شیعیان فقیر بودند واردشد و شروع به دادن یک سری خدمات کرد، در همه زمینه های فرهنگی و بهداشتی و با ساختن بیمارستان و مدارس همه را جذب کرد و بودجه زیادی خرج کرد و حزبالله از آنجا درست شد.
در این تقسیم بندیها جنبش آمل که سکولار هم هست، دبیرکل آن نبیه بری است، سالهای طولانی رئيس پارلمان بوده وعوض نشده. جنبش آمل که بخشی از شیعیان را نمایندگی میکند، با حزبالله همکاری میکند، اهرمهای قدرت در لبنان دست احزاب و هیات حاکمه است.
بیشترین فساد و دزدی دست دو جریان آمل و حزبالله است. طرفداران نبیه بری در جریان قیام میگویند نبیه بری دزد است، حزب الله مزدور رژیم است و با مجموعه امکاناتی که دارد تبدیل به باند مافیای آدمکش شده است، که طبق فرمان ولی فقیه کار میکند.
سنیها دو گروه هستند. یکی المستقبل سعد الحریری که نخست وزیر لبنان است و دیگری حزب سوسیالیست ترقیخواه است رهبری آن با ولید جنبلاط که نماینده دروزیها است. مسیحیان جنبش میهنی آزاد را دارند که میشل عون رهبرش است، و شیعیان که جنبش حرکت اسلامی (حزبالله و آمل) دارند.
اعمال نفوذ رژیم از طریق حزبالله و شرکاء است، البته بعضی از کشورها در لبنان همیشه دخالت کردند و نقش داشتند، مثل عربستان و بخصوص سوریه که همه چیز لبنان را در گذشته در دست داشت. در زمان حافظ اسد لبنان بخشی از سوریه بود، رژیم که در جنوب و با شیعیان برای اینکارها وارد شد با توافق سوریه اینکارها را کرد.
مخالفتهای با دخالتها و نفوذ سوریه در لبنان بود که رفیق حریری نخست وزیر شد، قصد دادن تغییرات اقتصادی و جهت گیری اقتصادی را داشت که نقش سوریه را کم کند و رژیم آخوندی هم او و هم چند نفر از اعضاء خانواده او را ترور کرد و موضوع را خواباندند، تا موضوع قیام مردم سوریه علیه بشار اسد شروع شد و از اساس موضوع عوض و نقش سوریه در لبنان تضعیف شد.
درهمین زمینه:
هشتمین روز قیام لبنان ، هیبت حزب الله شکسته شد
قیام مردم لبنان پس از عراق دست نشاندگان حکومت ایران را نشانه میرود
