در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه، فاصله طبقاتی به شکلی بیسابقه افزایش یافته است. در حالی که مقامات دولتی و وابستگان آنها با اختلاسهای نجومی زندگی اشرافی خود را گسترش میدهند، مردم عادی برای تأمین نان شب خود در زبالهها به دنبال غذا میگردند. این مقاله به بررسی ابعاد این نابرابری فاحش میپردازد.
اختلاسهای نجومی و سرقت اموال ملی
در سالهای اخیر، پروندههای متعدد اختلاس از سوی مقامات حکومتی افشا شده که میزان آنها سرسامآور است. از پرونده مشهور ۳میلیارد دلاری مهآفرید امیرخسروی تا فساد ۱۲هزارمیلیارد تومانی در صندوق ذخیره فرهنگیان، همگی نشاندهنده عمق فساد در ساختار حکومتی هستند. این مبالغ که باید صرف توسعه کشور و بهبود زندگی مردم شوند، به جیب افراد خاصی ریخته شدهاند و ملت ایران را در گرداب فقر و بیکاری فرو بردهاند.
نقش سپاه و نهادهای حکومتی در فساد اقتصادی
سپاه پاسداران بهعنوان یکی از اصلیترین نهادهای حکومتی، کنترل بسیاری از منابع مالی کشور را در دست دارد. پروژههای عمرانی، نفتی و پتروشیمی که میتوانستند به رفاه مردم کمک کنند، به ابزاری برای اختلاس و پولشویی تبدیل شدهاند. پرونده فساد گسترده در شرکت پتروشیمی که میلیاردها دلار از سرمایه ملی را به یغما برد، نمونهای از این فساد سیستماتیک است.
در همین زمینه
اختلاس پایانناپذیر زیر قبای خامنهای!
زندگی اشرافی آقازادهها در برابر فقر مردم
در حالی که مردم ایران با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند، فرزندان مقامات حکومتی در خارج از کشور زندگی لوکسی را تجربه میکنند. آقازادههایی که در آمریکا و اروپا مشغول تجارت و تفریح هستند، سرمایههایی را خرج میکنند که از اختلاسهای داخلی تأمین شده است. این در حالی است که بسیاری از خانوادههای ایرانی حتی توان خرید نان شب خود را ندارند.
افزایش فقر و زبالهگردی در میان اقشار آسیبپذیر
اختلاسهای کلان مقامات حکومتی مستقیماً به افزایش فقر در جامعه منجر شده است. افزایش تورم، بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم باعث شده که بسیاری از خانوادهها برای تأمین حداقلهای زندگی بهزبالهگردی روی بیاورند. تصاویر دردناک کودکان و سالمندانی که در سطلهای زباله بهدنبال غذا میگردند، نشاندهنده عمق فاجعهای است که این حکومت بر سر مردم آورده است.
زمینخواری و غارت منابع ملی توسط مقامات
یکی دیگر از ابعاد فساد مالی، زمینخواری گسترده توسط مقامات و نهادهای حکومتی است. مناطقی مانند “باستیهیلز” در لواسان، نمونهای از نحوه غارت زمینهای ملی توسط وابستگان حکومتی است. در حالی که بسیاری از مردم حتی توان پرداخت اجاره خانه را ندارند، مقامات با اختلاس و رانتخواری، کاخهایی برای خود ساختهاند که ارزش آنها به میلیاردها تومان میرسد.
نتیجهگیری: رژیم فاسد و آینده ایران
فساد و اختلاس در رژیم حاکم بر ایران نه یک اتفاق تصادفی، بلکه بخشی از ساختار این حکومت است. در حالی که مقامات حکومتی ثروتهای نجومی به جیب میزنند، مردم درگیر فقری تحمیلی هستند. این وضعیت نشان میدهد که تنها راه رهایی از این بحران، تغییر بنیادین در ساختار حکومتی و استقرار یک نظام عادلانه و مردمی است که منابع ملی را بهجای جیب مقامات فاسد، صرف رفاه مردم کند.
❊ مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است.







