اوضاع انفجاری جامعه را حتما نمیتواند کنترل کند. سال ۸۴ خامنهای وضعیت امروز را نداشت و جامعه هم چه از نظر اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در این درجه از شدت قرار نداشت. آن موقع خامنهای احمدی نژاد را آورد و دستگاهش را یکدست کرد، و تمام عیار پشت او رفت تا جایی که گفت من افکارم به احمدی نژاد نزدیک تر از رفسنجانی است.
اما چیزی نگذشت همین احمدی نژاد تبدیل به قلوس شد و یازده روز رفت خانه نشینی کرد و بعد هم به عنوان جریان انحرافی مطرح شد و الان به عنوان یک قلوس دستگاه بیشترین اذیت را میکند. خامنهای نه میتواند دستگیرش کند و به زندان بیاندازد، چون رئیس جمهوری بوده که گفته این از همه به من نزدیکتربوده و نه میتواند او را بپذیرد.
و این وضعیت مجدد در این حکومت تکرار میشود برای اینکه حکومتش شقه شقه است.
نمونه دیگر که الان هست آمدند گفتند میخواهیم رئیس جمهور نظامی روی کار بیاوریم، یک مرتبه ۷نفر نظامی ردیف شدند و هیچکدام هم قبول نمیکند به نفع دیگری کنار برود هر کدام هم یک باندی پشتشان است.
خوب این باندی که فردا میاید روی کار آن باندهای دیگر قبولش نمیکنند. فرض کنید مثلا عزیز جعفری میاید روی کار مگر سلامی قبولش دارد؟ غیر از اینکه این جناح روحانی و اصلاح طلب و اینها هم قبولش ندارند و مردم هم که هیچوقت اینها را قبول نداشتند.
در درون سپاه هم چند جناح با این مخالفت خواهند کرد. خوب این نمی تواند کار کند بعد هم تضادها و بن بستهایی که جلوی خامنهای هست که باید جواب بدهد، مذاکره را میخواهد چکار کند، تحریم را میخواهد چکار کند.
دراین شرایط هر روز هم از حکومتش چیزی بیرون میزند، از نفوذی گرفته تا دستگاههای اقتصادیش تا همین دعواهای باندیاش چگونه میخواهد اینها را جمع کند. کرونا را میخواهد چکار کند.
همه این بن بستها را با چی میخواهد جواب بدهد، چند سال پیش ذخیره ارزی ۱۲۲میلیارد دلار بود. الان چهارمیلیارد دلار شده. یعنی اقتصاد در حال فروپاشی است. این اقتصاد فروپاشیده را میخواهد چکارکند.
با توجه به تمام پارامترهایی که اشاره شد نتیجه میشود که خامنهای با یکپارچه کردن حکومت هم نمیتواند تغییری چندانی ایجاد کند چون پایه نظام دیگر قوت ندارد بویژه که جامعه در موقعیت انقلابی و آماده قیام است.







