نان، بهعنوان قوت غالب مردم ایران، همواره جایگاه ویژهای در سبد غذایی و فرهنگ اجتماعی این کشور داشته است. افزایش ۸۴ درصدی قیمت نان صنعتی و روند رو به رشد قیمت نان سنتی در سال ۱۴۰۴، بار دیگر توجهات را به این کالای اساسی جلب کرده است. این افزایش قیمت، که از سیاستهای اقتصادی دولت پزشکیان نشأت میگیرد، باعث به خطر افتادن زندگی و معیشت میلیونها ایرانی می شود.
دلایل افزایش قیمت نان
افزایش قیمت نان ریشه در عوامل متعدد اقتصادی و سیاسی دارد. بر اساس گزارشها، حذف یارانه آرد از سوی دولت یکی از مهمترین دلایل این افزایش بوده است. این سیاست، که در ادامه برنامههای حذف یارانههای عمومی دنبال میشود، به نانوایان اجازه داده تا قیمت نان را بر اساس شرایط محلی و با هماهنگی استانداریها تعیین کنند. این اقدام بهمنظور کاهش بار مالی دولت و تنظیم بازار آرد و نان انجام شده، اما تأثیرات آن بر مصرفکنندگان غیرقابلانکار است.
یکی دیگر از دلایل این افزایش، بالا رفتن هزینههای تولید نان است. قیمت مواد اولیه مانند آرد، انرژی، و نیروی کار در سالهای اخیر بهطور چشمگیری افزایش یافته است. نانوایان سنتی و صنعتی با چالشهایی مانند کمبود آرد یارانهای و افزایش هزینههای حملونقل مواجه شدهاند. در این میان، نانهای صنعتی که عمدتاً در کارخانجات تولید میشوند، به دلیل وابستگی بیشتر به بازار آزاد، با افزایش قیمت بیشتری مواجه شدهاند. این در حالی است که نانهای سنتی نیز در مسیر افزایش قیمت قرار دارند، چرا که دولت اختیار قیمتگذاری را به استانداران واگذار کرده است.
تورم عمومی اقتصاد ایران نیز نقش مهمی در این زمینه ایفا میکند. با کاهش ارزش پول ملی و افزایش هزینههای زندگی، فشار بر تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بهطور همزمان افزایش یافته است. در این شرایط، نان بهعنوان کالایی که مستقیماً با معیشت مردم ارتباط دارد، به یکی از مهمترین موضوعات اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است.
در همین زمینه
زمینهسازیهای دولت
رژیم ایران در سالهای اخیر با اتخاذ سیاستهای اقتصادی خاص، زمینه را برای افزایش قیمت نان فراهم کرده است. حذف تدریجی یارانههای آرد، که از سال ۱۴۰۳ شدت بیشتری گرفت، بخشی از برنامههای دولت برای آزادسازی اقتصاد و کاهش هزینههای عمومی بوده است. این سیاست با هدف افزایش شفافیت در بازار و کاهش قاچاق آرد اجرا شد، اما به گفته کارشناسان، بدون برنامهریزی کافی برای حمایت از اقشار کمدرآمد همراه بوده است.
واگذاری اختیار قیمتگذاری به استانداریها نیز یکی دیگر از اقدامات دولت است که به نظر میرسد با هدف مدیریت منطقهای قیمتها انجام شده است. این اقدام، اگرچه میتواند به تنظیم قیمتها بر اساس شرایط محلی کمک کند، اما خطر ناهماهنگی و افزایش بیرویه قیمتها در مناطق مختلف را به دنبال دارد. بهعنوان مثال، در برخی استانها، نانوایان از کمبود آرد یارانهای گلایه کردهاند، که این موضوع به افزایش قیمت نان در بازار آزاد منجر شده است.
علاوه بر این، دولت با تبلیغات دروغین سعی کرده است تا این افزایش قیمت را بهعنوان بخشی از اصلاحات اقتصادی ضروری توجیه کند. با این حال، این اقدامات با مقاومتهایی از سوی مردم و نانوایان مواجه شده است، چرا که بسیاری معتقدند این سیاستها بدون توجه به شرایط معیشتی مردم اجرا میشوند.
نگاهی به تاریخ: شورشهای نان و نقش زنان
اولین شورش نان
اولین باری که در تاریخ معاصر ایران، «مسئلهی نان» بدل به عاملی برای خیزش مردم علیه حکومت میشود، به سال ۱۲۳۹ ه.ش بر میگردد. افزایش قیمت نان به سبب نرسیدن غله به شهرها در اثر احتکار مسئولان حکومتی و غارتهای ناشی از قحطی، صفهای طویلی را در برابر نانواییها بوجود آورده بود. زنان به عنوان گردانندگان اصلی اقتصاد خانوار، بیشترین مواجهه و درگیری را با بحران مذکور داشتند. درگیریهای متعدد مردم با یکدیگر در صفهای نان، ضرب و شتم نانوایان و … از جملهی نابسامانیهای ناشی از بحران غله بود.
اوج این ماجرا تا به حدی رسید که در یکی از اعتراضات شهر تهران، چند هزار زن جلوی كالسكه ناصرالدين شاه را كه از شمال برمیگشت میگيرند و از او مصرانه میخواهند تا به وضع بیسر و سامان نان، سر و سامان بدهد. اما با بیاعتنایی شاه قاجار، زنان پیش چشمان وی، دکان نانواییای را غارت میکنند و خدمهی نانوایی را تا سر حد مرگ میزنند. این ماجرا با اعدام کلانتر شهر و بریده شدن گوش چند نفر در مسجد موقتا میخوابد.
شورش نان در تبریز
داستان مشابهی در ۱۲۳۸ ه.ش در تبریز به وقوع پیوسته بود که در جریان آن ۱۶تن کشته میشوند. اما دست آخر انبارهای غله به تصرف مردم در میآید. گزارشهای کنسولگران خارجی در ایران گواهی میدهد که به سبب ممنوعیت شرعی بالا زدن حجاب معمول زنان آن دوره (برقع و نقاب)، زنان پیشگام مبارزه علیهی احتکار نان بودند و در چندین شورش و اعتراض اقدام به اعدام گندم داران، در تنور افکندن نانوایان کم فروش و ضرب و شتم رؤسای انبار غله کردند. چهرهی برجستهی این اعتراضات، زنی بود به نام «زینب پاشا» که به همراه ۳هزار زن دیگر چوب به دست در بازار راه افتاده و کسبه را مجبور به راهپیمایی کرده بودند.
شورش نان در زمان پهلوی
اما سومین جلوهی سیاسی «نان» یا همان شورش نان در تحولات ایران معاصر به آذر ماه ۱۳۲۱بر میگردد. تورم پول ناشي از چاپ بیرويه اسكناس، ارسال غله محصول ايران به شوروی جنگ زده و سودجويی چند معاملهگر با احتكار خواربار مورد نياز مردم و افزودن موادی ديگر به آرد و نامرغوب شدن نان مصرفی، تهران را در ۱۷آذر ۱۳۲۱دچار یک شورش بزرگ کرد که به «شورش نان» شهرت یافت. در جریان این شورش مردم به داخل مجلس ریختند، تعدادی از نمایندگان را کتک زدند و حتی منزل نخست وزیر وقت (قوام السلطنه) را نیز از غارت در امان نگذاشتند.
فرصت برای قیام و جنبش
این حضور زنان در عرصهی مبارزه بر سر «نان» شاید از آن درسهای تاریخی است که مفهوم «شورش نان» را از بار منفی جامعهشناسانهاش به معنی هجوم کور فرودستان به قصد غارت و ویرانی بهدرآورد و از آن همچون یک واکنش حساب شدهی مردمی به فشار روزافزون حاکمیت اعادهی حیثیت کند.
پس گرانی نان فرصتی است مثل افزایش قیمت بنزین برای مردم تا آتش خشم خود بر خرمن نیم سوز شده حکومت بکشند و این عامل نهایی مصیبت و ویرانی را برای همیشه محو سازند.
پیامدها و چشمانداز
افزایش قیمت نان در شرایط کنونی، که بسیاری از خانوارهای ایرانی با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، میتواند به نارضایتیهای اجتماعی دامن بزند. اگرچه دولت با واگذاری اختیارات به استانداریها سعی در مدیریت این بحران دارد، اما نبود برنامههای حمایتی مؤثر برای اقشار کمدرآمد میتواند تبعات منفی این سیاست را تشدید کند. از سوی دیگر، تجربه تاریخی نشان میدهد که مردم ایران، بهویژه زنان، در برابر سیاستهایی که معیشت آنها را تهدید میکند، منفعل نمیمانند.







